تبليغاتX
Political Research and Studies

اشکال ساده و جالبی که مدرک دکتری را تعریف می‌کنند/ دکتری یک نقطه است

یک دانشمند آمریکایی با استفاده از تصاویر ساده ای درجه بندیهای تحصیلی به ویژه مدرک دکتری را در مقایسه با دانش کلی بشری مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، متیو مایت پروفسور علوم رایانه ای دانشگاه یوتاه در وبلاگ شخصی خود گستردگی و فراگیری ملاکهای آکادمیک را در مقایسه با دانش بشری به زبانی ساده نشان داده است.

وی با تصاویر ساده ای نشان داده است که مدارج تحصیلی به ویژه دکتری که به نظر می رسد بالاترین درجه تحصیلی باشد در مفهوم کلی جهانی در چه رتبه ای قرار دارد.

براساس گزارش لوکال هاست، وی در این خصوص نوشته است: “من تعریف جدیدی از ph.D را نشان می دهم. دانشجویان من ph. D این است. اما از آنجا که تعریف زبانی آن بسیار سخت بود من از تصاویر زیر استفاده کردم.”

۱- این تصویر دایره ای محتوی دانش کلی بشر است

۲- وقتی شما دبستان را تمام می کنید مقدار بسیار کمی می دانید

۳- وقتی شما دبیرستان را تمام می کنید چیزهای بیشتری می دانید

۴- وقتی شما مدرک لیسانس خود را می گیرید یک رشته تخصصی به دست آورده اید

۵- فوق لیسانس، رشته تخصصی شما را گودتر می کند

۶- شما به تحقیقات خود ادامه می دهید تا خود را به لبه دانش بشری برسانید

۷- سرانجام شما به مرز دایره می رسید. روی آن تمرکز کنید!

۸- چندین سال برای رسیدن به این مرز خود را به جلو هل می دهید

۹- تا اینکه یکروز این مرز کمی به شما راه می دهد

۱۰- و این فرو رفتگی که ایجاد شده است دکتری نام دارد

۱۱- البته اکنون دنیا به شما متفاوت نگاه می کند

۱۲- اما فراموش نکنید که تصویر آخر را حتما نگاه کنید. شما اکنون تنها در این نقطه کوچک از دانش بشری قرار دارید!


+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/09/04ساعت 18:48 توسط علی فریمانه |



برگردان و ترجمه متن کامل این منشور چنین است:

خط 1. «کورش» (در متن بابلی : «کو - رَ - آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با - بی - لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ - ری) و «اَکـَّد»(اَ‌ک - کـَ - دی - ای)، ...

خط 2. ... همه جهان.

از این جا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان کورش، بلکه به روایت ناظری ناشناخته که می‌تواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو می‌شود.

خط 3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.

خط 4. او آیین‌های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.

خط 5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ - ایلَـه) برای شهر «اور»(او - ریم) و دیگر شهرها ساخت.

خط 6. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهایی ناپسند می‌کرد، خشونت و بدکرداری.

خط 7. او کارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر - اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.

خط 8 او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه‌ای ساکنان شهر را آزار می‌داد. او با کارهای خشن خود مردم را نابود می‌کرد ... همه مردم را.

خط 9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.

خط 10. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه شان رو به ویرانی می‌رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.

خط 11. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.

خط 12. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن - شـَ - اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.

خط 13. او تمام سرزمین «گوتی»(کو - تی - ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همه مردمان «ماد»(اوم - مـان مَـن - دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (منظور همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.

خط 14. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می‌کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشه نیکِ این پشتیبان مردم خرسند بود.

خط 15. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.

خط 16. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانه‌ای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره می‌سپردند.

خط 17. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ - بو - نـَ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.

خط 18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همه فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.

خط 19. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.

خط20.منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشه جهان.

 

از این جا به بعد، روایت به صیغه اول شخص و از زبان کورش بازگو می‌شود:

خط 21. پسر «کمبوجیه»(کـَ- اَم - بو - زی - یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوه «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش پیش» (شی - ایش - بی - ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.

خط 22. از دودمانی کـه همیشه شاه بوده‌اند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـِ - لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـَ بو) گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛

خط 23. همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

خط 24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

خط 25. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.

خط 26. من برده داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.

خط 27. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همه سپاهیان من،

خط 28. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همه شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛

خط 29. و همه پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همه مردم سرزمین‌های دوردست، همه پادشاهان «آموری»(اَ - مور - ری - ای)، همه چادرنشینان،

خط 30. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا «آشـور» (اَش - شور) و «شوش» (شو - شَن)

خط 31. من شهرهای «آگادِه»(اَ - گـَ - دِه)، «اِشنونا»(اِش - نو - نَک)، «زَمبان»(زَ - اَم - بـَ - اَن)، «مِتورنو»(مـِ - تور - نو)، «دیر»(دِ - ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای - دیک - لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.

خط 32. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.

خط 33. هم چنین پیکره خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،

خط 34. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین شان بازگرداندم،

خط 35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»

خط 36. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم) ...

خط 37. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردک‌ها و کبوتران…

خط 38. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور-اِنلیل»(ایم - گور - اِن - لیل) را استوار گردانیدم ...

خط 39.... دیوار آجری خندق شهر را،

خط 40 ... که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛

خط 41. ... به انجام رسانیدم.

خط 42. دروازه‌هایی بزرگ برای آن‌ها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ...

خط 43. ... کتیبه‌ای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش - شور - با - نی - اَپ - لی)

خط 44. ...

خط 45. ... برای همیشه!

+ نوشته شده در دوشنبه 1389/06/29ساعت 16:58 توسط علی فریمانه |


بسم الله الرحمن الرحیم

ای اهل کتاب بیایید به سخنی در آییم که میان ما و شما یکسان است تا جز خداوند یکتا را نپرستیم و انبازی (شریکی) برای او نیاوریم و هیچ کدام از ما پروردگارانی را جز خداوند یکتا به خدایی نگیریم .

سوره مبارکه آل عمران – آیه 64


ادیان الهی همه از نژاد ابراهیم خلیل الله هستند و دین یهود و دین مسیح و دین اسلام از دین حنیف ابراهیم است و از آن سرچشمه معرفت یافته است . اقدام غیر انسانی و نفرت انگیز به آتش کشیدن قرآن کریم و توهین گستاخانه به ساحت منور این کتاب آسمانی که به حق چکیده همه اصول انسانی و معرفت ساز بشری است ، قلب همه خدا پرستان عالم را به درد آورد و مایه شرمساری مدعیان حقوق بشری و ارزشهای انسانی گردید . تأسف انگیز تر آنکه کسانی این اهانت نا بخشودنی را مرتکب شده اند که داعیه دار مکتب پیامبر صلح و مهربانی و عطوفت حضرت مسیح علیه السلام هستند و مگر می شود از پیامبری که جز به بزرگی ، پاکی ، مهربانی و صداقت و احترام به ادیان آسمانی ، شهادت کائنات برای اوست که مکتبش همه رأفت و انسانیت بوده است و مادر گرامیش نیز از سلاله پاکان عرش است ، توقع جز این داشت که رهروان دین آسمانی اش به پاکی و عطوفت پیامبر خاتم محمد مصطفی (ص) معتقد باشند و از همه مهمتر مگر غیر از این است که ادیان الهی همه از سرزمین مقدس ذهن انسانی سرچشمه می گیرند و از یک روح جان گرفته اند و آن جان جانان همانا خداوند تبارک و تعالی است ؟ 

آیا این اهانت بزرگ و عظیم و نابخشودنی جز اهانت به ذات پاک و بلند مرتبه کبریایی است؟ 

آیا این اهانت وقیحانه اهانت به ساحت پاک پیامبران و انبیاء الهی نیست ؟

تعالیم آسمانی ادیان الهی همه و همه به موحدان و خداپرستان و یکتا پرستان عالم، پرهیز از اهانت به ساحت مقدسات نزد مردمان هر دین و آیین و قوم و ملتی است . آیا با این وصف نباید به ادیان احترام ویژه نمود؟و از توهین و گستاخی پرهیز کرد؟ دست جبار صهیونیسم بین الملل در این اهانت رسوا شده به خوبی مشهود است .تاریخ این قوم گستاخ و سست ایمان بخوبی پرونده مفصلی از جنایت بشری را در خود به ره آورد ، آورده است .

ما ضمن محکوم کردن این اهانت آشکار و نفرت انگیز که تنها نشانه سست ایمانی و ضعف ایمان و درک حقیقت خدا پرستی و یکتا پرستی است ، از همه خدا جویان و پیروان الهی توقع داریم ، ضمن محکوم کردن این اقدام و اعلام انزجار از آن که همانا به درستی دسیسه شیاطین و خائنان به بشریت است ، از ادامه این گونه حرکات جلوگیری نموده و آنرا به شدت تقبیح نمایند. ما از تمام مسلمانان سراسر جهان انتظار داریم ضمن اعتراض و اعلام غیرت دینی ، از دست زدن به اعمال و گفتار خارج از شأن یک مسلمان راستین و پیرو قرآن کریم پرهیز نمایند . 

از آزادیخواهان جهان نیز انتظار داریم با اعلام اعتراض و شرکت در مراسم راهپیماییهای مختلف در همه شهرهای جهان این رفتار غیر بشری را محکوم نمایند.


طرح شيطاني تري جونز


+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 0:46 توسط علی فریمانه |


با سلام
چند عکاس و فیلمبردار در نیویورک دور یک آمریکایی حلقه زدند تا جنایت او را به تصویر بکشند. این شهروند آمریکایی، فندکی از جبیش بیرون آورد و در مقابل چشم مردم صفحات یک جلد قرآن را آتش زد.
جالب آن که پلیس در لحظات اول مداخله​ای نکرد اما بعد از آن که این فرد عمل شنیع خود را انجام داد فقط او را از محل دور کرد.
ده​ها تصویربردار و عکاس و شهروندان آمریکایی با دوربین​های موبایل خود، صحنه این جنایت را ثبت کردند…

خبرگزاری رویترز نیز با انتشار تصاویری از این اتفاق، عکس​هایی را منتشر کرد که در پشت سر این مرد پلاکاردی با عنوان ” Real American Dont Burn Quran ” قرار داشت تا شاید کمی از حساسیت ماجرا کم کند!
این در حالی است که در روزهای قبل کشیش جونز که قصد داشت در ۱۱سپتامبر قرآن را به آتش بکشد، از تصمیم خود عقب​نشینی کرده بود.
تصاویر دیگری نیز از قرآن​سوزی در آمریکا منتشر شده است از جمله، پاره کردن صفحات قرآن، بنزین ریختن و آتش زدن قرآن و انداختن قرآن در منقل.
به نظر می​رسد موضع​گیری کشورهای جهان اسلام به این هتاکی شدید باشد.
ضمن عذرخواهی از انتشار این فیلم که فقط برای اطلاع رسانی است این ضایعه را به همه مسلمانان جهان تسلیت می​گویم.

دانلود ويدئو با فرمت wmv (با حجم 9 مگابايت و لينک مستقيم)
دانلود ويدئو با فرمت flv (با حجم 7 مگابايت و لينک مستقيم)

توجه: براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
 


براي مشاهده اين پوستر در ابعاد بزرگتر، روي آن کليک نمائيد

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/06/24ساعت 0:54 توسط علی فریمانه |

تری جونز افراطی مسیحی سردمدار جریان قرآن‌سوزی در آمریکا شده است. 

به گزارش خبرآنلاین این افراطی که کتابی هم علیه دین مبین اسلام نوشته به رسانه‌ها گفته قانون اساسی آمریکا اجازه آتش زدن قرآن را به وی می‌دهد. وی و اعضای فرقه‌اش می‌خواهند قران را روز 11 سپتامبر بسوزانند.

این تصمیم جاهلانه نه تنها با واکنش خشمناک مسلمانان روبرو شده بلکه فرماندهان آمریکایی در خاورمیانه و بخصوص در افغانستان با ترس از این کار، هشدار داده‌اند که عواقب این کار غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود.

او نپذیرفته است که عمل شنیع خود را در کلیسای گینسویل فلوریدا متوقف سازد و به مردم گفته از ساعت 6 تا 9 بعدازظهر بدانجا بروند.

اخیرا مسیحیون افراطی به تعدای مسجد در آمریکا حمله کرده و آنها را به آتش کشیده‌اند. 

مخالفان ساکن منطقه با حضور نزدیک کلیسا، اعتراض خود را اعلام کرده‌اند.



.

تصویر/سردمدار افراطی جریان قرآن سوزی در امریکا

تصویر/سردمدار افراطی جریان قرآن سوزی در امریکا

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/06/17ساعت 22:10 توسط علی فریمانه |

مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در گزارشي كه براي اولين‌بار ارايه داد تاكيد كرد كه در موقعيتي قرار ندارد كه بتواند اطلاعاتي را ارايه كند كه به قابليت‌هاي هسته‌يي اسراييل مربوط باشد. مديركل در عين حال با اشاره به سفرش به اراضي اشغالي و ديدار با مقامات صهيونيست مي‌افزايد كه نگراني كنفرانس عمومي درباره توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل را با اين مقامات مطرح و از اين رژيم براي الحاق به معاهده‌ي منع اشاعه تسليحات هسته‌يي (ان‌.پي.تي) و قرار دادن تمامي تاسيسات هسته‌يي‌اش تحت پادمان‌هاي جامع آژانس دعوت كرد.

اما وزارت امور خارجه رژيم صهيونيستي در پاسخ به يوكيا آمانو در نامه‌اي كه به اين گزارش پيوست شده، مدعي است كه قطعنامه‌ي "توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل" داراي "انگيزه‌ي سياسي" است و مي‌كوشد توجهات را از "چالش‌هاي واقعي اشاعه در خاورميانه" منحرف كند.

وزارت امور خارجه‌ي رژيم صهيونيستي با تاكيد بر خروج اين موضوع از دستور كار آژانس مدعي شده است كه اين قطعنامه "مغاير اصول مقدماتي و هنجارهاي حقوق بين‌الملل است" و مي‌افزايد كه "اين حق حاكميتي هر كشوري است كه تصميم بگيرد به يك معاهده ملزم شود يا خير."

به گزارش ايسنا، متن كامل گزارش مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره برنامه‌ي هسته‌يي رژيم صهيونيستي به شرح زير است:

« گزارش مديركل

A.مقدمه

1 ـ در قطعنامه GC(53)/RES/17 ، مصوب 18 سپتامبر 2009 ،‌ كنفرانس عمومي:

(a) درباره تهديد ناشي از اشاعه تسليحات هسته‌يي براي امنيت و ثبات خاورميانه ابراز نگراني كرد.

(b) هم‌چنين "درباره توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل" ابراز نگراني كرد و از اسراييل خواست به "ان‌.پي.تي" ملحق شود و تمامي تاسيسات هسته‌يي‌اش را تحت پادمان‌هاي جامع آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قرار دهد".

(c) از "مدير كل خواست به كشورهاي مربوطه درباره دستيابي به اين هدف كار كند"؛

(d) تصميم گرفت "به نحو مقتضي موضوع را پيگيري كند" و از مديركل خواست " درباره اجراي اين قطعنامه به شوراي حكام و كنفرانس عمومي در پنجاه و چهارمين نشست آن تحت دستور كاري با عنوان "توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل" گزارش دهد."

2 ـ شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در نشست مورخ ژوئن 2010 درباره موضوع "توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل" مذاكره كرد.

3 ـ اين گزارش به وسيله مديركل در پاسخ به قطعنامه GC(53)/RES/17 كنفرانس عمومي با در نظر داشتن مذاكرات شوراي حكام درباره اين موضوع در ژوئن 2010 و پاسخ‌هاي كشورهاي عضو به نامه مورخ 7 آوريل 2010 درباره اين موضوع ارايه مي‌شود .

B. اقداماتي كه مديركل اتخاذ كرد:

4 ـ در 7 آوريل 2010 مديركل نامه‌هايي را به دولت‌هاي همه كشورهاي عضو آژانس ارسال و از آن‌ها درخواست كرد به وي درباره هرگونه نظري كه ممكن است در رابطه با برآوردن اهداف GC(53)/RES/17 داشته باشند، اطلاع دهند.

5 ـ مديركل طبق اختياراتش مشاوراتي را با نمايندگان كشورهاي عضو در منطقه خاورميانه و نيز ديگر كشورهاي عضو مربوطه به صورت رسمي و غيررسمي انجام داد.

6 ـ مديركل در اوت 2010 از اسراييل ديدن كرد و با شيمون پرز ـ رييس‌جمهور اسراييل ـ ملاقات كرد و با بنيامين نتانياهو، ‌وزير امور خارجه، دان مريدور، معاون نخست وزير و وزير اطلاعات و انرژي اتمي و شائول چورف ـ مديركل كميسيون انرژي اتمي اسراييل ـ مذاكراتي انجام داد. مديركل در طول سفرش نگراني كنفرانس عمومي درباره توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل را مطرح كرد، از اسراييل دعوت كرد الحاق به معاهده‌ي منع اشاعه تسليحات هسته‌يي (ان‌.پي.تي) را بررسي كند و تمام تاسيسات هسته‌يي‌اش را تحت پادمان‌هاي جامع آژانس بين‌المللي انرژي اتمي آن طور كه در قطعنامه GC(53)/RES/17 درخواست كرد، قرار دهد. اسراييل در پاسخ نظراتش را به مديركل ارايه كرد كه در راستاي نظراتي است كه در نامه مورخ 26 ژوئن 2010 آويگدور ليبرمن ـ معاون نخست‌وزير و وزير امور خارجه اسراييل ـ كه يك نسخه از آن در پيوست 2 اين گزارش موجود است،‌ منعكس شده بود.

C. توانايي‌هاي هسته‌يي اسراييل

7 ـ در حال حاضر آژانس بين‌المللي انرژي اتمي پادمان‌هايي را در اسراييل پيرو توافقنامه پادمان INFCIRC/66 مورخ 4 آوريل 1975 منعقده ميان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي،‌ اسراييل و ايالات متحده آمريكا (INFCIRC/249) كه با پروتكل 28 سپتامبر 1977 (INFCIRC/249/Add.1) تمديد شد، ‌اعمال مي‌كند. اين توافق به يك توافق مورخ 12 ژوييه 1955 درباره‌ي مصارف صلح‌آميز انرژي هسته‌يي ميان دولت اسراييل و آمريكا مرتبط است. اسراييل پروتكل الحاقي توافقنامه پادمان را منعقد نكرده است.

8 ـ آژانس پيرو توافق‌نامه پادمان، پادمان‌هايي را در راكتور تحقيقاتي اسراييل كه در مركز تحقيقات هسته‌يي سورق (SNRC) واقع است و كميسيون انرژي اتمي اسراييل آن را اداره مي‌كند، ‌اعمال مي‌كند. تامين آن را آمريكا به عهده داشت و در ژوئن 1960 فعاليتش را آغاز كرد. ديگر تاسيسات هسته‌يي تحت پادمان‌ها شامل يك تاسيسات انبار اورانيوم و يك تاسيسات آب سنگين و انبار مواد است كه هر دو در SNRC واقع هستند.

9 ـ در رابطه با اسراييل، برخلاف كشورهايي كه توافق‌نامه پادمان‌هاي جامع را اجرا مي‌كنند، فعاليت‌هاي راستي‌آزمايي آژانس و اظهاريه‌هاي دولت براي آژانس محدود است به مواد، ‌تجهيزات و تاسيساتي كه در تعهدات پادماني‌اش مشخص شده است. آژانس در سال 2009 به اين نتيجه رسيد كه در اسراييل مواد، تاسيسات يا ديگر موضوعات هسته‌يي كه پادمان‌ها درباره آن‌ها اعمال شده است هم چنان فعاليت‌هايي صلح‌آميز باقي‌ماند‌ه‌اند.

10 ـ دبيرخانه با توجه به آن چه در فوق آمد در موقعيتي نيست كه به شوراي حكام و كنفرانس عمومي فهرستي از تمام آن تاسياست هسته‌يي را ارايه دهد كه مي‌تواند موضوع پادمان‌ها پيرو توافقنامه پادمان‌هاي جامع در صورتي باشد كه اسراييل با آژانس چنين توافقي را منعقد كند.

11 ـ دبيرخانه هم چنين در موقعيتي نيست كه اطلاعاتي را ارايه كند كه مي‌تواند به قابليت‌هاي هسته‌يي اسراييل كه فراتر از آن چه در اين بخش گزارش و در گزارش هر سال مديركل به شوراي حكام درباره اجراي پادمان‌ها است مربوط باشد.»

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/06/17ساعت 22:9 توسط علی فریمانه |

مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در گزارش جديد خود درباره برنامه هسته‌اي ايران بر نبود انحراف در فعاليتهاي هسته‌اي تهران تاكيد كرد.

