












برگردان و ترجمه متن کامل این منشور چنین است:
خط 1. «کورش» (در متن بابلی : «کو - رَ - آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با - بی - لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ - ری) و «اَکـَّد»(اَک - کـَ - دی - ای)، ...
خط 2. ... همه جهان.
از این جا تا پایان سطر نوزدهم، نه از زبان کورش، بلکه به روایت ناظری ناشناخته که میتواند نظر اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو میشود.
خط 3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.
خط 4. او آیینهای کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.
خط 5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ - ایلَـه) برای شهر «اور»(او - ریم) و دیگر شهرها ساخت.
خط 6. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهایی ناپسند میکرد، خشونت و بدکرداری.
خط 7. او کارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت میکرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر - اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.
خط 8 او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوهای ساکنان شهر را آزار میداد. او با کارهای خشن خود مردم را نابود میکرد ... همه مردم را.
خط 9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.
خط 10. مردم از خدای بزرگ میخواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه شان رو به ویرانی میرفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.
خط 11. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.
خط 12. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن - شـَ - اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.
خط 13. او تمام سرزمین «گوتی»(کو - تی - ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همه مردمان «ماد»(اوم - مـان مَـن - دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (منظور همه انـسانها) دادگرانه رفتار کرد.
خط 14. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره میکرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشه نیکِ این پشتیبان مردم خرسند بود.
خط 15. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.
خط 16. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانهای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره میسپردند.
خط 17. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ - بو - نـَ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.
خط 18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همه فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهرههای درخشان او را بوسیدند.
خط 19. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.
خط20.منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشه جهان.
از این جا به بعد، روایت به صیغه اول شخص و از زبان کورش بازگو میشود:
خط 21. پسر «کمبوجیه»(کـَ- اَم - بو - زی - یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوه «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش پیش» (شی - ایش - بی - ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.
خط 22. از دودمانی کـه همیشه شاه بودهاند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـِ - لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـَ بو) گرامی میدارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛
خط 23. همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
خط 24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.
خط 25. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.
خط 26. من برده داری را برانداختم. به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.
خط 27. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همه سپاهیان من،
خط 28. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همه شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛
خط 29. و همه پادشاهان سرزمینهای جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همه مردم سرزمینهای دوردست، همه پادشاهان «آموری»(اَ - مور - ری - ای)، همه چادرنشینان،
خط 30. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا «آشـور» (اَش - شور) و «شوش» (شو - شَن)
خط 31. من شهرهای «آگادِه»(اَ - گـَ - دِه)، «اِشنونا»(اِش - نو - نَک)، «زَمبان»(زَ - اَم - بـَ - اَن)، «مِتورنو»(مـِ - تور - نو)، «دیر»(دِ - ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای - دیک - لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.
خط 32. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی که بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاههای خود برگرداندم. خانههای ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.
خط 33. هم چنین پیکره خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،
خط 34. به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم، بشود که دلها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاههای مقدس نخستین شان بازگرداندم،