به گزارش فارس، "يوكيو آمانو " مدير كل ژاپني آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گزارش جديد خود درباره برنامه هسته‌اي ايران را دوشنبه شب منتشر كرد كه متن كامل آن به شرح زير است:

***

اجراي توافقنامه پادمان‌هاي ان‌پي‌تي و مفاد مرتبط با قطعنامه‌هاي شوراي امنيت در جمهوري اسلامي ايران

گزارش مديركل

1. اين گزارش مديركل به شوراي حكام و ،بطور موازي، به شوراي امنيت درباره اجراي توافقنامه پادمان‌هاي ان‌پي‌تي و مفاد مرتبط با قطعنامه‌هاي شوراي امنيت در جمهوري اسلامي ايران است. اين گزارش به تحولات پس از گزارش قبلي در مي 2010 مي‌پردازد.

2. شوراي امنيت در 9 ژوئن 2010 قطعنامه 1929 (2010) را تصويب كرد كه بر اساس آن:

* شوراي امنيت تاييد كرد كه ايران به درخواست‌هاي شوراي حكام نپرداخته و از قطعنامه‌هاي 1696 (2006), 1737 (2006), 1747 (2007)، 1803 (2008) شوراي امنيت پيروي نكرده است.

* شوراي امنيت تاييد كرد كه ايران، بدون تاخير بيشتر، بايد اقدامات درخواست شده توسط شوراي حكام در قطعنامه‌هاي GOV/2006/14 و GOV/2009/82 را انجام دهد.

* شوراي امنيت بر اين نكته صحه گذاشت كه ايران، بدون تاخير بيشتر، بايد اقدامات تصريح شده در بند 2 قطعنامه 1737 (2006) (تعليق تمام فعاليتهاي بازفرآوري و مرتبط غني‌سازي بعلاوه كار بر روي فعاليتهاي مرتبط رآكتور آب سنگين) را انجام دهد.

* شوراي امنيت مجدد تصريح كرد كه ايران بايد بطور كامل با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در زمينه تمام مسائل باقيمانده به ويژه آنهايي كه نگراني‌ها درباره ابعاد احتمالي نظامي برنامه هسته‌اي ايران را افزايش مي‌دهند، همكاري كند كه اين همكاري شامل تامين دسترسي به تمام سايتها، تجهيزات، اشخاص و مدارك مورد درخواست آژانس مي‌شود؛

* شوراي امنيت تصميم گرفت كه ايران بايد، بدون تاخير، به توافق پادمان‌هاي خود بطور كامل و بدون هيچگونه شرطي پايبند باشد كه اين شامل بكارگيري كد تعديل شده 3.1 ترتيبات اجرايي مي‌شود؛ اين شورا از ايران خواست تا موكدا مطابق با مفاد پروتكل الحاقي اقدام كرده و سريعا آن را بپذيرد؛ شوراي امنيت تاكيد كرد كه مطابق ماده 24 و 39 توافق پادمان‌هاي ايران، توافق پادمان‌هاي ايران و ترتيبات اجرايي آن شامل كد تعديل شده 3.1 بطور يكجانبه توسط ايران قابل اصلاح يا تغيير نيستند. شورا خاطر نشان كرد كه مكانيزمي در توافق براي تعليق هر يك از مفاد ترتيبات اجرايي وجود ندارد؛

* شوراي امنيت مجدد تاكيد كرد كه ايران مطابق با الزامات خود تحت قطعنامه‌هاي قبلي مبني بر تعليق تمام فعاليتهاي مرتبط غني‌سازي، رآكتور آب سنگين و بازفرآوري، نبايد كار ساخت و ساز در هر يك از تاسيسات جديد غني‌سازي اورانيوم، بازفرآوري يا مرتبط با آب سنگين را آغاز كند و بايد هر گونه ساخت و ساز در حال جريان چنين تاسيساتي را متوقف كند.

* شوراي امنيت از مديركل خواست تا تمام گزارشهاي مديركل درباره بكارگيري پادمان‌ها در ايران را به شوراي امنيت انتقال دهد؛

* شوراي امنيت از مديركل خواست تا طي 90 روز گزارشي را درباره اينكه آيا ايران تعليق تمام فعاليتهاي ذكر شده در قطعنامه1737 (2006) را اجرايي كرده و به تعليق آنها ادامه داده است يا نه، تهيه كند. شوراي همچنين از مديركل خواست تا گزارشي را درباره روند پايبندي ايران به تمام گامهاي مورد نياز شوراي حكام و به ساير مفاد قطعنامه‌هاي 1737 (2006), 1747 (2007), 1803 (2008) و 1929 (2010) تهيه كند.

A. فعاليتهاي مرتبط غني‌سازي فعلي

A.1. نطنز: تاسيسات غني‌سازي سوخت و تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت

3. تاسيسات غني‌سازي سوخت: دو سالن آبشاري در تاسيسات غني‌سازي سوخت وجود دارند: سالن آبشاري A و سالن آبشاري B. با توجه به اطلاعات طراحي ارائه شده توسط ايران، 8 واحد (واحدهاي A21 تا A28) براي توليد سالن A، با 18 آبشار در هر واحد برنامه‌ريزي مي‌شوند. اطلاعات طراحي مفصلي درباره سالت توليد B ارائه نشده است.

4. ايران در 28 آگوست 2010 گاز هگزا فلورايد اورانيوم طبيعي (يواف6) را به 17 آبشار واحد A24، 6 آبشار واحد A26 در تاسيسات غني‌سازي سوخت تزريق مي‌كرد. تمام 18 آبشار واحد A28 و آبشار باقيمانده واحد A24 و باقي 12 آبشار واحد A26 ( شش آبشاري كه تحت خلأ بودند) همچنين نصب شدند، اما هگزا فلورايد اورانيوم در آنها تزريق نمي‌شد. تا‌ آن تاريخ، تمام سانتريفيوژهاي نصب شده شامل ماشين‌هاي IR-1، كه از آن 164 عدد در هر آبشار وجود دارد، هستند. كار نصب در واحدهاي A21، A22، A23، A25 و A27 ادامه داشت اما هيچ سانتريفيوژي نصب نشده بود. تا تاريخ 28 آگوست 2010، هيچ كار نصبي در سالن توليد B نشده بود.

5. آژانس در 22 نوامبر 2009 يك راستي‌آزمايي فهرست اقلام فيزيكي در تاسيسات غني‌سازي سوخت انجام داد. آژانس با مدنظر قرار دادن اطلاعات جديد ارائه شده توسط ايران، به ارزيابي خود از تعادل مواد براي دوره 18 نوامبر 2008 تا 22 نوامبر 2009 ادامه مي‌دهد. ايران در نامه‌هايي به تاريخ 9 آگوست 2010 و 17 آگوست 2010 به آژانس اطلاع داد كه مقدار مواد هسته‌اي در تاسيسات را كم تخمين زده بود و يك برآورد بازبيني شده را ارائه كرد. ايران همچنين درباره اينكه چگونه قصد داشت سيستم حسابداري مواد هسته‌اي تاسيسات را بهبود بخشد، به آژانس اطلاع داد. آژانس تا زماني كه ارزيابي آن كامل شود، نمي‌توان تعادل مواد هسته‌اي را تاييد كند.

6. ايران تخمين زده است كه بين 23 نوامبر 2009 و 6 آگوست 2010، 995 كيلوگرم ديگر يواف6 با درصد غناي پايين توليد كرده است، كه بنابراين مجموع توليد يواف6 با درصد غناي پايين از فوريه 2007 تا كنون به دو هزار و 803 كيلوگرم مي‌رسد. مواد هسته‌اي در تاسيسات غني‌سازي سوخت (شامل تزريق، محصول و دور‌ريز) بعلاوه تمام آبشارهاي نصب شده و ايستگاههاي تزريق و تخليه تحت نظارت و كنترل آژانس باقي هستند. آژانس در نامه‌اي به تاريخ 19 جولاي 2010، شماري از اتفاقات شامل شكستن مهر و موم توسط اپراتور در تاسيسات غني‌سازي سوخت را به ايران يادآوري كرد. ايران در نامه‌اي به تاريخ 9 آگوست 2010 اطلاعات بيشتري را درباره اين اتفاقات ارائه كرده و اعلام كرد كه شكستن مهر و موم‌ها اتفاقي بوده و "تمام توصيه‌ها و آموزش‌هاي لازم به اپراتور به منظور مراقبت و كنترل بيشتر در اين زمينه ارائه شده است. " نتايج پادمان‌هاي شكستن مهر و موم‌ها توسط آژانس و بر اساس تكميل راستي‌آزمايي فهرست اقلام فيزيكي بعدي كه در حال حاضر براي اكتبر 2010 برنامه‌ريزي شده است، ارزيابي خواهد شد.

7. آژانس از فوريه 2007 شمار زيادي نمونه‌هاي محيطي در تاسيسات غني‌سازي سوخت گرفته است كه نتايج آنها نشان از سطح غني‌سازي اورانيوم كمتر از 5 درصد اورانيوم 235 دارد. در يك نتيجه جديد، تعداد كمي از موادي از نمونه‌هاي گرفته شده در ناحيه آبشاري با سطح غني‌سازي بين 5 درصد و 7.1 درصد اورانيوم 235 تشخيص داده شدند كه اين ميزان بيشتر از سطح اعلام شده در پرسشنامه اطلاعات طراحي بود. آژانس در نامه‌اي به تاريخ 13 آگوست 2010 به ايران درباره اين موضوع اطلاع داد و توضيحاتي را در اين زمينه خواستار شد. ايران در نامه‌هايي به تاريخ 17 آگوست 2010 و يكم سپتامبر 2010 توضيحات احتمالي را به همراه نكات تاييد كننده، براي حضور اين مواد ارائه كرد. توضيحات ايران با يافته‌هاي آژانس مغاير نيست.

8. تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت: تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت يك مركز تحقيق و توسعه و يك مركز آزمايشي توليد اورانيوم با درصد غناي پايين است كه براي اولين بار در اكتبر 2003 عملياتي شد. اين تاسيسات يك سالن دارد كه مي‌تواند 6 آبشار را در خود جاي دهد. آبشارهاي 1 و 6 كه هر كدام مي‌توانند 164 ماشين داشته باشند، به منظور توليد اورانيوم با درصد غناي پايين كه تا 20 درصد اورانيوم-235 غني‌سازي مي‌شوند، طراحي مي‌شوند. بخش ديگر سالن آبشار به عنوان ناحيه تحقيق و توسعه طراحي مي‌شوند.

9. در ناحيه تحقيق و توسعه تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت، بين تاريخ 22 مي 2010 و 20 آگوست 2010، مجموع 84 كيلوگرم يواف6 طبيعي به يك آبشار IR-4 با 20 دستگاه، آبشار IR-2m با 20 دستگاه و سانتريفيوژهاي تكي IR-1، IR-2m و IR-4 تزريق شد. در اين ناحيه هيچ اورانيوم با درصد غناي پايين تخليه نمي‌شود چونكه محصول و دورريز اين فعاليت تحقيق و توسعه در پايان فرآيند باز تركيب مي‌شوند.

10. ايران در 9 فوريه 2010 تزريق يواف6 با درصد غناي پايين را به آبشار يك با هدف اعلام شده مبني بر توليد يواف6 غني‌شده تا 20 درصد اورانيوم 235 به عنوان سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران، آغاز كرد. ايران متعاقبا به آژانس اطلاع داد كه قصد دارد يك آبشار دوم IR-1 با 164 دستگاه (6 آبشاري) را در تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت نصب كرده و آن را به آبشار يك و با هدف كاهش دورريز غني‌سازي از 2 درصد به 0.7 درصد اورانيوم235 متصل كند. افزايش سطح غني‌سازي و همچنين ارتباط دو آبشار مستلزم رويكرد جديد پادمان‌ها بود كه از 15 مه 2010 اجرا شده است.

11. ايران طي نامه‌اي كه در تاريخ 30 ژوئن 2010 نوشته شده بود، به آژانس اتمي اطلاع داد كه قصد دارد تزريق اورانيوم با درصد غناي پايين به آبشارهاي 1 و 6 متصل شده را آغاز كند و بر همين اساس نيز از آژانس درخواست كرد تا ترتيباتي را مجددا اتخاذ كند كه به ايران اجازه دهد تا اين دو آبشار را طبق برنامه راه‌اندازي كند. آژانس نيز در تاريخ 3 ژوئيه 2010 به اين درخواست جامه عمل پوشاند. ايران در تاريخ 17 ژوئيه 2010 به آژانس اطلاع داد كه تزريق دورريزها به آبشار 6 از آبشار 1 را در تاريخ 13 ژوئيه 2010 آغاز كرده است.

12. ايران تخمين زده است كه در تاريخ 9 فوريه تا 20 آگوست 2010، مجموعاً حدود 310 كيلوگرم هگزا فلوريد اورانيوم غني‌شده در تأسيسات غني‌سازي سوخت به آبشار1 تزريق شد و 22 كيلوگرم هگزا فلوريد اورانيوم غني‌شده تا "اورانيوم-235 " 20 درصد نيز توليد شد. هگزا فلوريد اورانيوم توليد شده به طور مرتب توسط ايران از آبشار1 تخليه و به درون سيلندري با گنجايش حدود 25 كيلوگرم هگزا فلوريد اورانيوم بارگذاري مي‌شود. اين مواد تحت نظارت و بازرسي آژانس است. ايران اعلام كرده است كه وقتي ظرفيت اين سيلندر تكميل مي‌شود، پس از آنكه آژانس اتمي از اين مواد براي انجام تحليل تخريبي نمونه‌برداري كرد، هگزا فلورايد اورانيوم موجود در آن را همگن خواهد كرد.

13. از تاريخ 7 آوريل 2010 به بعد، نتايج نمونه‌هاي محيطي گرفته‌شده از تأسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت نشان مي‌دهد كه در اين تأسيسات، مراحل غني‌سازي از حداكثر سطح غني‌سازي مطرح شده در پرسشنامه اطلاعات طراحي (كه كمتر از 20 درصد غني‌سازي اورانيوم-235 است) فراتر نرفته است.

A.2. قم: تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو

14. ايران در سپتامبر 2009، به آژانس اتمي اطلاع داد كه در حال ساخت تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو است كه در نزديكي شهر قم واقع شده است. آژانس تأييد كرد كه تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو با هدف در بر گرفتن 16 آبشار با مجموع حدود 3 هزار سانتريفيوژ ساخته شده است.

15. آژانس اتمي چندين‌ بار از ايران خواسته است تا اطلاعات بيشتري را در رابطه با زمانبندي مراحل طراحي و ساخت تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو به همراه هدف اوليه اين سايت ارائه دهد. ايران نيز در پاسخ به اين درخواست اعلام كرده است كه "مكان اين سايت [در نزديكي قم] از ابتدا به عنوان منطقه كلي پناهگاه‌هاي احتمالي پدافند غيرعامل با موارد كاربرد گوناگون در نظرگرفته شده است. سپس اين مكان در نيمه دوم سال 2007، براي ساخت اين تأسيسات غني‌سازي در نظر گرفته شده است ". آژانس اتمي نيز بر ضرورت دسترسي به شركت‌هاي دخيل در طراحي و ساخت‌وساز تأسيسات غني‌سازي فردو تأكيد كرده است. آژانس به ايران اطلاع داده است كه اطلاعات بسيار زيادي از تعدادي از منابع دريافت كرده است كه نشان مي‌دهد كار طراحي اين تأسيسات در سال 2006 آغاز شده بود. ايران در تاريخ 4 ژوئن 2010، در نامه‌اي به مديركل آژانس اعلام كرد كه "هيچ مبناي قانوني " كه طبق آن آژانس بتواند اطلاعات مربوط به زمانبندي و هدف ايجاد تأسيسات غني‌سازي فردو را درخواست كند، وجود ندارد و آژانس نيز "ملزم به مطرح كردن هيچ سؤالي فراتر از توافق پادمان‌ها نيست ". آژانس اتمي معتقد است كه سؤالاتي كه مطرح كرده است در چارچوب توافق پادمان‌ها است و اطلاعات درخواست شده نيز براي تأييد زمانبندي و هدف اصلي تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو توسط آژانس اتمي به منظور ايجاد اطمينان از اين امر كه اظهارات ايران كامل و صحيح است، ضروري است.

16. ايران در پاسخ به درخواست آژانس مبني بر ارائه پرسشنامه كامل اطلاعات طراحي تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو، ضمن تسليم نامه‌اي به مديركل آژانس در تاريخ 4 ژوئن 2010، اعلام كرد كه "به تعهدات خود در ارتباط با پرسشنامه اطلاعات طراحي تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو تحت توافقنامه پادماني خود عمل كرده است ". آژانس اتمي چندين بار به ايران اطلاع داده است كه معتقد است بر اساس وضعيت كنوني ساخت‌وساز اين تأسيسات، اطلاعات بيشتري بايد در اختيار ايران قرار گيرد و اين اطلاعات بايد در پرسشنامه اطلاعات طراحي گنجانده شود.

17. آژانس اتمي از ماه اكتبر سال 2009 به طور متوسط هر ماه يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو به انجام رسانده است. آژانس تأييد كرده است كه ساخت‌وساز اين تأسيسات در حال جريان است. از 28 آگوست 2010 به بعد هيچ سانتريفوژي وارد اين تأسيسات نشده است. در نتايج نمونه‌هاي محيطي گرفته شده در تأسيسات غني‌سازي سوختي فردو تا تاريخ 16 فوريه 2010 به هيچ عنوان هيچ نشانه‌اي از وجود اورانيوم غني‌شده نبود.

A.3. ديگر فعاليت‌هاي مرتبط غني‌سازي

18. با توجه به اظهارات ايران در تاريخ 7 فوريه 2010 مبني بر اينكه فناوري غني‌سازي اورانيوم ليزري در اختيار دارد و همچنين اظهارات اين كشور در تاريخ 9 آوريل 2010 در ارتباط با توسعه نسل سوم سانتريفيوژها، آژانس اتمي طي نامه‌اي به ايران در تاريخ 18 آگوست 2010 بر درخواست پيشين خود مجددا تأكيد كرد مبني بر اينكه ايران امكان دسترسي به مكان‌هاي بيشتر مرتبط با توليد سانتريفيوژها، تحقيق و توسعه در خصوص غني‌سازي اورانيوم (شامل غني‌سازي ليزري) و فعاليت‌هاي مرتبط با اكتشاف و آسياب اورانيوم را [براي آژانس] فراهم آورد. ايران در پاسخ به اين درخواست در تاريخ 21 آگوست 2010، هيچ يك از اطلاعات درخواستي را در اختيار آژانس قرار نداد و در عوض تأكيد كرد كه به "همكاري خود با آژانس تحت توافقنامه پادمان‌هاي خود ادامه مي‌دهد ".

A.فعاليت‌هاي بازفرآوري

19. آژانس اتمي به نظارت بر استفاده از سلول‌هاي داغ در راكتور تحقيقاتي تهران و تأسيسات توليد راديوايزوتوپ موليبدنيوم، يد و زنون (MIX) ادامه داده است. آژانس يك بازرسي و يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي را در راكتور تحقيقاتي تهران در تاريخ اول آگوست 2010 و همچنين يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در تأسيسات توليد راديو ايزوتوپ موليبدنيوم، يد و زنون نيز در تاريخ 31 ژوئيه 2010 انجام داده است. هيچ نشانه‌اي از فعاليت‌هاي مرتبط با بازفرآوري در اين تأسيسات وجود نداشت. در حاليكه ايران اعلام كرده است هيچ گونه فعاليت‌ مرتبط با بازفرآوري در اين كشور ندارد، آژانس اين امر را فقط در ارتباط با اين دو تأسيسات مي‌تواند تأييد كند، همانگونه كه پروتكل الحاقي ايران اجرا نشده است.

B.پروژه‌هاي مرتبط با راكتور آب سنگين

20. همانگونه كه در گزارش‌هاي پيشين مديركل آژانس اشاره شد، آژانس، آنچنان كه شوراي امنيت ملزم دانسته بود، درخواست كرده است كه ايران ترتيبات لازم را اتخاذ كند تا دسترسي هر چه سريعتر آژانس به موارد زير را مهيا كند: مركز توليد آب سنگين؛ آب سنگين ذخيره شده در تأسيسات تبديل اورانيوم به منظور نمونه‌برداري؛ و هر مكان ديگري در ايران كه پروژه‌هاي مرتبط آب سنگين در حال انجام هستند. ايران در پاسخ خود به تاريخ 10 فوريه 2010 اعلام كرد كه درخواست‌هاي آژانس "از آنجايي كه فراتر از توافق پادمان‌هاي ما است، هيچ مبناي قانوني ندارد " و همچنين اين درخواست‌ها فراتر از قطعنامه‌هاي مرتبط شوراي امنيت است كه "تنها خواستار راستي‌آزمايي تعليق است ". ايران همچنين اعلام كرد كه فعاليت در پروژه‌هاي مرتبط با آب سنگين را به حالت تعليق در نياورده است. ايران تا آن تاريخ دسترسي درخواست‌شده را مهيا نكرده است.

21. در 2 آگوست 2010، آژانس يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در راكتور IR-40 در اراك انجام داد. آژانس تأييد كرد كه ساخت‌وساز اين تأسيسات در حال انجام است و ساخت‌وساز ساختمان‌هاي غيرنظامي تقريبا كامل و برخي تجهيزات مهم در اين تأسيسات نصب شده است. تجهيزات نصب شده شامل جرثقيل اصلي در ساختمان راكتور و فشارسنجي براي سيستم خنك‌كننده راكتور مي‌شود. بنا به اعلام ايران، راه‌اندازي راكتور IR-40 هم‌اكنون براي شروع در سال 2013 طراحي شده است. در ساختمان پرتوشيمي، سازه بتوني براي سلول‌هاي داغ آماده بود، اما هيچ پنجره سلول داغ يا بازوي مكانيكي حاضر نبود.

22. بر اساس تصاوير ماهواره‌اي، به نظر مي‌رسد تأسيسات توليد آب سنگين (HWPP) مجددا در حال فعاليت است. با اين وجود، بدون دسترسي به تأسيسات توليد آب سنگين، آژانس قادر به تأييد اظهارات ايران مبني بر به تعليق در نياوردن فعاليت روي پروژه‌هاي مرتبط با آب سنگين نخواهد بود و در نتيجه نمي‌تواند گزارش كاملي را در اين زمينه ارائه دهد.


D. تبديل اورانيوم و توليد سوخت

23. آژانس ارزيابي خود از نتايج راستي‌آزمايي فهرست اقلام فيزيكي در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان در تاريخ 30 مارس 2010 را نهايي كرد و اين نتيجه حاصل شد كه فهرست اقلام مواد هسته‌اي در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان از سوي ايران و در راستاي آن نتايج اظهار گرديده است، در چارچوب ابهامات اندازه گيري كه معمولا به همراه تاسيسات تبديل با خصوصيات مشابه وجود دارد.

24. آژانس در تاريخ 4 آگوست 2010 يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان انجام داد. در آن زمان، اين تاسيسات هنوز در مرحله تعمير و نگهداري قرار داشت. ايران در نامه‌اي به تاريخ 4 جولاي 2010 آژانس را مطلع ساخت كه تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان عمليات كامل خود را در تاريخ 23 سپتامبر 2010 از سر خواهد گرفت. به دليل آنكه هيچ هگزا فلورايد اورانيومي (يواف‌6) از 10 آگوست 2009 در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان توليد نشده است، مقدار كلي اورانيوم به شكل هگزا فلورايد اورانيوم در اين تاسيسات از مارس 2004، 371 تن باقي مانده است (مقداري از آن به تاسيسات غني سازي سوختي و تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت منتقل شده است) كه تحت نظارت و مهار آژانس است.

25. در طي راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در تاريخ 4 آگوست 2010، ايران آژانس را از نصب تجهيزات در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان براي تبديل هگزافلورايد اورانيوم غني شده تا اورانيوم-235 بيست درصد به اكسيد اورانيوم (U3O8) مطلع ساخت كه براي توليد سوخت براي راكتور تحقيقاتي تهران مورد نياز است و در نوامبر 2010 شروع به كار مي‌كند. ايران در نامه‌اي به تاريخ 17 آگوست 2010، آژانس را مطلع ساخت كه آزمايشاتي در خصوص تبديل هگزافلورايد اروانيوم به اكسيد اورانيوم (U3O8) با استفاده از هگزافلورايد مصرف شده در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان در سپتامبر 2011 آغاز خواهد كرد.

26. ايران در نامه‌اي به تاريخ 28 ژوئن 2010، يك پرسشنامه‌ اطلاعات طراحي به روز شده براي مركز توليد سوخت به آژانس ارائه داد كه در آن اعلام كرده بود توليد سوخت براي راكتور تحقيقاتي تهران در بخشي از يك ساختمان در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان انجام خواهد شد. ايران در نامه‌اي به تاريخ 17 آگوست 2010 به آژانس اعلام كرد كه در نظر دارد تجهيزات براي توليد سوخت راكتور تحقيقاتي تهران را در نوامبر 2010 نصب كند. آژانس در سوم آگوست 2010 يك راستي‌آزمايي فهرست اقلام فيزيكي و يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي در مركز توليد سوخت انجام داد و تاييد كرد كه هيچ مجموعه، ميله، صفحه‌هاي سوختي جديد براي راكتور IR-40 توليد نشده است.

E. ديگر فعاليت‌ها

27. ايران در نامه‌اي به تاريخ 9 آگوست 2010 به آژانس اطلاع داد كه انتقال سوخت جديد به ساختمان اصلي راكتور در نيروگاه برق هسته‌اي بوشهر را آغاز مي‌كند. همانگونه كه در گزارش قبلي مدير كل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي آمده است، ايران آژانس را مطلع ساخت كه يك آزمايش فني از مجوعه سوختي را پيش از بارگذاري آنها در قلب راكتور انجام خواهد داد. آژانس در تاريخ 21 آگوست تاييد كرد كه انتقال سوخت جديد به ساختمان راكتور آغاز شده و فعاليت‌هاي راستي آزمايي مجدد خود را از شروع كرده است.

28. لابراتوار تحقيقاتي چندمنظوره جابر ابن حيان در مركز تحقيقات هسته‌اي تهران واقع است و يك لابراتوار تحقيقاتي شيمي غيرهسته‌اي است. آژانس در تاريخ 31 جولاي 2010 يك راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي و يك راستي‌آزمايي فهرست اقلام فيزيكي در لابراتوار جابر ابن حيان انجام داد، كه در طي آن ايران مجددا آنچه را در راستي‌آزمايي اطلاعات طراحي 14 آوريل 2010 اعلام كرده بود، تكرار كرد به ويژه فعاليت‌هاي لابراتوار جابر ابن حيان كه مرتبط با "يك پروژه تحقيقاتي با هدف صرفا مطالعه رفتار الكتروشيميايي يون يورانيل در محلول يونيك " بود، كه در آن از يك محلول نيترات يورانيل استفاده مي‌شود. ايران همچنين اعلام كرده است كه اين فعاليت‌هاي آزمايشگاهي هنوز آغاز نشده است. آژانس اتمي به نظارت بر فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه ايران در اين تاسيسات ادامه مي‌دهد.

29. بر اساس تصاوير ماهواره‌اي، آژانس ارزيابي مي‌كند كه فعاليت‌هاي مربوط به اكتشاف و تغليظ اورانيوم در منطقه مجتمع توليد اورانيوم بندر عباس ادامه دارد و اينكه فعاليت‌هاي ساخت و ساز در مجتمع توليد كيك زرد اردكان و در معدن اورانيوم ساغند ادامه دارد.

F. اطلاعات طراحي

همانگونه كه در گزارش‌هاي پيشين مدير كل آژانس شرح داده شده، متن تعديل شده بخش عمومي ترتيبات تكميلي موسوم به كد 3.1 براي توافق پادماني ايران كه در سال 2003 به موافقت ايران رسيده‌، هنوز پابرجاست، با اين همه ايران در سال 2007 تصميم به تعليق اجراي آن گرفت. با وجود آنكه آژانس در موارد زيادي، به ايران يادآوري كرده است كه ملزم به ارائه اطلاعات طراحي بر اساس كد تعديل شده 3.1 است، ايران اجراي كد تعديل شده 3.1 را از سر نگرفته است كه مطابق با تعهد آن بر اساس ترتيبات تكميلي نيست. ايران تنها كشور با فعاليت‌هاي هسته‌اي چشمگير است كه داراي يك توافقنامه پادماني جامع پابرجاست كه مفاد كد تعديل شده 3.1 را اجرا نمي‌كند.

31. در مورد هر دو تاسيسات دارخوين و تاسيسات غني سازي سوخت فردو،‌ ايران در موعد مقرر تصميم ساخت يا اجازه ساخت اين تاسيسات را همانگونه كه در كد تعديل شده 3.1 آمده اطلاع رساني نكرده است و فقط به ارائه اطلاعات طراحي محدود آن تاسيسات اكتفا كرده است. ايران همچنين اطلاعات طراحي به روز شده راكتور IR-40 را فراهم نكرده است.

32. آژانس در نامه‌اي به تاريخ 18 ژوئن 2010 از ايران درخواست كرده است تا اظهارات علي اكبر صالحي معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان انرژي اتمي ايران به يك خبرگزاري ايراني را تاييد كند كه گفته بود ايران در حال طراحي راكتوري شبيه راكتور تحقيقاتي تهران براي توليد راديوايزوتوپ‌هاست. در همان نامه آژانس همچنين درخواست كرد در صورتيكه تصميم ساخت تاسيسات هسته‌اي جديد توسط ايران اتخاذ شده است، ايران اطلاعات بيشتري در خصوص طراحي و برنامه ساخت آن تاسيسات ارائه كند. ايران در پاسخ آن نامه به تاريخ 23 ژوئن 2010، مجددا تاكيد كرد كه به همكاري خود با آژانس بر اساس موافقتنامه پادماني آن ادامه مي‌دهد.

33. علي اكبر صالحي در تاريخ 16 آگوست 2010 اعلام كرد كه "مطالعه بر روي مكان 10 مركز غني سازي اورانيوم " پايان يافته است و اينكه "ساخت و ساز يكي از اين تاسيسات تا پايان سال جاري ايراني يعني مارس 2011 آغاز خواهد شد يا ابتداي سال آينده ". در نامه‌اي به تاريخ 19 آگوست 2010 آژانس از ايران درخواست كرد تا اطلاعات طراحي اوليه آن تاسيسات را ارائه كند. ايران در پاسخ خود به تاريخ 21 آگوست 2010 اطلاعات درخواست شده را ارائه نداد و تنها اعلام كرد كه اطلاعات لازم را در "زمان مقرر " در اختيار آژانس قرار خواهد داد. اين تماس‌هاي اخير بين ايران و آژانس به دنبال موارد مشابه مرتبط با بيانات عمومي مقامات ايران در رابطه با ساخت و ساز احتمالي تاسيسات هسته‌اي جديد است. ايران همچنين اعلام كرد اظهارات در خصوص اطلاعات طراحي كه در پاراگراف‌هاي 30 تا 33 گزارش‌ قبلي مدير كل (GOV/2010/28) آمده است، "هيچگونه اساس قانوني " ندارد.

34. اصلاح تاسيسات غني‌سازي آزمايشي سوخت براي توليد اورانيوم غني شده تا 20 درصد به صورت اورانيوم-235 مرتبط با اهداف پادماني، از جانب ايران در زمان لازم به اطلاع آژانس نرسيده است تا آژانس روش‌هاي پادماني آن را تطبيق دهد، همانطور كه ماده 45 توافق پادماني ايران خواسته شده است.

G. تعيين بازرسان

35. ايران در نامه‌اي به تاريخ 3 ژوئن 2010 به مدير كل آژانس اتمي اعلام كرد، از حالا به بعد در صورتيكه اطلاعات محرمانه‌اي كه بر اساس اجراي توافق پادماني آن در اختيار آژانس قرار گرفته است به هر دليلي به بيرون "درز " پيدا كند و يا به دست رسانه‌ها برسد؛ در اولين واكنش انتصاب بازرس يا بازرسان مرتبط كن لم يكن تلقي خواهد شد. ايران در نامه‌اي به تاريخ 10 ژوئن 2010 به مدير كل آژانس، با اشاره به "اظهارات اشتباه و نادرست در پاراگراف 28 " گزارش قبلي مدير كل (GOV/2010/28)، به اطلاع آژانس رساند كه به انتصاب دو بازرسي كه اخير بازرسي‌هايي را در ايران انجام داده‌اند، اعتراض دارد.

36. در حاليكه بر اساس توافق پادماني، ايران اجازه اعتراض به انتصاب بازرسان آژانس را دارد، آژانس اين مورد را بر اين اساس رد كرد كه ايران به دنبال توجيه اعتراض خود در اين مورد بوده است. آژانس اعتماد كامل به حرفه‌اي گرايي و بي طرفي بازرسان مورد نظر دارد همانگونه كه در خصوص تمام بازرسان به همين گونه است، و تاييد مي‌كند كه گزارش قبلي مدير كل در خصوص اجراي پادمان‌ها در ايران (GOV/2010/28) كاملا دقيق و صحيح است.

37. در جلسه‌اي با نماينده دائم ايران در آژانس اتمي در تاريخ 20 جولاي 2010، آژانس به اطلاع وي رساند كه اعتراض مكرر توسط ايران به انتصاب بازرسان مجرب در زمينه چرخه و تاسيسات سوخت هسته‌اي ايران در روند بازرسي مانع ايجاد مي‌كند و بنا بر اين از توانايي آژانس براي اجراي پادمان‌هاي موثر و كارآمد در ايران مي‌كاهد. در اين خصوص، در همان جلسه، آژانس مجدد تقاضا كرد كه ايران تصميم 16 ژانويه 2007 خود در زمينه درخواست از آژانس براي ملغي كردن انتصاب 38 بازرس آژانس را مورد بازبيني مجدد قرار داده و همچنين در زمينه تقاضاهاي خود (مربوط به سال 2006) براي كن لم يكن كردن انتصاب 4 بازرس ديگر كه مجرب در اجراي بازرسي هستند، دوباره تصميم گيري كند. آژانس در عين حال كه از ايران به دليل پذيرفتن پنج بازرس ديگر (در نامه‌هايي از ايران به تاريخ 14 آوريل 2010 و 16 آگوست 2010) تشكر مي‌كند، همچنان از ايران درخواست مي‌كند تا اعتراض خود به انتصاب بازرسان مجرب در زمينه چرخه و تاسيسات سوخت هسته‌اي ايران را ملغي كند.

H. ابعاد نظامي احتمالي

38. گزارش‌هاي پيشين مدير كل آژانس اتمي مسايل باقيمانده مرتبط با ابعاد نظامي احتمالي برنامه هسته‌اي ايران و اقدامات لازم از سوي ايران براي حل آن مسايل را شرح داده است. در گزارش ماه فوريه مدير كل (GOV/2010/10)، آژانس شماري از موضوعات فني كه براي پرداختن به آن به اتفاق ايران مورد نياز است را شرح داد. با اين همه از آگوست 2008، ايران از بحث درباره مسايل باقيمانده با آژانس يا ارائه هر گونه اطلاعات اضافي يا دسترسي به مكان‌ها يا افراد مورد نياز براي پرداختن به نگراني‌هاي آژانس امتناع ورزيده و اعلام كرده است كه ادعاهاي مربوط به ابعاد نظامي احتمالي برنامه هسته‌اي آن بي اساس هستند و اينكه اطلاعات اطلاعاتي كه آژانس به آنها اشاره مي‌كند بر اساس اسناد جعلي است.

39. بر اساس يك تحليل كلي كه توسط آژانس با استفاده از تمام اطلاعاتي كه در دسترس آن بوده انجام داده است، آژانس درباره وجود احتمالي فعاليت‌هاي مرتبط هسته اي گذشته يا جاري فاش نشده مربوط به سازمان‌هاي نظامي مرتبط از جمله فعاليت‌هاي مربوط به توسعه يك محفظه كلاهك براي موشك هنوز نگران است. نشانه‌هايي وجود دارد كه شماري از اين فعاليت‌ها ممكن است بعد از 2004 ادامه يافته باشد.

40. ضروري است كه ايران با آژانس در اين مسايل تعامل كند و اينكه آژانس اجازه يابد از تمام سايت‌هاي مرتبط بازديد كند، به تمام تجهيزات و اسناد مرتبط دسترسي داشته باشد و اجازه داشته باشد تا با تمام افراد مرتبط مصاحبه كند، بدون هيچگونه تاخير بيشتري. گذشت زمان و از بين رفتن احتمالي دسترسي به برخي اطلاعات مرتبط فوريت اين موضوع را افزايش مي‌دهد. تعامل اساسي و پيش فعال ايران براي براي قادر ساختن آژانس به پيشرفت در زمينه راستي آزمايي صحت و كامل بودن اظهارات ايران ضروري است.


I. خلاصه

41. مادامي كه آژانس به راستي‌آزمايي عدم انحراف مواد هسته‌اي اعلامي ايران ادامه مي‌دهد، ايران همكاري‌هاي لازم به منظور اجازه به آژانس براي تاييد اينكه تمام مواد هسته‌اي در ايران در فعاليتهاي صلح‌آميز هستند را فراهم نكرده است.

42. ايران، به طور خاص‌تر، الزامات ذكر شده در قطعنامه‌هاي شوراي حكام و شوراي امنيت شامل اجراي پروتكل الحاقي كه براي اعتمادسازي در زمينه هدف انحصارا صلح‌آميز برنامه هسته‌اي ايران و حل مسائل باقيمانده ضروري هستند را اجرا نمي كند. ايران به طور ويژه نياز به همكاري در زمينه توضيح مسائل باقيمانده كه نگراني‌ها درباره ابعاد نظامي احتمالي برنامه هسته‌اي را افزايش مي‌دهند، دارد و از جمله اين همكاري تامين دسترسي به تمام سايتها، تجهيزات، اشخاص و مدارك مورد درخواست آژانس است. ايران همچنين نياز به اجراي كد تعديل شده 3.1 در زمينه تهيه سريع اطلاعات طراحي دارد.

43. بعلاوه، ايران بر خلاف قطعنامه‌هاي مرتبط شوراي حكام و شوراي امنيت، فعاليتهاي مرتبط غني‌سازي را تعليق نكرده است. ايران به فعاليت تاسيسات غني‌سازي سوخت و تاسيسات غني‌سازي سوخت آزمايشي در نطنز ادامه داده و غني‌سازي اورانيوم تا 20 درصد اورانيوم 235 را در تاسيسات غني‌سازي سوخت آزمايشي و اكنون در دو آبشار به هم مرتبط را آغاز كرده است. ايران به ساخت تاسيسات غني‌سازي سوخت فوردو ادامه داده است. به منظور راستي‌آزمايي زمانبندي و ماهيت واقعي تاسيسات غني‌سازي سوخت آزمايشي، ايران هنوز نيازمند تامين دسترسي آژانس به مدارك طراحي مرتبط و شركتهاي دخيل در طراحي و ساخت تاسيسات است. ايران همچنين نياز به ارائه يك پرسشنامه اطلاعات طراحي كامل براي اين تاسيسات دارد. ايران همچنين اعلام كرده است كه مكان‌هايي را براي تاسيسات غني‌سازي جديد انتخاب كرده است و اينكه ساخت يكي از اين تاسيسات حدود مارس 2011 آغاز خواهد شد، اما اين كشور اطلاعات طراحي مورد نياز و دسترسي مطابق توافق پادمان‌هاي ايران و ترتيبات اجرايي را در اختيار آژانس قرار نداده است.

44. به طور مشابه، ايران بر خلاف قطعنامه‌هاي مرتبط شوراي حكام و شوراي امنيت به ساخت رآكتور IR-40 و فعاليتهاي مرتبط آب سنگين ادامه داده است. به آژانس اجازه نمونه‌برداري از آب سنگين كه در تاسيسات تبديل اورانيوم اصفهان ذخيره شده است، داده نشد. همچنين براي آژانس امكان دسترسي به تاسيسات توليد آب سنگين فراهم نشد. مادامي كه آژانس مي‌تواند گزارش دهد كه ايران بيانيه‌هاي را مبني بر اينكه آن فعاليتها را تعليق نكرده است، آژانس بدون دسترسي كامل به آب سنگين در تاسيسات تبديل اورانيوم، تاسيسات توليد آب سنگين و ساير تاسيسات كه ايران اعلام كرده است قصد دارد آنها را بسازد، قادر به راستي‌آزمايي چنين بيانيه‌هايي و نتيجتا گزارش كامل درباره اين موضوع نيست.

45. ايران به تعيين دو بازرسي كه اخيرا در ايران بازرسي انجام دادند اعتراض كرد. آژانس اساسي را ايران بواسطه آن اعتراض خود را توجيه كرده است رد مي‌كند؛ آژانس همچنين نگران است كه اعتراض مكرر به تعيين بازرسان مجرب، روند بازرسي را مختل كرده و از توانايي آژانس براي اجراي پادمان‌ها در ايران مي‌كاهد.

46. مديركل از ايران مي‌خواهد كه گامهايي را در راستاي اجراي كامل توافق پادمان‌ها و ساير الزامات خود شامل اجراي پروتكل الحاقي بردارد.

47. مديركل به گزارش‌دهي به نحو مقتضي ادامه خواهد داد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1389/06/16ساعت 21:27 توسط علی فریمانه |

 
وزير امور خارجه كشورمان توافقات حاصله ميان ايران، تركيه و برزيل را در مورد تبادل سوخت كه مشتمل بر 10 ماده و يك مقدمه است، را تشريح كرد.

به گزارش ايسنا، منوچهر متكي، وزير امور خارجه كشورمان، بيانيه مشترك ايران، تركيه و برزيل در اجلاس مورخه 17 مي 2010 (27 ارديبهشت 1389 تهران) درباره موارد 10 گانه مورد توافق را به اين شرح تشريح كرد:

بر اساس ماده يك، سه كشور بر تعهد خود برعدم گسترش سلاح هسته‌يي تاكيد مي‌كنند و حقوق تمام اعضاء از جمله جمهوري اسلامي ايران در تحقيق، پيشرفت و همچنين چرخه سوخت را محترم مي‌شمارند.

بر اساس ماده دو توافقنامه، سه كشور اعتقاد راسخ خود را بر اجراي اين مفاد دارند تا در فضايي مثبت، سازنده و غيرتقابلي هم دور جديدي از همكاري‌ها و تعاملات آغاز شود.

در ماده سه اين توافقنامه، تبادل سوخت هسته‌يي را گامي براي شروع همكاري در عرصه‌هاي مختلف فناوري و صلح‌آميز هسته‌يي عنوان شده است.

ماده چهار اين توافقنامه نيز حكايت از اين مساله دارد كه تبادل سوخت هسته‌يي حركتي رو به جلو و سازنده و نقطه‌ي شروعي براي همكاري با ملتهاست و چنين حركتي بايد به همكاري مثبت و همكاري صلح‌آميز هسته‌يي منجر شود و از هر گونه تقابل از جمله بيانات و رفتار تهديد آميز كه به حقوق ايران لطمه مي‌زند اجتناب و همكاري هسته‌يي جايگزين آن شود.

در ماده پنج اين توافقنامه كه اصلي‌ترين بخش اين توافقنامه است اين توافق حاصل شده است كه 1200 كيلوگرم سوخت اورانيوم كمتر غني‌ شده در تركيه به صورت امانت نگهداري شود، كه در مالكيت ايران خواهد بود، و ايران و آْژانس امكان نظارت بر آن را دارند.

در ماده شش اين توافقنامه نيز آمده است جمهوري اسلامي ايران موافقت خود را در مورد موارد فوق به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ظرف 7 روز اعلام مي‌كند و متناسب با درخواست گروه وين (روسيه، فرانسه، آمريكا و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي) جزييات بيشتري درباره‌ تبادل سوخت از طريق توافقنامه‌ي خطي و ترتيبات مربوط به توافقنامه ايران و وين كه متعهد به تحويل 120 كيلوگرم سوخت اورانيوم مورد نياز راكتور تهران مي‌باشند ، شرح داده خواهد شد.

در ماده هفت اين موافقتنامه نيز اعلام شده است از زماني كه گروه وين توافق خود را اعلام كند طرفين خود را ملزم به اجراي ماده 6 مي‌دانند و ايران نيز موافقت خود را با انتقال 1200 كيلوگرم اورانيوم كمتر غني شده (LEU) اعلام مي‌كند و گروه وين نيز متعهد مي‌شود 120 كيلوگرم سوخت مورد نياز راكتور تهران را به ايران تحويل دهد.

در ماده هشت نيز پيش‌بيني شده است در صورتي كه مفاد اين توافقنامه مورد توجه قرار نگيرد حسب درخواست ايران، تركيه سوخت را به ايران برگشت دهد.

در ماده نه نيز اين مساله مورد تاكيد قرار گرفته كه تركيه و برزيل از شروع گفت‌وگوهاي ايران با 5+1 در هر مكان از جمله تركيه و برزيل حول نگراني‌هاي مشترك استقبال مي‌كنند.

در ماده نهايي اين توافقنامه نيز تركيه و برزيل از رويكرد سازنده ايران در پيگيري حقوق و پايبندي به معاهده ان پي تي قدرداني كرده و ايران نيز از اقدامات دو كشور در اين زمينه تشكر مي‌كند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1389/02/28ساعت 0:46 توسط علی فریمانه |

مقدمه

اصطلاح مجموعه امنيتي منطقه‌اي (Regionol security complex)، نخستين‌بار به طور مشخص در دهه شصت در آثار افرادي چون ويليام تامس و گرايد (Graid) به كار رفت.

اين افراد ضمن به كار بردن اين اصطلاح كوشيدند تعريفي از آن ارائه دهند. در تعريف آنها، مجموعه امنيتي منطقه‌اي، عبارت از مجموعه‌اي متشكل از دولت‌هايي است كه حفظ امنيت هريك در گرو حفظ امنيت ديگري و تهديد امنيت يك عضو به منزله تهديد امنيت ساير اعضا تلقي مي‌شود.

اما اين اصطلاح به طور مبسوط و بارز در نوشته‌هاي باري‌بوزان (Barry Buzan) گنجانده شد و به عنوان يك مفهوم كليدي در ادبيات روابط بين‌المللي وارد شد.

بوزان با ارائه يك تعريف جامع، مجموعه امنيتي منطقه‌اي را چنين تعريف مي‌كند:
«تعدادي از كشورها كه در يك حوزه جغرافيايي مشخص و مرتبط پيرامون هم قرار دارند و حفظ امنيت يكي به منزله حفظ امنيت سايرين بوده و تهديد امنيت يك عضو به مثابه تهديد امنيت ساير اعضا تلقي مي‌شود.»

در تعريف بوزان از مجموعه امنيتي منطقه‌اي پاره‌اي از شاخصه‌ها به چشم مي‌خورد كه به آنها اشاره مي‌شود:

1- حوزه جغرافيايي مشترك:
طبق تعريف بوزان يك مجموعه امنيتي منطقه‌اي، كشورهايي را شامل مي‌شود كه به لحاظ فيزيكي و جغرافيايي، اشتراك داشته و در محيط يكسان قرار دارند.

2- منافع مشترك:
چنين كشورهايي از منافع يكسان برخوردارند، به نحوي كه تامين منافع هر عضو به منزله تامين منافع اعضاي ديگر است، اين منافع مي‌توانند در حوزه‌هاي سياسي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي تعريف شوند.

3- تهديدات مشترك:
آنچنان كه منافع كشورهاي عضو مشترك است. تهديدات وارده از جانب عناصر خارجي نيز مي‌تواند مشترك باشد. اين تهديدات در اشكال مختلف و فراخور محيط جغرافيايي و ژئوپلتيك، شكل حكومت‌ها و نحوه تعامل آنها با محيط پيراموني و فراموني دامنه مي‌يابند.

اين سه شاخصه، شاكله‌هاي اصلي تعريف بوزان از يك مجموعه امنيتي منطقه‌اي هستند. به اين ترتيب مي‌توان گفت بوزان در تعريف خود از اين اصطلاح حوزه امنيت را بسيط ساخته است. وي در تعريف امنيت، آن را صرفا امنيت نظامي يا سياسي نمي‌داند و معتقد است اقتصاد و حتي محيط‌زيست حوزه‌هاي مفهومي امنيت هستند.

از اين رو، اطلاق عنوان مجموعه امنيتي منطقه‌اي، به مجموعه‌اي از اعضا، زماني صورت مي‌گيرد كه اين كشورها خود را به شكل زنجيره‌وار و مدور در كنار هم يافته و اجازه نمي‌دهند عنصر يا عناصر خارجي امنيت و منافع ملي آنها را تهديد كنند.
در هر مجموعه امنيتي منطقه‌اي، طبق نظر بوزان، شاخصه‌هايي وجود دارد كه علل و مسبب نزديكي كشورهاي عضو به يكديگر مي‌باشند.

اين شاخصه‌ها به غير از سه شاخصه اصلي ياد شده مي‌توانند اشكال گوناگوني به خود گيرند. به عنوان مثال، كشورها براساس شاخصه‌هاي خاص محيط جغرافيايي و ژئوپلتيك خود گرد هم مي‌آيند و ممكن است در حوزه جغرافيايي داراي خصايصي باشد كه حوزه ديگر آن را دارا نيست اما به طور كلي، عناصر شاكله اصلي، يكسان‌اند. با اين فرضيات، بحث راجع به محيط‌هاي امنيتي پيرامون ايران، آسان‌تر مي‌نمايد.

براساس مطالعات شناخت‌شناسي، نگارنده، چهار محيط‌ امنيتي در حوزه پيرامون ايران را قابل تعريف مي‌داند كه با شاخصه‌هاي مطروحه در تعريف بوزان مطابقت داده مي‌شود.

اين مجموعه‌ها عبارتند از:
1- مجموعه امنيتي منطقه‌اي شرق
2- مجموعه امنيتي شامات
3- مجموعه امنيتي منطقه‌اي جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز
4- مجموعه امنيتي منطقه‌اي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس.

در اين پژوهش، كوشيده‌ام خصايص هريك از اين مجموعه‌ها را تشريح نمايم. در ادامه، نحوه ارتباط و تعامل ج.ا.ا با هر مجموعه را از نظر گذرانيده‌ام.

لازم به ذكر است كه بدانيم در بررسي و تنظيم روابط امنيتي، مي‌بايست ادراك صحيحي از مقوله امنيت و عوامل تهديدكننده آن، داشته باشيم و ابعاد آن را شناسايي كنيم. در اين راستا، پنج‌ بعد نظامي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و زيست‌محيطي براي امنيت در نظر گرفته مي‌شود. بعد نظامي امنيت سنتي‌ترين محور و بعد اساسي آن است و عبارت از ميزان قابليت نيروهاي مسلح يك كشور براي حفاظت از حكومت و ملت در مقابل تهديدات مي‌باشد.
ابعاد ديگر يعني سياست‌سازي به عنوان بخش حياتي عنصر امنيت، امنيت اقتصادي به معناي ارتقاي سطح زندگي مردم، بعد فرهنگي به معناي ميزان تحمل، انسجام و همزيستي مسالمت‌آميز و بالاخره جديدترين جنبه امنيت يعني زيست‌محيطي و فقط اكوسيستم فيزيكي، به همراه بعد نظامي آن، سازندگان مقوله امنيت هستند.

با توجه به اين مباحث، شناخت‌شناسي محيط‌ پيراموني امنيتي ايران، صورت مي‌گيرد. اين محيط با توجه به ابعاد مطروحه امنيت، محيطي ناهمگن و توام با رقابت- همكاري است.

وجود تنوعات قومي، زباني، فرهنگي و مذهبي موجب واگرايي در اين فضا شده است. با اين حال نشانه‌ها و اميدهاي رو به رشدي براي بسط ائتلاف‌هاي امنيتي و تعاملات مبتني بر دفاع مشترك ميان كشورهاي پيراموني ايران وجود دارد كه آينده را براي حركت به سوي ايجاد سيستم‌هاي امنيت دسته‌جمعي روشن مي‌سازد.

1- مجموعه امنيتي منطقه‌اي شرق:

منظور از مجموعه امنيتي منطقه‌اي شرق كشورهاي افغانستان، پاكستان، تاجيكستان و ازبكستان است. اين كشورها در شكل يك زنجيره تسلسل‌گونه حوزه جنوب شرق آسيا را به آسياي مركزي مرتبط مي‌كنند. در اين مجموعه ويژگي‌هاي زير به چشم مي‌خورند:

1- جغرافياي بسيط مشترك؛
در اين مجموعه، كشورهاي عضو در حوزه ژئوپلتيك سياسي قرار دارند كه از چهارسو با چهار منطقه مهم جهان در ارتباط است. از جنوب با حوزه جنوب و جنوب شرق آسيا و شبه‌ قاره‌هند، از شمال و شمال‌شرق با حوزه آسياي مركزي از شرق با شرق آسيا و از غرب با خاورميانه.
اين ژئوپلتيك بسيط و حساس، اعضاي مجموعه را در تعامل و ارتباط قابل‌توجهي قرار داده است.

2- ترانزيت؛
ترانزيت به معناي معبر عبور كالا و كاروان‌ها، اين چهار كشور را در معرض، ايجاد يك پل ارتباطي مشترك قرار داده است.
عبور قانوني و يا غيرقانوني كاروان‌هاي تجاري و يا حمل اسلحه و موادمخدر، اعضاي مجموعه را نيازمند وضع قوانين ترانزيتي ساخته و در نتيجه، عنصر حفظ امنيت مرزها را پررنگ‌تر مي‌نمايد.

3- سرحدات آسيب‌پذير؛
مجموعه امنيتي منطقه‌اي شرق از آسيب‌پذيري نسبتا بالاي سرحدات برخوردار است. در اين مجموعه، سرحدات به دليل واقع شدن در شاهراه‌هاي اساسي ارتباطي ميان نقاط مختلف جهان، به شدت در معرض تهديدات خارجي و تعرضات قرار دارند و از اين رو تهديد امنيت هر عضو، امنيت ساير اعضا را به مخاطره مي‌اندازد.

در اين مجموعه امنيتي، ايران به دليل همسايگي با دو كشور افغانستان و پاكستان و واقع شدن در نقطه اتصال مجموعه با ساير اعضا جايگاه ويژه‌اي دارد.

در هر سه مورد ايران، از تعيين‌كنندگي بسزايي برخوردار است و با توجه به قرابت فرهنگي كه كه با هر چهار كشور دارد، مي‌تواند به مثابه پاشنه آشيل مجموعه مزبور عمل كند.

ايران به دليل آنكه به آب‌هاي آزاد دسترسي دارد، حوزه‌هاي نفتي سرشار در اختيار دارد و از قدرت نظامي- تكنولوژي و فناوري برتر تسليحاتي برخوردار است، عضو مهمي در اين مجموعه خواهد بود. در تحليل امكان‌سنجي حضور ايران در مجموعه امنيتي شرق بايد گفت كه در اين مجموعه ايران منافع و تهديدات مشترك قابل توجهي با اعضا داشته و از اين رو بازيگر و عنصر فعال آن خواهد بود. به خصوص آنكه حفظ امنيت مرزهاي شرقي با توجه به گسترش تهديدات روزافزون وارده از جانب فعالان بين‌المللي حمل سلاح و موادمخدر چشمگير مي‌باشد.

2- مجموعه امنيتي منطقه‌اي شامات؛

شامات شامل كشورهاي اردن، فلسطين اشغالي، سوريه و لبنان است. اين كشورها، جملگي در حاشيه شرقي درياي مديترانه قرار دارند. اين مجموعه متشكل از چهار كشور عربي است. عناصر عربيسم و ايدئولوژي اسلامي دو عنصر كليدي مرتبط‌كننده اين كشورها به يكديگر است.

در اين مجموعه فلسطين اشغالي از وضعيت ويژه‌اي برخوردار است. اشغال اراضي فلسطيني كه قدمتي بيش از نيم‌قرن دارد، مسائل مجموعه حاضر را به مسائل جهان اسلام مرتبط مي‌نمايد. اعضاي مجموعه در حاشيه شرقي مديترانه قرار دارند با دسترسي به آب‌هاي اين دريا عملا پايگاه‌هاي دريايي نظامي مشترك خواهند داشت. اين كشورها، در معرض يك نياز مشترك براي تشكيل يك مجموعه امنيتي منطقه‌اي قرار دارند.

البته نظام سياسي و ساختار حكومتي كشور اردن تاحدودي با سايرين متفاوت بوده و داراي رويكردي متمايل به نظام‌هاي سياسي غربي است.در كنار اين كشور، سوريه و لبنان به لحاظ اهداف و مقاصد سياسي منطقه‌اي به يكديگر متمايل‌تر بوده و از تشابه بيشتري برخوردارند. فلسطين اشغالي نيز منافعي نزديك‌تر با دو كشور ياد شده دارد.

در مجموعه امنيتي منطقه‌اي شامات، هر چهار كشور با بحران داخلي مواجه‌اند و به نحوي در معرض درگيري با گروه‌هاي مخالف قرار دارند و از اين رو پروسه حفظ امنيت و منافع ملي براي آنها محسوس و اساسي است.

ارتباط ايران با مجموعه حاضر بيشتر از آن جهت حائز اهميت و دقت‌نظر است كه حضور عنصر فلسطيني تعريف جديدي از «مجموعه امنيتي منطقه‌اي شامات» به دست مي‌دهد و براي ج.ا.ا از بار ارزشي نيز برخوردار خواهد شد.

استراتژي اتحاد متقابل ايران با سوريه و لبنان، اهرم‌هاي قدرتمندي را در اختيار ايران قرار خواهد داد كه مي‌تواند مركزيت و رهبريت مجموعه را به دنبال داشته باشد.

جداي از عنصر عربيسم، فاكتور ديدگاه مشترك هر سه كشور در قبال قضيه فلسطين و تعريف آنها از دشمن مشترك، عامل نزديكي و قرابت سه كشور است.

گرايش ديدگاه‌هاي ايدئولوژيك هر سه كشور به خصوص درباره نحوه تعامل با غرب و آمريكا و اسرائيل ابزاري براي تقويت سيستم دفاع جمعي در مجموعه امنيتي منطقه‌اي شامات خواهد بود. در‌حال‌حاضر ايران با سوريه پيمان‌هاي همكاري نظامي چندي به امضا رسانيده كه زمينه را براي بسط مناسبات مشترك در آينده فراهم مي‌كند.

3- مجموعه امنيتي منطقه‌اي جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز:

فروپاشي نظام كمونيستي شوروي سابق و استقلال جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز، تعريف جديدي از محيط امنيتي پيراموني ايران در اين منطقه ارائه داده است.

به لحاظ سابقه تشكيل سيستم‌هاي دفاعي- امنيتي در اين منطقه، وجود سازمان‌ گوام، سازمان همكاري شانگهاي با عضويت چين و سازمان همكاري امنيتي مشترك، بيانگر اهميت نياز به سيستم دفاعي مشترك در منطقه مزبور است.
سازمان گوام متشكل از چهار كشور گرجستان، مولداوي، آذربايجان و اوكراين مي‌باشد. يكي از اهداف سازمان تبادل فناوري‌هاي نظامي، همكاري امنيتي و كمك به توسعه سيستم‌هاي تسليحاتي اعضا آورده شده است.

سازمان شانگهاي به ابتكار چين و روسيه و با عضويت تاجيكستان، قرقيزستان و قزاقستان و با هدف پاسخگويي به نيازهاي امنيتي اين كشورها تشكيل گرديد.

سازمان شانگهاي اهداف گسترده‌اي چون مبارزه با تروريسم و تامين امنيت كشورهاي عضو را دنبال مي‌كند. با چنين نگرش مبسوط در قبال قضيه تامين امنيت، نزديكي جمهوري‌ها به يكديگر اجتناب‌‌ناپذير است. اختلافات مرزي و ارضي بازمانده از زمان شوروي كمونيستي، لزوم تقويت يك ائتلاف منطقه‌اي امنيتي در حوزه آسياي مركزي و قفقاز را تقويت مي‌كند.

رخدادهاي قرن 21 و حوادث تروريستي كه در اقصي نقاط جهان به وقوع پيوسته، همكاري‌ جمهوري‌ها را تا حد ايجاد سازمان‌هاي امنيت منطقه‌اي گسترش بخشيده است. مشكلات منبعث از تجزيه‌طلبي و تمايلات مرتبط رو به گسترش به عنوان مثال بحران قره‌باغ و اختلافات ارضي – مرزي آذربايجان و ارمنستان، مشكل شورشيان چچن، جدايي‌طلبان آبخازيا، همگي از مصاديق تجزيه‌طلبي در اين جمهوري‌ها است كه لزوم ايجاد، سيستم دفاع‌جمعي را دو چندان كرده است.

مساله ديگر حضور نظاميان خارجي در آسياي مركزي است. حضور سنگين نظاميان غرب – اروپا، آمريكا- نوعي صف‌آرايي نظامي را در ميان جمهوري‌ها به وجود آورده كه در قالب مانورهاي نظامي، پيمان‌نامه‌هاي همكاي نظامي و نهايتا تشكيل سازمان‌هاي دفاعي – امنيتي، نمود يافته است.

تحول در آيين نظامي روسيه و تلاش مسكو براي حفظ و تقويت نفوذ نظامي خود، بر اهميت توانمندي سيستم دفاع امنيتي مشترك در منطقه صحه مي‌گذارد. مسكو با كنار نهادن سياست‌هاي ايده‌آليستي پيشين به لزوم تامين امنيت خود در جمهوري‌هاي آسياي مركزي تاكيد ويژه‌اي دارد.

ويژگي‌هاي ژئوپلتيكي آسياي مركزي، به لحاظ پهناور بودن و گستردگي حوزه جغرافيايي آن و گسترش مرزهاي منطقه از فراسوي آسياي شرقي تا اروپا و حوزه بالكان، قرابت جغرافيايي و نزديكي منافع و معناي مشترك جمهوري‌ها، عنصر جغرافيا در تشكيل مجموعه امنيتي منطقه‌اي را تقويت مي‌كند.

قرار داشتن دو حوزه مهم انرژي جهان – نفت و گاز – در پاره‌اي از اين جمهوري‌ها و لزوم تامين امنيت خطوط‌ لوله نفت و گاز و ميسر عبور آنها، توسعه فعاليت‌هاي اقتصادي مشترك را در گرو تامين امنيت منطقه‌اي قرار داده است. استقرار موشك‌هاي آمريكا در چك و لهستان و تلاش‌هاي وافر ناتو، تحرك بيشتري در ميان جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز براي تقويت سيستم دفاع دسته‌جمعي به وجود آورده است.

با اين وسعت موضوعي و مفهومي، ج‌.ا.ا نيز به دليل دارا بودن مرزهاي وسيع با آسياي مركزي، و همسايگي با جمهوري‌هاي ارمنستان، آذربايجان، تركمنستان و نيز دارا بودن ساحل مشترك با روسيه، آذربايجان و ارمنستان ارتباط تنگاتنگ و عميقي با منطقه مزبور پيدا مي‌كند.

اين ارتباط را از آن جهت مي‌توان مهم تلقي كرد كه ايران در ميان دو منطقه مهم ژئوپلتيك جهان يعني خليج‌فارس و درياي‌خزر دارد و از جانب افغانستان و عراق به عنوان دو كشور بحران‌خيز واقع شده است. حضور در اين گروه منطقه‌اي، براي ايران به منزله تنظيم روابط متعادل ميان منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي تلقي مي‌شود.پ

به لحاظ آنكه ايران، كشوري تعيين‌كننده در منطقه است، عضويت اين كشور در مجموعه امنيتي منطقه‌اي جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز، تعامل دو و چندجانبه ميان ايران و جمهوري‌ها ايجاد مي‌كند كه مي‌تواند فراتر از اهداف امنيتي و دفاعي دنبال شود.

قرابت فرهنگي و پيشينه تاريخي ايران با كشورهاي آسياي مركزي، برابعاد اين مناسبات مي‌افزايد و حوزه مفهومي امنيت را گسترش مي‌دهد. علاوه بر اين منافع ايران در آسياي مركزي، با حضور نظاميان ناتو و آمريكا در جمهوري‌ها، در معرض خدشه و تهديد قرار دارد. براي كاهش خطرات احتمالي وارده از جانب اين عناصر بيگانه، تقويت هيجان‌هاي دو و چندجانبه ميان ايران و جمهوري‌ها در قالب معاهدات همكاري نظامي، رزمايش‌هاي مشترك و استفاده از تكنولوژي‌هاي نظامي برتر اين كشورها، دست ايران را در منطقه بازتر خواهد كرد و حضور آن را توجيه خواهد نمود.

به طور كلي عوامل زير ايران را به محيط‌ امنيتي آسياي مركزي و قفقاز پيوند مي‌دهد:
1- شرايط امنيتي درياي خزر؛
2- عبور خطوط لوله‌هاي نفت و گاز؛
3- نظام‌هاي سكولار و غرب‌گرا و تلاش آنها براي مهار اسلام‌گرايي در منطقه؛
4- ارتباط و پيوند فرهنگي – تاريخي؛
5- حضور نظاميان ناتو در منطقه و تلاش براي خنثي كردن ابعاد منفي اين حضور بر تامين امنيت ايران و جلوگيري از تضعيف موقعيت ايران در تحولات منطقه‌اي
6- مشاركت در پيمان‌هاي نظامي منطقه.

اهميت حضور ايران در پيمان‌‌هاي نظامي آسياي مركزي از آنجا بيشتر آشكار مي‌شود كه بدانيم در‌حال‌حاضر پيمان‌هاي نظامي بسياري ميان جمهوري‌ها با يكديگر و روسيه منعقد شده كه ايران براي دستيابي به منافع منطقه‌اي خود مي‌بايست در اين فضا قرار بگيرد.

سياست روسيه در ايجاد پيمان‌هاي امنيتي- نظامي با دولت‌هاي آسياي مركزي و قفقاز، بيانگر اهميت منطقه‌ به لحاظ استراتژيك و امنيتي است.

عضويت ايران در اردوگاه امنيتي جمهوري‌هاي آسياي مركزي، اين كشورها را در منطقه امن ايران قرار خواهد داد. از سوي ديگر، اين تعاملات سازنده موجب مهار نفوذ آمريكا و اسرائيل در منطقه مي‌شود كه خود در تامين ثبات و امنيت ايران تاثير به سزايي خواهد داشت.

اقتدار جمهوري‌هاي آسياي مركزي و قفقاز، قدرت مداخله‌گر آمريكا و اسرائيل را مهار مي‌كند و باعث قطع مداخله آنها مي‌گردد. بر اين مبنا، تعامل نزديك و به هم پيوسته ايران با آسياي مركزي و قفقاز، به منزله بسترسازي براي ايجاد محيطي امن و آرام و همجواري با منطقه باثبات پيراموني خواهد بود.

تلاش‌هاي ايران براي تخفيف جنگ داخي تاجيكستان، برگزاري نشست‌هاي متعدد براي برقراري صلح بين آذربايجان و ارمنستان براي حل مساله ناگورنو- قره‌باغ از مصاديق اهميت ثبات منطقه مزبور براي ايران است. علاوه بر اين، عضويت در اين مجموعه باعث كاهش فضاي نظامي‌گري منبعث از حضور نظاميان خارجي در جمهوري‌هاي آسياي مركزي خواهد شد.

4- مجموعه امنيتي منطقه كشورهاي حاشيه خليج‌فارس:
مي‌توان به طور مشخص، اين مجموعه را متشكل از كشورهاي عضو GCC (شوراي همكاري خليج‌فارس) تعريف كرد. GCC در سال 1981 و با عضويت عربستان، قطر، بحرين، كويت، عمان و امارات، تشكيل شد و در‌حال‌حاضر با اهداف توسعه همكاي‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و امنيتي فعاليت مي‌كند. در اساسنامه اين شورا بر لزوم تقويت همكاري امنيتي و حفظ امنيت اعضا تاكيد شده ، اما با گذشت بيش از دو دهه از عمر اين شورا هنوز ايده فوق، تحقق كامل نيافته است.
تشكيل نيروهاي سپر جزيره و ائتلاف نظاميان كشورهاي عضو براي ايجاد يك ارتش و گارد نظامي نيرومند راه به جايي نبرد تا جايي كه وليعهد عربستان اعلام نمود كه از اين پس نيروهاي نظامي ملي هر كشور، مي‌بايست خود عهده‌دار امنيت آن باشند.

با اين حال، تلاش براي تقويت سيستم دفاع دسته‌جمعي در ميان اعضاي شورا ادامه دارد. ناسيوناليسم عربي و فرآيند استقلال اين كشورها به عنوان مسببي براي قرابت آنها در ايجاد يك نهاد منطقه‌اي امنيتي است.
عنصر ايدئولوژي و اسلام‌گرايي، عامل ديگر براي تقويت پيوند اعضاي اين گروه است. هر دو عنصر در خدمت توسعه جهان عرب قرار دارند.

در‌حال‌حاضر شورا متشكل از 400هزار نفر نيروي نظامي است كه 40درصد آن متعلق به عربستان است. با اين حال، به دليل پاره‌اي از اختلافات ميان اعضا، هنوز اهداف امنيتي آنها تحقق كامل نيافته است. اختلاف مرزي بحرين و قطر برسر چند جزيره، روابط غيردوستانه عمان و امارات، عربستان با عمان و عربستان با كويت، از جمله دلايل اين امر است. نحوه تعامل با فلسطین اشغالی نيز اختلاف‌برانگيز است. گشايش چند مركز تجاري تل‌آويو در عمان و قطر با موجي از مخالفت ساير اعضا مواجه شد.

نكته حائز اهميت آن است كه اعضاي شورا، امنيت خود را بيشتر در خارج از مرزهاي منطقه‌اي دنبال كرده‌اند. به عنوان مثال، كويت در سال 2002 قرارداد دفاعي خود را براي دومين‌بار با آمريكا تمديد كرد. امارات با بريتانيا و قطر نيز با ايالات متحده آمريكا قرارداد دفاعي امضا كرده‌اند. چنين نگاهي به امنيت، عملا باعث فلج شدن نيروهاي سپر جزيره شد.

 به اين ترتيب، نوعي ناهمگوني در ميان كشورهاي عرب حاشيه خليج‌فارس به چشم مي‌خورد كه خود راه را براي رسيدن به سيستم دفاعي و امنيت دسته‌جمعي، پرفراز و نشيب ساخته است. ايران به عنوان كشور مهم حاشيه خليج‌فارس نقش مهمي در تامين امنيت آن دارد. تاثير تاريخي و اهميت حضور نظامي ايران در خليج‌فارس قابل انكار نيست.

اين تاثير تاريخي را در دوران جنگ هشت‌ساله- جنگ اول خليج‌فارس- و جنگ كويت- جنگ دوم خليج‌فارس به وضوح مي‌توان مشاهده كرد.

سهم غيرقابل انكار در تجارت و بازرگاني كشورهاي حاشيه خليج‌فارس، ورود ايران به مجموعه امنيتي منطقه‌اي كشورهاي عرب حاشيه خليج‌فارس را به سمت ايجاد يك نهاد قدرتمند سوق مي‌دهد. مكانيسم تامين امنيت منطقه به گونه‌اي است كه بدون حضور يك عضو از اعضا، نمي‌توان كارآيي و كارآمدي آن را تضمين كرد.

چالش‌هاي امنيتي و توسعه منطقه به گونه‌اي است كه در صورت وقوع و تهديد امنيت يك كشور، امنيت ساير كشورها نيز در معرض آسيب و بحران قرار مي‌گيرد.

لزوم همكاي‌هاي مشترك دفاعي و ارتقاي اين همكاي‌ها و ايجاد سپردفاعي مشترك در برابر عوامل تهديد خارجي مهم‌ترين هدف از همكاري امنيتي ايران با GCC است.

با اين حال، به دليل محدوديت‌هاي ناشي از نوع نگرش كشورهاي عرب حاشيه خليج‌فارس به امنيت و نگاه آنها به سوي غرب و به ويژه آمريكا، تحقق سيستم دفاع دسته‌جمعي چالش‌هاي بيمارگونه‌اي را پيش رو دارد.

علاوه بر اين عنصر ناسيوناليسم عربي و اختلافات ارضي ايران با امارات بر سر جزاير و موضع‌گيري قاطع اعراب در قبال ايران، دوستي و پيوند ايران با اين مجموعه را تحت‌شعاع قرار مي‌دهد.

بر اين اساس، ايران مي‌بايست راهكارها و ابزارهاي چانه‌زني ديپلماتيك را تقويت كند و راه را براي ارائه تعريف جديدي از امنيت منطقه‌اي هموار كند.

دلايل اهميت عضويت و پيوند ايران در مجموعه امنيتي منطقه‌اي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را مي‌توان به شرح ذيل فهرست كرد:

1- ايجاد سپر دفاعي مشترك در مقابل آمريكا و غرب؛
2- محوري كردن نقش ايران در محافظت از آب‌هاي خليج‌فارس و درياي عمان؛
3- اعطاي نقش ژاندارمري در منطقه به ايران؛
4- بازتر كردن دست ايران در تعيين سياست‌ها و استراتژي‌هاي راهبردي در منطقه؛
5- مقابله با نفوذ نظاميان خارجي و كاهش نقش آنها.
6- گسترش سطح همكاري‌ها در عرصه نظامي – دفاعي و امنيتي.

با عنايت به ادله مذكور، نقش و وظيفه ايران در قبال تامين ايران دول حاشيه‌اي خليج‌فارس قابل ادراك و مسلم است.

نتيجه‌گيري:

با توجه به آنچه كه تحت عنوان شناخت‌شناسي محيط امنيتي پيراموني ايران صورت گرفت، امكان‌سنجي ايجاد مجموعه‌هاي امنيتي منطقه‌اي در محيط پيراموني ايران، آسان‌تر مي‌نمايد.

پيچيدگي و واگرايي نسبي در محيط پيراموني امنيتي ايران، به شكلي است كه ج.ا.ا را در يك پروسه سعي و خطا قرار مي‌دهد و تعامل با كشورهاي واقع در اين محيط را تاحدودي مشكل مي‌سازد.

با توجه به ويژگي‌ها و خصايصي كه براي چهار محيط امنيتي در پيرامون ايران برشمرديم محيط پيراموني امنيتي ايران در حالت كلي از شاخصه‌هاي زير برخوردار است:

1- ناهمگوني و واگرايي در ميان اعضاي هر مجموعه، به طور نسبي مشهور است.
2- اختلافات ارضي – مرزي ميان اعضا، غالباً وجود دارد.
3- تمايلات تجزيه طلبانه اختلافات قومي و زباني، مذهبي- فرهنگي، مشاهده مي‌شود.
4- ساختارهاي حكومتي كشورها عمدتا اقتدار محور مي‌باشند.
5- فرآيند دموكراسي در اين كشورها، ضعيف است.
6- امنيت در اين كشورها به طور كلي محسوس به امنيت ديگري گره خورده است.
7- در پروسه تامين امنيت «نگاه به بيرون» وجود دارد و عمدتا كشورها به دنبال يك نيروي خارجي تامين‌كننده امنيت خود هستند.
8- پيمان‌هاي دو يا چندجانبه نظامي و دفاع مشترك در ميان اكثر كشورها، شاكله مناسبات امنيتي آنها است.
9- در تعريف مفهوم حوزه‌هاي امنيت، پيچيدگي‌‌هايي در ميان اعضا وجود دارد كه قابل اغماض نيست.
10- مجموعه‌هاي امنيتي پيراموني ايران از حساسيت ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك مبسوطي برخوردارند.
11- اين مجموعه‌ها هريك به نحوي درگير يك منازعه داخلي و يا يك جنگ خارجي هستند؛
12- به لحاظ ساختارشناسي هر مجموعه ازيك يا دو قدرت محوري تشكيل شده و بقيه اعضا پيرامون آن قرار دارند.

ملاحظه خصايص برشمرده فوق‌الذكر آشكار مي‌كند كه ج.ا.ا در يك محيط امنيتي واقعاً پيچيده قرار دارد كه در هر مجموعه و حتي با هر كشور عضو در هر مجموعه، به گونه‌اي از مناسبات و تعاملات نيازمند است. ضمن اينكه هرگز نبايد فراموش كرد كه ج.ا.ا. در منطقه‌اي واقع شده كه از حساسيت و آسيب‌پذيري بالايي برخوردار است و اين نكته ايران را به سمت‌وسوي ايجاد پيوندهاي محكم ديپلماتيك با كشورهاي منطقه، ملزم مي‌سازد. با توجه به تعاريف ارائه شده از مفاهيم «امنيت» و «مجموعه امنيتي منطقه‌اي»، حقيقت مطلب در اين مقوله گنجانده شده كه حفظ «امنيت‌» در نظام امنيت منطقه‌اي و در قالب هر مجموعه پيش‌ گفته، عنصر اساسي دستيابي به يكپارچگي و ائتلاف و در نتيجه افزايش ضريب امنيت مجموعه‌هاي امنيتي منطقه‌اي خواهد بود.

مأخذ مقاله

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/11/05ساعت 1:21 توسط علی فریمانه |

مقدمه:
به تازگی شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات بیرد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. برنامه های این شبکه اغلب شامل پخش سریال های خانوادگی و تفریحی کشورهای مختلف از جمله آمریکا و کره به زبان فارسی (دوبله) و نیز موزیک ودیوهای خاص می باشد. متأسفانه بدلیل ناآگاهی مخاطبین از اهداف پیدا و پنهان گردانندگان این شبکه در حال حاضر شبکه فارسی 1 مخاطبین بسیاری را از میان جوانان و بخصوص خانواده ها به خود اختصاص داده است. این می تواند هشدار و زنگ خطری جدی برای متولیان رسانه ملی محسوب شود و رسالت ایشان را در ارتقای کیفی برنامه های تولیدی سیما افزایش دهد.

مدیریت شبکه فارسی 1

از نکات قابل توجه در خصوص شبکه فارسی 1 مدیریت و شیوه اداره این شبکه است. به نظر نگارنده دانستن برخی اطلاعات در این خصوص ضمن اینکه می تواند جالب باشد شاید بتواند در تشریح اهداف و نیات پنهان این شبکه برای مخاطبین موثر واقع شود. شبکه فارسی 1 متعلق به فردی به نام روبرت مرداک امپراطور رسانه ای و چهارمین مرد قدرتمند آسیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود.

اما روبرت مرداک کیست؟ روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصلی است که به سلطان شیطانی رسانه ها معروف است او دارای 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف است که روزانه حداقل 300 میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همینطور مسئولیت 100 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون "مای اسپیس" بر عهده این فرد است. روبرت مرداک که از صهیونیست های بسیار با نفوذ در دنیاست بارها شخصاً به دخالت در امور دیگر کشورها از طریق همین شبکه افسانه ای رسانه ای اذعان داشته است که شاید یکی از مهمترین این کارکردها اثرگذاری و هدایت افکار عمومی توسط شبکه فاکس نیوز در جریان جنگ آمریکا علیه عراق باشد.

شخصیت عجیب مرداک بسیار قابل تأمل است او در عین حالی که هدایت بزرگترین بنگاه های خبری را بر عهده دارد بیشترین تمرکز خود را بر برنامه های تفریحی ـ سرگرمی نهاده است. در عین حال پر تیراژ ترین مجله انگلیسی یعنی نیوز آوورلد که یک مجله جنسی است متعلق به اوست و همینطور پر تیراژترین انجیل جهان توسط انتشارات او (واندروان) در آمریکا به چاپ می رسد. همین اندک به خوبی بیانگر آن است که لقب سلطان شیطانی رسانه ها لقب برازنده ای برای مرداک است.

شبکه فارسی 1 با اهدافی هولناک

در حال حاضر شبکه فارسی 1 ظاهراً برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان افغان، تاجیک و ایران تهیه و پخش می کند، لیکن به خوبی مشخص است تمرکز اصلی برنامه ها بر روی مخاطبان ایرانی است. برنامه های این شبکه فارسی شامل پخش سریال های تفریحی و خانوادگی صرف با دوبله فارسی و نیز موسقی تصویرهای خاص با محتوای جنسی و خشونت می باشد. از این بابت این شبکه نسبت به دیگر شبکه ها، حتی شبکه 24 ساعته ام بی سی پرشیا که پیش از این پخش فیلم های سینمایی روز هالیوود با زیرنویس فارسی را در ماهواره عرب ست آغاز کرده بود متمایز است.

ویژگی های این شبکه را از دو نظر می توان بررسی کرد:

1- شاخصهای ظاهری

- این شبکه برای اولین بار اقدام به دوبله آثار نمایشی روز اروپا، آمریکا و آسیای جنوب شرقی به زبان فارسی نموده است. اگر چه کیفیت این دوبله ها بسیار ضعیف و غیر قابل مقایسه با دوبله فیلم های خارجی در داخل ایران است لیکن در مقایسه با شیوه زیرنویس فارسی این آثار که در دیگر شبکه ها صورت می گیرد توانسته است نظر مخاطبین خود را به نوعی جلب کند. پیش بینی می شود به تدریج شبکه فارسی 1 تلاش کند این نقیصه را نیز رفع نماید و به کیفیت دوبله آثار پخش شده بیافزاید.

- از ویژگی های دیگر این شبکه پخش سریال های طولانی مدت و دنباله دار خانوادگی و تفریحی معمولی است که مخاطب اصلی آن خانواده ها بوده و با هدف کاملاً تفریحی تهیه و پخش می شوند. بخشی از برنامه های این شبکه هم به پخش موزیک ویدئوهایی اختصاص دارد که غالباً مضامین جنسی و خشونت را به تصویر می کشند.

- استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره ( مشکی ) قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و ...) با موضوعات جنسی به کار می رود. برخی روانشناسان معتقدند رنگ صورتی بخصوص در مجاورت رنگ تیره بر انگیزاننده حس و غریزه جنسی در مخاطب است.

2- شاخص های محتوایی

به هیچ عنوان نمی توان پذیرفت آقای روبرت مرداک یکی از بزرگترین مردان رسانه ای جهان تنها با هدف سرگرم کردن مخاطبان فارسی زبان جهان شرکت های متعددی در دبی، هنگ کنگ و نیویورک فعال کرده باشد و شبکه ای خاص را بر روی یکی از بهترین فرکانس های ماهواره ای هات برد راه اندازی نموده باشد اما هیچ هدف خاصی را پیگیر نباشد. شبکه فارسی 1 اولین شبکه ای است که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر روی خانواده ها نهاده است و اگر قرار است جوانان را نیز مورد هدف قرار دهد آنها را در کنار خانواده مورد توجه قرار می دهد.

مدیریت شبکه فارسی 1 با دقت و وسواس خاصی برنامه های خود را انتخاب می کند و آنچنان محتوای این سریالها برایشان مهم است که و به طور شتابزده و با دوبله ای نازل اما با سرعت در اختیار بینندگان فارسی زبان قرار می دهد. نگاهی به این سریال ها به خوبی نشان می دهد که تمام آنها در پرداختن به موضوعات ذیل مشترکند و به نظر می رسد قرار است در فارسی 1 به هیچ موضوعی غیر از این پرداخته نشود:

- ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده
- ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسرر و البته شوهر به زن
- بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین
- عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده
- هویت زدایی از مفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر
- عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر
- تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده
- ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج ( جالب است بدانیم این مفهوم سالهاست در برخی تولیدات روتین تلویزیونی خودمان هم تبلیغ می شود).
- ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلق شده است!
- مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده
- افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت در جوانان و نوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص
- پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان

کانون خانواده از مهمترین پایه های جامعه در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران عزیزمان است و به خوبی مشخص است که گردانندگان این شبکه بر اهمیت این پایگاه مقدس در جامعه اسلامی واقفند و با مورد هجوم قرار دادن آن برنامه دراز مدتی را در ذهن طراحی نموده اند.

سخن پایانی

اگر به دقت برنامه های مختلف شبکه های فارسی زبان خارج از کشور را پیگیری کرده باشیم الحق باید بگوییم تنها جای چنین شبکه ای خالی بود!! شبکه فارسی 1 حلقه مفقوده حمله رسانه ای غرب و در رأس آن صهیونیست را علیه ایران اسلامی تکمیل می کند. حلقه ای که مشخصاً خانواده را در کانون توجه خود قرار داده و با هدف منفعل و منحرف نمودن آن، تهیه و پخش می شود.

 شبکه فارسی 1 در ادامه همان سناریوی از پیش طراحی شده ای شکل می گیرد که سالها پیش رهبر انقلاب از آن به عنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی یاد کردند و امروز بیش از هر روزی نمودهای بارز این تفکر شیطانی را احساس می کنیم اما در این کارزار لازم است از اسباب و ادوات خاص خود برای مقابله و حتی تهاجم بهره جست. این ابزار چیزی نیست جز رسانه.

متأسفانه رسانه ملی در تولید برنامه های ویژه خانواده چندان موفق نبوده. اگر چه در طول سالیان گذشته برنامه های خوب و مخاطب پسند و پر محتوایی تهیه و تولید شده است اما این امر از تداوم لازم برخوردار نبوده و به طور مشخص از استراتژی قوی و از پیش تعیین شده ای متناسب با نیاز روز تبعیت نکرده است. لازم است رسانه ملی در تعریف خود از برنامه های با موضوع خانواده بازنگری جدی به عمل آورد و ضمن شناخت دقیق نیازهای مخاطبین (به خصوص زن خانواده و جوان) به تولید برنامه های روتین و جذاب همت گمارد.

 صدا و سیما می تواند با تولید برنامه های مناسب و هدفمند و با بهره گیری از نظرات کارشناسان و منتقدین، رسانه های خارجی را با چالشی جدی مواجه سازد. بی شک بسیاری از مخاطبین به دنبال پر نمودن اوقات فراغت خود به جستجو در کانال های ماهواره ای می پردازند و در این بین است که ناخودآگاه متوجه برنامه هایی می شوند که بر خلاف ظاهری فریبنده به شکار ارزش های متعالیشان خیز برداشته اند اینجاست که رسالت رسانه ملی دو چندان می شود.

به نظر می رسد توجه به راهکارهای ذیل می تواند برای برنامه سازان و برنامه ریزان رسانه ملی مفید باشد:

- توجه به تولید سریال های خانوادگی جذاب و طولانی مدت روتین (به عنوان یکی از نمونه های بارز این سریال ها می توان از مجموعه نرگس نام برد)
- توجه به محتوای برنامه ها با در نظر گرفتن لزوم ارائه غیر مستقیم پیام
- بهره گیری از فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی در تولید برنامه های جذاب (به عنوان مثال سریال بر بام آسمان ویژه زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی نمونه خوبی از این تولیدات بود)
- توجه ویژه به برنامه های ظنز خصوصاً طنزهای فاخر (بد نیست اشاره کنیم هنگام پخش سریال طنز شبهای برره صدای آمریکا در کنداکتور خود تغییراتی ایجاد می کرد تا برنامه های مهمی در آن ساعت پخش نشود)
- توجه ویژه به پخش موسیقی های اصیل متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی
- توجه ویژه به برنامه هایی با موضوع تفریحی سرگرمی از طریق تولید برنامه هایی در ساختارهای جذاب مسابقه ای
- توجه ویژه به تولید و پخش برنامه های ورزشی جذاب برای جوانان و خانواده ها به غیر از فوتبال
- همچنین لازم است رسانه ملی تولید برنامه هایی را که بتواند در آن واحد پدر، مادر، دختر و پسر یک خانواده را در کنار هم بنشاند نیز همت گمارد.

منبع: تابناک

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/11/05ساعت 1:19 توسط علی فریمانه |

 
سرویس بین الملل تابناک- جمعی از دانشجویان و اعضای جامعه مدنی ونزوئلا در واکنش به سفر رئیس جمهور کشورمان به ونزوئلا تظاهرات کردند.

به گزارش سایت ونزوئلایی ال یونیورسال ، این تظاهرات علیه رئیس جمهور کشورمان در بیرون از هتل محل اقامت احمدی نژاد رخ داده است . به نظر می رسد چاوز هم در صدد است تا از ابزار فشار دانشجویان و اعضای جامعه مدنی این کشور برای گرفتن امتیاز از ایران استفاده کند. این در حالی است که چاوز در دانشگاه های ایران با استقبال مواجه می شود.


+ نوشته شده در جمعه 1388/09/06ساعت 20:6 توسط علی فریمانه |

 
یک عضو مجمع روحانیون مبارز در گفت و گو با «خبر» از صدور احکام زندان چند ساله برای اکثر فعالان سیاسی بازداشت شده پس از انتخابات خبر داد.

پیش از این مقامات دادگستری استان تهران از صدور حکم دادگاه بدوی برای بیش از 80 نفر از سران احزاب معترض خبر داده بودند که اکثر آنها تقاضای تجدید نظر کرده اند.

به گفته این عضو مجمع روحانیون، احکام زندان صادر شده برای برخی از سران اعتراض، به شرح زیر است.

هدایت الله آقایی: ۵ سال حبس قطعی

بهزاد نبوی: ۶ سال حبس تعزیری

احمد زیدآبادی: ۶ سال حبس تعزیری، ۵ سال تبعید به گناباد، محرومیت دائمی از فعالیت سیاسی و اجتماعی

محمدعلی ابطحی: ۶ سال حبس تعزیری

سعید حجاریان: ۵ سال حبس تعلیقی

محمد عطریانفر: ۶ سال حبس تعزیری

علی تاجرنیا: ۶ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق

سعید شریعتی: ۷ سال حبس تعزیری

عبدالله مومنی: ۸ سال حبس تعزیری

شهاب طباطبایی: ۵ سال حبس تعزیری

کامبیز نوروزی: ۲ سال حبس تعزیری و ۷۶ ضربه شلاق

مسعود باستانی: ۶ سال حبس تعزیری

کیان تاج‌بخش: ۱۵ سال حبس تعزیری

حسین رسام: ۴ سال حبس تعزیری

عاطفه نبوی: ۴ سال حبس تعزیری

حسام سلامت: ۴ سال حبس تعزیری

علی بهزادیان‌نژاد: ۶ سال حبس تعزیری

علی‌رضا عاشوری: ۶ سال حبس تعزیری
+ نوشته شده در جمعه 1388/09/06ساعت 20:0 توسط علی فریمانه |

از مجموع 35 عضو شورای حکام، 25 کشور به قطعنامه که خواستار تعلیق فعالیت های تاسیسات فوردوی ایران شده است رای مثبت و سه کشور شامل ونزوئلا، مالزی و کوبا به آن رای منفی دادند.

افغانستان، برزیل، مصر، پاکستان، آفریقای جنوبی و ترکیه شش کشوری بودند که به قطعنامه غربی ها بر ضد ایران رای ممتنع دادند، جمهوری آذربایجان از همسایگان ایران نیز به هنگام رای گیری، نشست را ترک کرد.

بر این اساس اسامی کشورهایی که به قطعنامه ضد ایرانی شورای حکام رای مثبت دادند به شرح زیر است:1- آرژانتین 2-استرالیا 3-بورکینافاسو 4- کامرون 5- کانادا 6- چین 7- دانمارک 8- فرانسه 9- آلمان 10-هند 11-ژاپن 12-کنیا 13- کره جنوبی 14- مغولستان 15-هلند 16- نیوزلند 17- پرو 18- رومانی 19- روسیه 20- اسپانیا 21- سوییس 22- اوکراین 23- انگلیس 24- امریکا 25- اروگوئه
+ نوشته شده در جمعه 1388/09/06ساعت 19:33 توسط علی فریمانه |



+ نوشته شده در سه شنبه 1388/09/03ساعت 2:44 توسط علی فریمانه |

تحول مهم در روابط ايران و روسيه: نيروگاه اتمي بوشهر در سال جاري هم راه‌اندازي نمي‌شود.

اين خبر روز دوشنبه توجه بسياري از تحليلگران را به خود جلب کرد، روس‌ها پس از رايزني ديميتري مدودف و همتاي آمريکايي او، باراک اوباما در حاشيه نشست آسيا ـ اقيانوسيه در سنگاپور پيرامون ايران، اعلام کرده‌اند که تا پايان سال‌جاري ميلادي نيز نيروگاه اتمي بوشهر به مرحله بهره‌برداي نمي‌رسد.

مدودف و اوباما تاکيد کردند که فرصت ايران براي پذيرفتن پيشنهادهاي مذاکره‌کنندگان بين‌المللي پيرامون برنامه‌ هسته‌اي‌ اين کشور در حال به سر رسيدن است. روز بعد از انتشار اين اظهارات، سرگئي شماتکو، وزير انرژي روسيه هم گفت که «برنامه اعلام شده راه‌اندازي اين نيروگاه تا آخر سال 2009 عملي نخواهد شد»، وي دليل اين تاخير مجدد را همانند گذشته بروز برخي مشکلات و مسايل فني عنوان کرده است.

شايد در ظاهر امر چنين به نظر آيد که طرح مشکلات فني براي تاخير در راه‌اندازي نيروگاه بوشهر از جانب روس‌ها ديگر بسيار مضحک شده است اما در اصل اين تحليل به منطق نزديک تر است که باور کنيم روس‌ها بهانه مشکلات فني را هر بار مطرح مي‌کنند تا سياسي بودن اين تاخيرها را نشان دهند.

در واقع مقامات روس در تلاشند با طرح مسائل فني آن هم در مقاطع خاص، تاثير عوامل و پشت صحنه‌هاي سياسي تاخيرها را به تهران يادآوري کنند. درست در زماني که روابط تهران و مسکو تحت تاثير مسائل سياسي داخلي دو کشور يا عامل ثالثي چون ايالات متحد آمريکا قرار مي‌گيرد، دست اندرکاران روس نيروگاه بوشهر به ياد بروز مشکلات فني در راه‌اندازي اين نيروگاه افتاده و از به تاخير افتادن زمان افتتاح سخن مي‌گويند.


وعده‌ها و رويدادها

زمان

امضاي قرارداد ساخت نيروگاه بوشهر با آلمان

(1355)

توقف كار ساخت نيروگاه از سوي آلمان

 (1357)

ادامه كار آلماني‌ها در بوشهر

(1360)

توقف كار توسط آلماني‌ها به بهانه حمله موشكي عراق


(1360)

تدوين توافقنامه همكاري با روسيه در سفر هاشمي رفسنجاني به روسيه


(1368)

امضاي موافقتنامه با روسيه براي تكميل نيروگاه


(1371)

تعهد روسيه به اتمام كار نيروگاه تا پايان سال 2000


(1374)

وزير انرژي روسيه: راه‌اندازي نيروگاه بوشهر به دلايل فني يك سال به تاخير مي‌افتد.


(مهر 1382)

مشاور رئيس جمهور روسيه: راه‌اندازي نيروگاه بوشهر تا پايان 2005 انجام مي‌شود



(اسفند 1382)

روميانتسف: نيروگاه بوشهر اواسط 2005 به بهره‌برداري مي‌رسد.


(فروردين 1383)

روسيه: نيروگاه بوشهر سال آينده به طور آزمايشي راه‌اندازي مي‌شود

(فروردين 1383)

رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه: نيروگاه بوشهر سال 2006 كارش را آغاز مي‌كند.


(تير 1383)

مدير پروژه ساخت نيروگاه بوشهر: واحد اول نيروگاه بوشهر اواخر سال 84 به بهره‌برداري مي‌رسد


(آذر 1383)

سعيدي: نيروگاه بوشهر سال آينده به بهره‌برداري مي‌رسد


(دي 1383)

رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه: سوخت هسته‌اي نيروگاه بوشهر پايان سال جاري ميلادي يا اوايل سال آينده به ايران تحويل مي‌شود



(ارديبهشت 1384)

حدادعادل: ايران و روسيه به راه‌اندازي نيروگاه هسته‌اي بوشهر متعهدند


(آذر 1384)

حسيني: سوخت بوشهر بايد تا ‌٢ هفته‌ ديگر ارسال شود

(اسفند 1385)

روسيه: به دليل تاخير در پرداخت‌هاي ايران افتتاح نيروگاه بوشهر با تاخير مواجه مي‌شود


(فروردين 1386)

متكي: سوخت نيروگاه بوشهر به زودي به ايران ارسال مي‌شود


(شهريور 1386)

پوتين: احداث نيروگاه بوشهر به علت مسائل فناوري آن سخت شده / روسيه به هيچ وجه از ارسال سوخت نيروگاه خودداري نخواهد کرد



(مهر 1386)

لاريجاني: گفتند نيروگاه بوشهر تا ماه آينده راه‌اندازي مي‌شود

(آذر 1386)

روسيه: نيروگاه بوشهر تا كمتر از يك سال ديگر افتتاح نمي‌شود

(آذر 1386)

اتم استروي اكسپورت: نيروگاه بوشهر تا پيش از پايان سال 2008 راه‌اندازي نمي‌شود


(آذر 1386)

متكي: تا تابستان سال آينده نيمي از ظرفيت نيروگاه بوشهر وارد مدار مي‌شود/ به روسها براي راه‌اندازي نيروگاه بوشهر اعتماد داريم


(دي 1386)

نيروگاه بوشهر مهر‌‌٨٧ راه‌اندازي مي‌شود

(بهمن 1386)

يك عضو دوماي روسيه: نمي‌توان تاريخ دقيق راه‌اندازي اين نيروگاه را تعيين كرد

(شهريور 1387)

رئيس اتم استروي اکسپورت: راه اندازي نيروگاه بوشهر «ديماه» برگشت ناپذير خواهد بود


(شهريور 1387)

صالحي: زمان افتتاح نيروگاه بوشهر را نمي‌گويم

(مهر 1387)

متكي: ابهامي درباره تاريخ بهره‌برداري از نيروگاه بوشهر نداريم


(آبان 1387)

كرينكو: روسيه كل نيروگاه بوشهر را در سال 2009 تكميل مي‌كند


(آذر 1387)

قشقاوي: از مراحل اجرايي كارهاي نيروگاه بوشهر راضي هستيم


(دي 1387)

روسيه مصمم است نيروگاه را تا پايان امسال تمام كند


(بهمن 1387)

نيروگاه بوشهر تا سال آينده به طور كامل راه‌اندازي مي‌شود


(بهمن 1387)

مقامات روس + متكي: نيروگاه بوشهر شهريور ماه (سپتامبر) افتتاح مي‌شود


(بهمن 1387 + فروردين 1388)

پيش راه اندازي نيروگاه

اسفند 1387

سخنگوي اتم استروي اكسپورت: به دليل مشكلات مالي افتتاح نيروگاه با تاخير مواجه مي‌شود


(تير 1388)

مدير فني اتم استروي اكسپورت: نيروگاه بوشهر تا آخر 2009 (دي 1388) افتتاح مي‌شود


(آبان 1388)

وزير انرژي روسيه: برنامه اعلام شده راه‌اندازي اين نيروگاه تا آخر سال 2009 عملي نخواهد شد


(آبان 1388)


خبر تعويق در راه‌اندازي بوشهر در حالي گزارش مي‌شود که هنوز تهران هيچ پاسخ رسمي به پيشنهاد آژانس ارائه نداده و علاوه بر طرف‌هاي غربي ايران، روسيه نيز به نسبت گذشته واکنش‌هاي متفاوتي از خود نشان مي‌دهد. اين کشور علاوه بر تاخير در تحويل سيستم موشکي اس- 300 به ايران، به تازگي از گزينه‌هاي ديگري غير از همکاري و گفت و گو سخن مي‌گويد که در صورت بي پاسخ ماندن پيشنهاد آژانس از سوي تهران قابل بررسي و اجرا خواهد بود.

اين شرايط نشان مي‌دهد که علي رغم تمايلي که مسکو به بازي با غرب و بويژه آمريکا بر سر ايران دارد، ادامه شرايط فعلي مي‌تواند مسير بازي را تغيير دهد و کرملين را به واکنش وا دارد. منافع، حرف نخست را در تصميم‌گيري‌هاي کرملين مي‌زند، اگر اين منافع حکم به نزديکي مقطعي يا دائمي با غرب حكم کند، مقامات روس به اين سمت گرايش مي‌يابند و اگر دوري از آمريکا و غرب، تاکيد بر استقلال راي در تصميم‌گيري پيرامون مسائل ايران يا حتي نزديکي چشمگير به تهران منافع بيشتري  را متوجه روسيه کند، طبعا  اين جهت‌گيري‌ را انتخاب خواهد کرد.

اکنون اين ايران است که با سکوت در مقابل ديپلماسي جامعه جهاني و ابهام آفريني در ابعاد مختلف موضوع هسته‌اي‌اش، پاي منافع مسکو را در نزديکي به تهران بسته و کرملين را به واکنش ملزم ساخته است.

برخي معتقدند که کرملين از همکاري در فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران سودي نداشته و با آشکار شدن تاسيسات هسته‌اي قم حتي در مظان اتهام پنهان کاري قرار گرفته است، عده‌اي نيز بي اطلاعي مسکو از تاسيسات جديد قم را زمينه ساز بي اعتمادي روسيه به تهران در روند همکاري‌هاي هسته‌اي دو کشور مي‌دانند.

صرف نظر از دلايلي که مسکو را به بررسي همراهي بيشتر با غرب و سخت گيري بيشتر در قبال ايران وا داشته است، بايد گفت که اکنون رئيس جمهور روسيه بر خلاف تصور مقامات ايران، نگاه مثبتي به روند برنامه‌هاي هسته‌اي تهران ندارد.

تهران با پاسخ ندادن به پيشنهاد آژانس که البته ابتدا از سوي واشنگتن مطرح شد، فرصت بهره‌برداري‌هاي سياسي، اقتصادي، فني و حتي نظامي را از مسکو محروم ساخته ضمن آن که باور غرب را درغير صلح آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي خود تقويت کرده است.

اين شرايط مسکو را به چاره‌انديشي وا داشته و همکاري با آمريکا مي‌تواند گزينه مناسبي باشد، البته تاريخ نشان داده که همکاري روسيه و آمريکا مي‌تواند راهکاري مقطعي براي دو کشور در راستاي منافع بيشتر باشد؛ همان طور که اوباما با به تعليق درآوردن استقرار سيستم دفاع موشکي در اروپاي شرقي زمينه جلب نظر و رضايت مسکو در همراهي بر سر ايران را فراهم ساخت اما بطور کامل اين برنامه را از دستور کار خارج نکرد، اقدام متقابل مسکو در به تعليق درآوردن استقرار سيستم موشکي اسکندر نيز در همين چارچوب قابل بررسي است.

اهميت سخنان جديد روساي جمهور روسيه و آمريکا در مورد ايران اين است که دو طرف از برخورد ايران ناراضي‌اند و گزينه‌هاي ديگري غير از ديپلماسي را قابل بررسي اعلام مي‌کنند، در اين شريط بعيد نيست که مسکو و واشنگتن در اجراي تصميمي مشترک عليه ايران همراهي جدي و  بلند مدت داشته باشند.

با اين اوصاف اين سؤال وجود دارد كه تهران در برابر بدقولي‌ها يا تاخيرهاي مسکو از يک سو و فشاري که براي تغيير مسير هسته‌اي ايران وارد مي‌کند از سوي ديگر، چه واکنشي خواهد داشت؟

منبع : هفته نامه میهن

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/01ساعت 1:27 توسط علی فریمانه |

وعده انتخاباتی یک افراطی در هلند :
اگر رأی بیاورم برای استفاده مسلمانان از حجاب مالیات وضع می‌کنم!

«گریت ویلدرز»، رئيس حزب آزادي و نماينده اسلام‌ستيز پارلمان هلند که کاندیدای مطرح احراز پست نخست وزیری این کشور اروپایی به شمار می‌رود، مبارزات انتخاباتی خود را با حمله به اسلام و مقدسات آن آغاز کرده و موضع‌گیری‌های شدید علیه مسلمانان اروپا روا داشته است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، روزنامه «الحدیث»، چاپ اردن با بازتاب موضوع بالا نوشت: «گریت ویلدرز» در تبلیغاتش گفته است که اگر حزب ما در انتخابات پیروز شود و آرای ما بر رقبا پیشی بگیرد، موضوع حضور مسلمانان در اروپا را پیگیری و بر استفاده از حجاب مالیات وضع و از تدریس و تلاوت قرآن جلوگیری خواهم کرد.

او که خود را برای مبارزات انتخاباتی در سال 2011 آماده می‌کند، افزود: آزادی‌های مسلمانان را محدود و در قوانین مهاجرت و برخورداری مسلمانان از حقوق اجتماعی در اروپا تجدیدنظر خواهم کرد.





«ویلدرز» در ماه مارس گذشته (فروردین ماه) نیز فیلمی را به نام «فتنه» يا «خطر اسلامي‌شدن هلند» تهیه کرد و روی شبکه‌های اینترنتی به نمایش گذاشت. در این فیلم به تعالیم دین اسلام و به شخص نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) اسائه ادب شده بود.

انتشار این فیلم آنقدر زننده بود که «يان پيتر بالكنيدي»، نخست‌وزير هلند در واكنش به انتشارش گفته بود: من ديدگاه ويلدرز درباره اسلام را كه در فيلمش آمده، رد مي‌كنم. اين فيلم اسلام و تروريسم را با يكديگر درآمیخته و ما اين برداشت را رد مي‌كنيم.

هلند در سال‌های گذشته، شاهد جسارت‌های متعددی از سوی مقامات سیاسی و جریان‌های رسانه‌ای موهن علیه مسلمانان اروپا بوده و با شعار آزادی، آشکار و پنهان به مقدسات مسلمانان توهین می‌کند.

این نوع برخوردها، در حالی انجام می‌پذیرد که در بسیاری از کشورهای اسلامی اقلیت‌های مسیحی زندگی نیز زندگی می‌کنند؛ اما تاکنون به ندرت شاهد توهین به مقدسات دینی و یا محدودیت‌های مذهبی برای پیروان این دین و یا دیگر ادیان آسمانی بوده‌ایم؛ البته این جدای از محدودیت‌های قانونی است که در هر جامعه‌ای هست.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/01ساعت 1:26 توسط علی فریمانه |

شيعيان زيدي ساکن استان صعده و ديگر مناطق يمن، شيعه پنج امامي هستند و معتقد به امامت زيد بن علي زين العابدين بن حسين(ع) بن علي(ع) هستند.
زيد بن علي گرچه خود را امام نمي داند و به خونخواهي مظلومان عاشورا قيام کرد، اما پيروانش وي را به عنوان امام پنجم مي شناسند و به همين دليل زيديه ناميده مي شوند. زيدبن علي که فردي بسيار شجاع و اهل علم و دانش بود، در سال 122 هـ.ق در دوران خلافت هشام بن عبدالملک اموي بر ضد حکومت ظلم و جور امويان در کوفه قيام کرد و با جمع کثيري از يارانش به شهادت رسيد.
عقايد خاص زيدبن علي(ع) از جمله قيام و خروج عليه ظالمان در هر شرايطي، امکان امامت بدون برخورداري از علم غيب و عصمت، سبب شد که علي رغم اينکه خودش مدعي امامت نباشد، اما پيروانش او را امام بدانند و پس از شهادتش در کوفه و عراق، ايران و يمن دست به قيام عليه حکومت هاي وقت بزنند و حکومت هاي زيدي را تشکيل دهند.
«جاروديه»، «سليمانيه» و «صالحيه» از جمله سه فرقه اصلي زيديه است که از آن فرقه هاي ديگري مانند «هادويه» و «قاسميه» در يمن و «ناصريه» در ايران شکل گرفت.
از مهمترين و معروفترين حکومت زيدي ها در ايران که با آمدن يحيي بن عبدالله به ديلم و بعد از شهادت وي توسط عباسيان در سال 250 هـ.ق شکل گرفت، مي توان به قيام حسين بن علي معروف به داعي کبير اشاره کرد.
يحيي بن حسين رهبر فرقه هادويه در سال 284 هـ.ق در صعده يمن توانست با ترويج مذهب هادويه، حکومت زيدي را تشکيل دهد. حکومت زيدي ها بر يمن با افت و خيز تا استيلاي عثمانيان وجود داشت تا اينکه سقوط عثماني ها، زمينه را براي حاکميت مجدد آنها فراهم کرد و تا سال 1964 حکومت در دست زيدي ها بود تا اينکه در اين سال اعلام جمهوري شد.
بدرالدين الحوثي که خود يکي از فقهاي زيديه است و 90سال سن دارد، پدر حسين الحوثي رهبر سابق الحوثي هاست که در سال 2004 در نبرد با ارتش يمن کشته شد.
الحوثي ها در واقع بازوي مسلح شيعيان مظلوم استان شيعي نشين صعده هستند که در برابر تهاجمات دولت مرکزي دفاع مي کنند.
زيدي ها در بسياري از اعتقادات با شيعيان اثني عشري مشترک هستند و مراسم عاشورا و جشن هاي الغدير را به طور گسترده برگزار مي کنند.
الحوثي ها و در راس آنها، عبدالملک الحوثي بر اين موضوع تأکيد دارند که استان شيعه نشين صعده جزئي از خاک يمن است و آنها به هيچ وجه قصد جدايي از آن کشور را ندارند.
عبدالملک الحوثي رهبر فعلي الحوثي ها و برادر حسين الحوثي بارها بر اين موضوع تأکيد کرده است که از سوي هيچ کشوري حتي ايران حمايت نمي شود و خواسته هايي دارد که دولت مرکزي به آن توجه نمي کند.
اختلاف ديدگاه سياسي با حکومت مرکزي در مورد آمريکا و اسرائيل، بي توجهي دولت به وضعيت خاص استان صعده و انجام نشدن اقدامات عمراني از جمله مسائلي است که از سال هاي پس از وحدت يمن تاکنون همواره باعث درگيري الحوثي ها با دولت شده است.
علاوه بر اين، بافت قبيله اي و وضعيت جغرافيايي منطقه به عنوان يک عامل طبيعي باعث شده است که دولت مرکزي يمن نتواند الحوثي ها را به راحتي شکست دهد.
عبدالملک الحوثي رهبر فعلي جنبش الحوثي به دليل دارا بودن شخصيت قوي، پس از کشته شدن برادرش حسين، با وجود برادر بزرگترش يحيي، به رهبري اين جنبش برگزيده شد و از سال 2004 تاکنون توانسته است با کمک برخي از همفکران برادرش در شباب المومن، آن را هدايت و رهبري کند.
وي سخنوري بسيار تواناست و با توجه به نفوذ پدرش بدرالدين که از ائمه مذهب جارودي (فرقه اي از زيديه) است که احترام و نفوذ زيادي در يمن دارد، توانسته است بهره فراواني ببرد. به گفته مخالفان الحوثي ها، تحولات فکري آنها باعث شده است که آنها در افکار و عقايد بسياري با شيعه امامي احساس نزديکي کنند و همين موضوع به عنوان نقطه اتهام آنها به عنوان حمايت فکري ايران ناميده مي شود.
بدرالدين الحوثي در کتابي باعنوان «زيديه در يمن» برخلاف عقيده جاري در بين زيديه مبني بر درست بودن خلافت ابوبکر، عثمان و عمر، به مخالفت برخاسته و همين موضوع باعث شد که بسياري از رهبران زيديه به مخالفت با او برخيزند.
پسرش حسين الحوثي نيز با تأثيرپذيري از افکار پدرش بر موارد مشترک با شيعه دوازده امامي تأکيد کرده بود و اين باعث شد که دشمنان با او به دشمني بپردازند.

تصویر جنایات دولت یمن و حکومت وهابی آل سعود را در اینجا ببینید.

(صحنه ها بسیار دلخراش هستند اگر ناراحتی قلبی دارید از دیدن این تصاویر خودداری فرمایید.)

+ نوشته شده در جمعه 1388/08/22ساعت 23:5 توسط علی فریمانه |

«جان الن محمد»، 48 ساله به اتهام قتل «دین هارولد مایرز»، یکی از 10 قربانی کشتارها در جریان سه هفته حملاتی که واشنگتن را در وحشت فروبرد، اعدام شد.

به گزارش ايلنا به نقل از بي‌بي‌سي، اين اعدام در حالي صورت گرفت كه یک روز پیشتر دیوانعالی آمریکا درخواست وکلای محمد برای تجدیدنظر در حکم اعدام را رد کرده بود. پس از آن در روز سه‌شنبه «تیموتی کین»، فرماندار ایالت ویرجینیا نیز درخواست عفو او را رد کرد.

«لی بوید مالوو»، همدست نوجوان محمد در آن حملات به‌خاطر نقش خود در آن کشتارها حبس ابد گرفته است. مالوو در آن زمان 17 سال داشت.

این دو تن مظنونند که ابتدا در ایالت‌های «آلاباما» و «لوئیزیانا» شش تن را کشتند و بعد به مریلند، واشنگتن دی‌سی و ویرجینیا رفتند و آنجا به کشتارها ادامه دادند. به گفته پلیس، آنها قربانیان را با تک تیر از راه دور از صندوق عقب یک ماشین که حفره‌ای در آن تعبیه شده بود، هدف قرار می‌دادند.

مایرز در ایستگاه پمپ بنزین در شهر «مناسس» در ایالت ویرجینیا از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفت.

طبق اين گزارش، جان الن محمد سه‌شنبه شب با تزریق دارویی مرگبار در زندانی در ویرجینیا اعدام شد. مرگ او ساعت 9 و 15 دقيقه شب به وقت محلی توسط مقام‌های زندان اعلام شد.

اين مقام‌ها گفتند که جان الن محمد در پایان عمر چیزی نگفت و صورتش عاری از هرگونه احساسی بود.
وکلای وی در انتقاد از حکم اعدام گفته بودند که او از بیمار شدید روانی رنج می برد.

در ایران اگر نوجوانی محکوم شود صدای کل دنیای در می آید که حقوق بشر در ایران رعایت نمی شود ولی همانطور که در خبر خواندید در امریکا نوجوان 17 ساله را که قاتل هم نبوده است به جرم معاونت قتل به حبس ابد محکو م می کنند و آب از آب تکان نمی خورد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20ساعت 20:10 توسط علی فریمانه |

بزرگترین مانور مشترک نظامی دوجانبه آمریکا-اسرائیل که از تاریخ 21 اکتبر شروع و در تاریخ 3 نوامبر ـ یک هفته قبل ـ با حضور بیش از 2000 نفر از نیروهای دو طرف به پایان رسید، عمده هدف آن مقابله با تهدید موشک های بالستیک ایرانی تعیین شده بوده است.

به گزارش خبرنگار "تابناک"، بر اساس ادعای فرماندهان این مانور مشترک، عملیات "جونیپر کبرا" که در آن پنج نوع مختلف سیستم دفاع موشکی آزمایش شد مشخص نمود که کدامیک از این سیستم ها قابلیت و توانمندی بیشتری در مقابل حملات موشکی ایران دارد.سیستم های یاد شده عبارتند از:

1- سیستم برد بلند "آرو-2 " : این سیستم توسط صنایع هوا فضای رژیم صهیونیستی با همکاری کمپانی "بوئینگ" ساخته شده که تحت نظارت وزارت دفاع رژیم صهیونیستی و پنتاگون فعالیت های ساخت این سیستم انجام شده است.

2- سیستم "تاد" یا ترمینال دفاعی: فراز منطقه ای که برای نابود کردن موشکهای بالستیکی برد کوتاه  بوسیله کمپانی آمریکایی "لاکهید مارتین" در بخش سیستم فضایی این کمپانی ساخته شده است.

3- سیستم "پک تری" : با توانایی پیشرفته "پاتریوت 3" ـ که موشک های هدایت شده نامیده می شوند ـ و بردشان سه برابر موشک های نسل اول "پاتریوت" است.

4- موشک های سوار بر کشتی: این موشک ها به سیستم دفاع موشکی بالستیک "ایجس" معروف است که به موشک های استاندارد "اس-ام 3" و سیستم راداری "SPY1/AN " مجهز می باشند که 360 درجه اطراف خود را پوشش می دهد.موشک های "SM-3" که برای ساقط کردن ماهواره های آمریکایی که خارج از مدار خود حرکت می کردند و یکی از این ماهواره ها در فوریه سال 2008 توسط این نوع از موشک ها ساقط شده است کارایی داشته اند. و اکنون اصلاحاتی بر روی این نوع موشکها انجام داده اند که بتواند برروی زمین هم کارایی داشته باشند.

این مانور دریایی، بزرگترین مانور بین نیروهای آمریکایی و اسرائیلی بوده است که تاکنون در تاریخ روابط دو کشور اتفاق افتاده  و تاکنون این همه تجهییزات موشکی به همراه هم مورد آزمایش قرار نگرفته بودند.

این مانور دریایی که برای دفاع موشکی از رژیم صهیونیستی در نظر گرفته شده بود و با توجه به اینکه فاصله تل آویو تا تهران 1598 کیلومتر است بنابراین از سیستم راداری با قابلیت ردیابی 2000 مایلی استفاده شده است.

اما آخرین سیستم دفاع موشکی رژیم صهیونیستی که "دفاع موشکی ریتون" نام دارد در قراردادی با سیستم دفاع موشکی پیشرفته "رافائل" ـ  که ارزش معاملاتی آن به 100 میلیون دلار می رسد ـ مقرر گردیده که طراحی لازم را برای سیستم "دیوید سلینگ" به انجام برساند.

سیستم دفاع موشکی "DSWS" برنامه مشترک بین آزانس دفاع موشکی و سازمان دفاع موشکی رزیم صهیونیستی  است. و این سیستم موشک های بالستیک برد کوتاه و راکت های کالیبر بالا و موشک های "کروز" را رهگیری و سرنگون می کند.

در همین حال، چند هفته قبل دولت آلمان قرارداد دو  زیردریایی کلاس "دولفین" مدل "یو-212" را که تا یک سال دیگر تحویل این رژیم می شود را امضاء نمود.

مقامات نظامی رژیم صهیونیستی اعتقاد دارند که این زیردریائی ها بهترین نوع تجهیزات برای دفاع در مقابل تهدیدات موشکی ایران است.

مانور دریایی "جونیپر کبرا" یا "کبرا کوهی" نمونه ای برای برنامه ای است که آنها قصد دارند به همراه ناتو برای برنامه دفاع موشکی خود در اروپا تجهییز کنند و سپر دفاع موشکی اروپا را از این روش بدست آورند.

سیستم راداری که آمریکا در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است ـ که در مانور فوق نیز مورد استفاده قرار گرفته است ـ سیستم "2-AN/TPY" نام دارد که گفته می شود از فاصله 4300 کیلومتری یک هدف به اندازه توپ بیسابال را شناسایی و ره گیری می کند.

این نوع تحرکات نشان می دهد که رزیم صهیونیستی در آماده باش کامل قرار دارد و ضمن ایجاد فضا سازی روانی در تلاش است تا آمادگی خود را برای درگیری احتمالی با کشورهای منطقه و به ویژه ایران حفظ کند.هرچند طی سال های گذشته همواره چنین وضعیتی در سیاست های  رژیم صهیونیستی به عنوان یک راهبرد حاکم بوده و آنها در پی بهره برداری های خود از ایجاد چنین فضاهایی هستند اما برای ایران این پیام را دارد که او نیز باید ضمن بالا بردن توان دفاعی خود به هیچ وجه از برنامه های صهیونیست ها غفلت نورزد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/17ساعت 22:15 توسط علی فریمانه |

عمومی

جمعیت:

ایران: 65,875,223 (July 2008 est.)

آمریکا: 303,824,646 (July 2008 est.)

تولید ناخالص ملی:

ایران: 0.75 تریلیون دلار (2007 est.)

آمریکا: 13.8 تریلیون دلار (2007 est.)

بودجه نظامی در سال 2009:

ایران: 7.2 میلیارد دلار

آمریکا: 711 میلیارد دلار

تعداد نیروهای نظامی:

ایران: 895,000  (545,000 active + 350,000 reserve)

آمریکا: 2,580,875  (1,498,157 active + 1,082,718 reserve)

 

نیروی زمینی

تعداد تانک های میان برد:

ایران: 1613

آمریکا: 8023

ادوات شناسایی:

ایران: 35

آمریکا: 348

جنگنده های زمینی زرهی:

ایران: 610

آمریکا: 6719

نفر بر های زرهی:

ایران: 640

آمریکا: 21242

واحد های توپخانه ای:

ایران: 8196

آمریکا: 8041

هلیکوپتر:

ایران: 311

آمریکا: 5425

 

نیروی دریایی

زیردریایی:

ایران: 6

آمریکا: 71

ناو های عظیم جنگی:

ایران: 5

آمریکا: 106

شناور های گشتی و ساحلی:

ایران: 320

آمریکا: 157

کشتی های آبی خاکی:

ایران: 21

آمریکا: 490

 

نیروی هوایی

هواپیماهای جنگنده:

ایران: 286

آمریکا: 3538

هواپیماهای موشک انداز برد زیاد:

ایران: 0

آمریکا: 170

جنگنده ترابری:

ایران: 136

آمریکا: 883

جنگ افزار های هوشمند و الکترونیکی:

ایران: 3

آمریکا: 159

جنگنده های شناسایی:

ایران: 6

آمریکا: 134

جنگنده های گشت روی آب:

ایران: 8

آمریکا: 197

جنگنده های هوایی ضد ناو:

ایران: 0

آمریکا: 58

جنگنده های هوابرد اخطار دهنده:

ایران: 0

آمریکا: 53

 

هسته ای

کلاهک های هسته ای:

ایران: 0

آمریکا: 5400

+ نوشته شده در جمعه 1388/08/15ساعت 20:43 توسط علی فریمانه |

«آلبرت اینشتین» فیزیكدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله‌ علمی خود با عنوان Die Erklarung (به معنای بیانیه) كه در سال 1954 در آمریكا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را كامل‌ترین و معقول‌ترین دین دانسته است.

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن كریم و احادیثی از كتاب‌های شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است كه هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیده‌اند.                                                  
یكی از این حدیث‌ها حدیثی است كه علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اكرم (ص) نقل می‌كند كه: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارك پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینكه پیامبر اكرم(ص) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌كنند كه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیكی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیكی اثبات می‌كند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عكس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C2 >> M = E /C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.
اصل نسخه این رساله اكنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.

این رساله را پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با كمك یكی از اعضاء شركت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یك عتیقه‌فروش یهودی خریداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چك شده و تأیید گشته است
.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/08/12ساعت 23:48 توسط علی فریمانه |

در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند! به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند.

اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله كوبیده‌اند.

در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه‌هایتان آبله‌كوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.

این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌كردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشك‌هایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.

میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیده‌اند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌كنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 3:6 توسط علی فریمانه |

هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد. فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.

عصرایران ، مهندس حمید ثانی : امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد. این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.

هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد. فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.

امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.

این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.

البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شود و سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص (مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.

البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.

در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.

با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.

لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادر به دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.

توصیه هایی برای مقابله با این جاسوسی :

 1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.

 2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.

 3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.

 4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.

 5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.

 6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.

 7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.

 8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 2:49 توسط علی فریمانه |

روشن‌ترين پيام شهادت سردار شوشتري و سران طوايف بلوچستان، درستي و صحت راه و عملكرد آنها بوده، چه اگر معاندين جندالشيطان احساس خطر نمي‌كردند به اين نشست وحدت‌آفرين حمله‌ور نمي‌شدند.

وحدت ملي، مذهبي و قومي نقطه آسيب افراد، اشخاص و گروه‌هايي است كه به دليل افراط‌گرايي خود، خواهان افراط همه هستند.

طرح مردمي كردن امنيت جنوب شرق كشور و پيگيري امور امنيتي از مجاري فرهنگي و تغيير در آرايش نيروهاي نظامي منطقه پيام‌آور تحولي ژرف در مختصات سياسي و اجتماعي سيستان و بلوچستان است كه مورد غضب بريدگان و رانده‌شدگان از مردم بلوچ و گروه‌هاي افراطي حامي آنها قرار گرفته است چرا كه در امتداد چنين تحولي،‌ افرادي كه از لوله تفنگ سخن مي‌گويند به كوه‌ها و صحراها رانده خواهند شد و خردمندان و خردورزاني از همان طايفه و قوم جاي آنان را خواهند گرفت.

درست به دليل همين جانشيني و نقش پررنگ اين قبايل و طوايف است كه سران آنان همانند سردار شوشتري به شهادت رسيدند. براي جماعت جندالشيطان «وحدت» از سوي هركسي و هر شخص و هر مقامي ناپسند است زيرا در آن صورت كسي به اين نابخردان وقعي نخواهد نهاد. اين جماعت، حيات خود را در تفرقه جست‌وجو مي‌كنند و همواره در تلاش براي انشقاق قومي،‌ قبيله‌اي و مذهبي هستند.
 
در كارنامه گروهك تروريستي جندالشيطان كه منشعب از گروهك حزب الفرقان و به رهبري جليل قنبر زهي (شه‌بخش) معروف به صلاح‌الدين است حتي يك عمل وحدت‌بخش و وحدت‌آفرين پيدا نمي‌شود. اين افراد محصول و توليد همان مدارسي هستند كه براي افغانستان ملاعمر و براي ايران امثال عبدالمالك ريگي، جليل قنبرزهي، محي‌الدين و عبدالكريم شاهوزايي و... را تربيت كردند. مدارسي از كراچي، كويته، پنجاب، وزيرستان و ايالت سند پاكستان كه تحت نفوذ مادي وهابيت عربستاني، تفكر انحرافي سلفي‌‌گري و احاطه سرويس‌هاي امنيتي و جاسوسي انگليس، آمريكا، اسرائيل با هدايت آي.اس.آي ارتش پاكستان است. پاكستان كه همواره از داشتن دولتي قوي محروم بوده ديرزماني است كه بارانداز افراطي‌گري در منطقه شده و بيش از همه جهان اسلام مملو از انديشه‌هاي انحرافي و انحطاطي است.
 
رويش و زايش گروه‌هايي همچون «جيش المحمد» و «سپاه صحابه» كه عقايد تند ضدشيعي را در پاكستان و منطقه ترويج مي‌كنند و گسترش مي‌دهند تنها مي‌تواند از چنين بستري برخيزد. ايالت‌هاي جنوب غربي پاكستان و سرحدات ايران و افغانستان و بلندي‌هاي منطقه، جزيره ‌ثباتي براي گروه‌هاي تروريستي ساخته كه بتوانند بدون كمترين نگراني و عتاب و خطابي به حكومت بدوي خود بپردازند. اكنون زمان آن رسيده كه اين جزيره ثبات ناامن شود تا دوباره امنيت به مناطق سيستان و بلوچستان ايران و مناطقي از افغانستان بازگردد.
 
رصدهاي اطلاعاتي از بده بستان نيروهاي ريگي و فرقان با ژنرال‌هاي پاكستاني، آمريكايي و انگليسي حاكي از آن است كه بيش از دو دهه با انواع امكانات مالي و نظامي مورد حمايت واقع شده و تحت نظر آنان آموزش‌هاي مورد نياز را ديده‌اند. ملاقات ملاجليل قنبرزهي (شه‌بخش) با يك ژنرال آمريكايي به نام «مپكو» در جنب فرودگاه قندهار و انفجار هفت بمب در يك هفته بعد در هفت نقطه زاهدان تنها بخشي از اين بده‌بستان‌هاست. يا ديدار يك سال بعد مولوي محمود و مولوي صلاح‌الدين با پنج تن از نيروهاي اطلاعات و امنيت ارتش پاكستان (آي.اس.آي) در كويته به سرپرستي ژنرال «بلگر» پاكستاني و اخذ پول و مقادير قابل توجهي تجهيزات و مهمات، گوشه ديگري از دخالت‌هاي آشكار خارجي و دست‌هاي مخرب امنيتي است.
 
چنين رفتاري از چنان دشمني هرگز نمي‌تواند منادي وحدت، رفاه و آسايش مردمان آزاده و وطن‌پرست سيستان و بلوچستان باشد. چرا كه اين رفتارهاي امنيت‌ستان خود زمينه محروميت بيشتر مردم محرومي را دامن مي‌زند كه در انتظار گشايش و گسترش توسعه و رفاه نشسته‌اند. همواره سركشي و ياغيگري عده‌اي قليل باعث محروميت و دردسر عده‌اي كثير شده و آنان را به چالش انداخته است. اما اين بار گويي از خون شهداي 26 مهر 88 شهرستان پيشين، اين عده كثير هستند كه عليه اين جماعت قليل جنايت‌پيشه به پا خواهند خاست و دستان امنيت‌ستان آنان را خواهند بريد. از پس چنين عملي است كه آرزوي سردار شهيد شوشتري، محقق خواهد شد آنگاه كه در محفلي خصوصي از عمق جان زبان بر دل راند كه: «اميدوارم با شهادت من زمينه‌اي فراهم شود تا اين سامان روي امنيت و رفاه را ببيند.»
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/02ساعت 20:57 توسط علی فریمانه |

 
تركيب نشست كارشناسي سه جانبه ايران، آژانس و فروشندگان سوخت رآكتور تهران كه دوشنبه بعدازظهر و سه‌شنبه (27 و 28 مهر) در وين برگزار مي‌شود، مشخص شد


حميدرضا عسگري مشاور سازمان انرژي اتمي، مهدي خانيكي مديركل حوزه رياست سازمان انرژي اتمي و مديركل پيشين پادمان‌هاي هسته‌اي و 3 تن از كارشناسان فني و حقوقي سازمان انرژي اتمي به رياست علي‌اصغر سلطانيه نماينده ايران در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در اين نشست حضور خواهند يافت.

همچنين معاون انرژي آمريكا، معاون آژانس فدرال اتمي روسيه و نماينده فرانسه در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي هر كدام به همراه هياتي از كارشناسان فني در اين نشست شركت خواهند كرد.

به گزارش فارس، اين نشست كه در محل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي برگزار مي‌شود، به ميزباني ويلموس چروني، دستيار ويژه مديركل و مسئول سياستگذاري و روابط خارجي آژانس خواهد بود.



يك روز پيش از برگزاري اين نشست، مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي با بيان اينكه خوشبين است مذاكرات وين بتواند به نهايي كردن توافقي با ايران در زمينه‌ فرآوري اورانيوم‌اش در خارج از كشور منجر شده و در را براي مذاكرات گسترده‌تر درباره‌ برنامه‌ هسته‌اي ايران باز كند تاكيد كرد: مذاكرات بدون پيش‌شرط بين ايران و آمريكا تنهاراه‌حل مسئله‌ هسته‌اي تهران است.

محمد البرادعي، روز شنبه در گفت‌وگو با روزنامه‌ اتريشي داي‌پرس گفت كه تحريم‌هاي جديد عليه ايران تنها مناقشه‌ درباره‌ برنامه‌ هسته‌‌اي‌اش را وخيم‌تر خواهد كرد، نه اينكه تهران را متقاعد به پيروي از درخواست‌هاي بين‌المللي كند.

به گزارش ايسنا، وي در اين گفت‌وگو افزود: البته شما مي‌توانيد تحريم‌هاي شديدتري را اعمال كنيد اما من احتمال اينكه تحريم‌هاي جديد، ايران را با شما همراه كند بسيار بعيد مي‌دانم.

مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در ادامه گفت: باراك اوباما رئيس‌جمهوري آمريكا درك كرده است كه گفت‌وگو با ايران تنها راه‌حل ممكن است. اگر مي‌خواهيد پيشرفت كنيد بايد بدون پيش‌شرط گفت‌وگو كنيد.

البرادعي علاوه بر آن تاكيد كرد: در تهديد برنامه‌ هسته‌اي ايران اغراق شده است و به عقيده‌ من اين‌طور نيست كه ما فردا از خواب بيدار شده و ببينيم كه ايران يك سلاح هسته‌اي دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 2:17 توسط علی فریمانه |

 
شهرام شکیبا در ستون طنز روزنامه خبر نوشت :

از قرار معلوم هیأت دولت «مالدیو» دو روز پیش جلسه خود را در عمق 6 متری زیر آب برگزار کرده‌اند. یعنی آقای «محمد ناشید» رئیس جمهور مالدیو با اعضای کابینه‌اش لباس غواصی پوشیده‌اند و رفته‌اند زیر آب، جلسه. علت این کارشان هم این بوده که توجه جهانیان را به خطر قریب‌الوقوع غیر‌قابل سکونت شدن مالدیو به جهت گرم شدن زمین و ذوب شدن یخ‌های قطبی جلب نمایند.


1- با توجه به خطر زلزله برای ایران بهتر است هیأت دولت یک جلسه‌شان را بر روی صندلی‌هایی با دو پایه برگزار کنند.

2- با توجه به خطرات گوناگون سفر هوایی بد نیست هیأت دولت یک جلسه را کلاً در توپولوف برگزار کنند.

3- با توجه به خاطر موادمخدر، پیشنهاد می‌شود هیأت دولت یک جلسه را در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله پامنار برگزار کنند.

4- بد نیست هیأت محترم دولت یک جلسه هم در پارک دانشجوی تهران داشته باشند. چون می‌گویند بابت خاکبرداری ممکن است تئاتر شهر خراب شود. همین!

5- با توجه به مشکلات دانشجویان در خوابگاه‌ها پیشنهاد می‌کنم یک جلسه هیأت دولت در کوی دانشگاه برگزار شود.

6- برای رفع شبهات و به عنوان مشت محکم، بد نیست هیأت دولت یک جلسه هم در بازداشتگاه کهریزک (البته با حضور مأموران نفوذی در آن بازداشتگاه) برگزار کنند.

7- پیشنهاد می‌کنم هیأت دولت یک جلسه هم در حاشیه یکی از کنسرت‌های استاد محمد‌رضا شجریان وطن‌فروش و خائن برگزار نمایند. تا تکلیف جهانیان با ایشان روشن شود.

9- هیچ کدام از اینها لازم نیست. مالدیوی‌ها می‌خواستند که دنیا یک توجهی به آنها بکند. ما که بحمد‌الله به طور کلی از بابت امور متعدده در کانون توجه همه جهانیان هستیم. لذا همان سفر‌های استانی را ادامه بدهند کافی‌ است. فقط برای محکم کاری می‌توانند در برنامه‌ سفر‌های استانی‌شان سری هم به استان سنگال در آفریقا بزنند و یک توک پا هم بروند استان ونزوئلایمان را ببینند در آمریکای لاتین.


همه جرم‌های حجاریان

1- اقدام علیه امنیت داخلی کشور به وسیله تحریک، آشوب و تجمعات غیر‌قانونی.

2- القای شبهه جعل و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران.

3- مشارکت در تهیه و تنظیم سند تأملات راهبردی بر خلاف قانون اساسی.

4- تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

5- ارتباط با عوامل بیگانه علیه امنیت کشوری.

6- تحریک اقشار جوان دانشجو و ترغیب آنان در اعتراض و تحصن و راهپیمایی غیر‌قانونی علیه دستگاه‌های نظارتی و اجرایی انتخابات.

7- تخریب دولت قانونی به واسطه انتساب اتهامات واهی و افترا به وسیله مقالات و سخنرانی‌های مکتوب خصوصاً در جریان انتخابات دهم و همکاری با شبکه BBC فارسی و ضد انقلاب و توهین و اهانت به مسئولین نظام. گفته می‌شود که بابت کلیه اتهامات فوق که در کیفر‌خواست آمده است آقای سعید حجاریان به 5 سال حبس تعلیقی محکوم شده است.

1- من نمی‌دانم چرا هر جرمی که به آقای حجاریان مربوط باشد، مجازاتی ندارد؟ چه سیاهه فوق باشد، چه ترور شخصی ایشان توسط سعید عسگر.

2- با این حساب جرم آن آقایی که در فیلم با انجام حرکات تحریک‌آمیز و هنر‌های تجسمی به مأموران توهین می‌کرد، 3 دقیقه حبس تعلیقی است.

20=150

مهدی تقوی کشتی‌گیر 66 کیلو‌گرم ایران مدال طلای جهانی گرفت و 20 سکه به او دادند.

فردین معصومی کشتی‌گیر 120 کیلوگرم ایران مدال نقره همان مسابقات را گرفت و 150 سکه به او دادند.

آن وقت جماعت مسبب آشوب‌های اخیر دنبال این می‌گردند که چرا در چنین مملکتی دو دو تا می‌شود ده تا!
 
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 2:14 توسط علی فریمانه |

 
بی‌مسئولیتی پزشک جراح در تنها بیمارستان شهرستان اهر، مادر را در نخستین زایمان راهی قبرستان کرد.

سایت پارسینه نوشت:

دکتر «م» به علت واریز نکردن مبلغ 400 هزار تومان از سوی بیمار وضع حمل به نام «پروین» به حساب شخصی وی به عنوان «حق چاقو»، عمل جراحی وی را به تاخیر انداخت و بعد از یک روز معطلی در بیمارستان، دیروز بیمار را به اتاق عمل برده و نوزاد را نجات داد، ولی مادر راهی قبرستان شد.

بنا به گفته خویشاوندان متوفی، این پزشک در روز اول بستری بیمار اذعان کرده که زایمان به صورت طبیعی صورت می‌گیرد ولی بعد از معطلی یک شب، بیان داشته که باید از طریق جراحی وضع حمل شود.

این پزشک که در طول حاملگی چند بار وی را ویزیت کرده است، برای جراحی و نجات نوزاد و مادر 400 هزار تومان هزینه جراحی خواسته ولی به علت عدم واریز مبلغ مذکور از سوی بیمار بعد از کش و قوس و تشر به بیمار، مریض را در بیمارستان به حال خود رها نموده و بیمارستان را ترک کرده است.

بعد از تغییر وضعیت بیمار خویشاوندان بیمار طی تماس تلفنی و قبول پرداخت مبلغ فوق از وی می‌خواهند که به بیمارستان آمده و وی را از مرگ نجات دهد، اما با نهایت تاسف به علت تاخیر پزشک و فشار روحی و روانی به بیمار، مادر نوزاد در اتاق عمل جان خود را از دست داده و نوزادی به دلیل بی‌مسئولیتی پزشک و نابسامانی وضعیت درمان بدون اینکه چهره مادر را ببیند، یتیم متولد شده است.
 
سوگندنامه بقراط:
 
Swear by Apollo Physician and Asclepius and Hygieia and Panaceia and all the gods and goddesses, making them my witnesses, that I will fulfil according to my ability and judgment this oath and this covenant:

To hold him who has taught me this art as equal to my parents and to live my life in partnership with him, and if he is in need of money to give him a share of mine, and to regard his offspring as equal to my brothers in male lineage and to teach them this art - if they desire to learn it - without fee and covenant; to give a share of precepts and oral instruction and all the other learning to my sons and to the sons of him who has instructed me and to pupils who have signed the covenant and have taken an oath according to the medical law, but no one else.

I will apply dietetic measures for the benefit of the sick according to my ability and judgment; I will keep them from harm and injustice.

I will neither give a deadly drug to anybody who asked for it, nor will I make a suggestion to this effect. Similarly I will not give to a woman an abortive remedy. In purity and holiness I will guard my life and my art.

I will not use the knife, not even on sufferers from stone, but will withdraw in favor of such men as are engaged in this work.

Whatever houses I may visit, I will come for the benefit of the sick, remaining free of all intentional injustice, of all mischief and in particular of sexual relations with both female and male persons, be they free or slaves.

What I may see or hear in the course of the treatment or even outside of the treatment in regard to the life of men, which on no account one must spread abroad, I will keep to myself, holding such things shameful to be spoken about.

If I fulfil this oath and do not violate it, may it be granted to me to enjoy life and art, being honored with fame among all men for all time to come; if I transgress it and swear falsely, may the opposite of all this be my lot
 

”من به آپولون، پزشک آسکلیپوس، هیژیا و پاناکیا سوگند یاد میکنم و تمام خدایان و الهه‌ها را گوه می‌گیریم که در حدود قدرت و بر حسب قضاوت خود مفاد این سوگند نامه و تعهد کتبی را اجرا نمایم. من سوگند نامه و تعهد کتبی را اجرا نمایم. من سوکند یاد میکنم که شخصی را که به من حرفه پزشکی خواهد آموخت مانند والدین خود فرض کنم و در صورتی که محتاج باشد درآمد خود را با وی تقسیم کنم و احتیاجات وی را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتی که بخواهند به تحصیل پزشکی بپردازند بدون مزد یا قراردادی حرفه پزشکی را به آنها بیاموزم.

اصول دستورهای کلی، دروس شفاهی و تمام معلومات پزشکی را جز پسران خود، پسران استادم شاگردانی که طبق قانون پزشکی پذیرفته شده و سوگند یاد کرده‌اند به دیگری نیاموزم. پرهیز غذایی را بر حسب توانایی و قضاوت خود به نفع بیماران تجویز خواهم کرد نه برای ضرر و زیان آنها و به خواهش اشخاص به هیچ کس داروی کشنده نخواهم داد و مبتکر تلقین چنین فکری نخواهم بود. همچنین وسیله سقط جنین در اختیار هیچ یک از زنان نخواهم گذاشت. با پرهیزگاری و تقدس زندگی وحرفه خودر ا نجات خواهم داد. بیماران سنگ دار را عمل نخواهنم کرد و این عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانه‌ای که باید داخل شوم برای مفید بودن به حال بیماران وارد خواهم شد و از هر کار زشت ارادی و آلوده کننده به خصوص اعمال ناهنجارو با زنان و مردان خواه آزاد و خواه برده باشند اجتناب خواهم کرد. آنچه در حین انجام دادن حرفه خود و حتی خارج ازآن درباره زندگی مردم خواهم دید یا خواهم شنید که نباید فاش شود به هیچ کس نخواهم گفت زیرا این قبیل مطالب را باید به گنجینه اسرار سپرد. اگر تمام این سوگند و نامه را اجرا کنم و به آن افتخار کنم از ثمرات زندگی و حرفه خود برخوردار شوم و همیشه بین مردان مفتخر و سربلند باشم، ولی اگر آن را نقص کنم و به سوگند عمل نکنم از ثمرات زندگی و حرفه خود بهره نبرم و همیشه بین مردان سرافکنده و شرمسار باشم.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 2:11 توسط علی فریمانه |

رنگ غرض‌ورزی در تحلیل‌ها موج می‌زند؛

سرویس بین‌الملل «تابناک» ـ حادثه تروریستی روز گذشته در جنوب شرق کشورمان، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های منطقه داشت که با تفاسیر و تحلیل‌های گوناگون و بعضا مغرضانه‌ای همراه بود.

روزنامه «الشرق الاوسط» که از حمایت مالی مستقیم سعودی‌ها برخوردار است، با انتشار یک کاریکاتور موهن در این زمینه نوشت: «ایران ... بازگشت تروریسم به خانه خود»!

این روزنامه سعودی چاپ لندن در این تحلیل، وقوع این‌گونه رخداد در ایران را جبر تاریخی خوانده و حادثه تروریستی روز گذشته در استان سیستان و بلوچستان را نتیجه حمایت ایران از برخی گروه‌های تروریستی در لبنان، یمن، عراق، فلسطین و عربستان تفسیر کرده است!

در ادامه این تحلیل آمده است: جنگ طایفه‌ای در ایران، نتیجه عملکرد تبعیض آمیز نظام ایران علیه اکثریت سنی در منطقه سیستان و بلوچستان است! و انتظاری بیش از این نمی‌رود که تبعیض طایفی، سرانجام روزی خود را نشان خواهد داد.

نوع پردازش اخبار و گزارش‌های «الشرق الاوسط» درباره این حادثه، ضدیت سعودی‌ها با ایران و حمایتشان از گروه‌های تروریستی در منطقه جنوب شرق کشورمان را به خوبی نشان می‌دهد؛ موضوعی که پیش از این از سوی مردم بومی منطقه نیز بر سر زبان‌ها رفته است.

بر پایه این گزارش، «المحیط» نیز به گونه دیگری به بازتاب این خبر پرداخته و در تحلیلی بی پایه و خنده‌دار نوشته است که حادثه تروریستی دیروز، فراتر از موضوع شیعه و سنی است و بیشتر به موضوع جنگ اصلاح‌طلب‌ها با دولت ایران ارتباط دارد!

این پایگاه خبری در ادامه افزوده است: آقای جنتی چند روز پیش اعلام کرده بود که در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی (سیزدهم آبان) اقداماتی علیه دولت انجام خواهد شد و به نظر می‌رسد حادثه روز گذشته، سرآغازی بر این پیش‌بینی باشد، چرا که در این حادثه هم شیعیان کشته و زخمی شدند و هم سران قبایل اهل سنت؛ بنابراین، حادثه سیستان و بلوچستان نمی‌تواند به تنهایی کار گروه ریگی باشد، چرا که ریگی‌ها تنها با شیعیان سر جنگ دارند. البته این رسانه عربی اشاره‌ای نکرد که چگونه و از کجا توانسته جنگ اصلاح طلبان با دولت را از دل این حادثه بیرون آورد.

روزنامه عربی «الزمان»، چاپ لندن نیز نوشت: انفجار «سرباز» موضع ایران در گفت‌وگوهای هسته‌ای امروز ایران و غرب در وین را تحت‌الشعاع قرار داده و ایران را در موضع پرخاشگرانه قرار خواهد داد، زیرا ایرانی‌ها از نخستین لحظات وقوع این رویداد، عوامل انگلیس و آمریکا را دخیل در آن دانسته‌اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 1:57 توسط علی فریمانه |


                

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/26ساعت 21:31 توسط علی فریمانه |

 
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/26ساعت 21:23 توسط علی فریمانه |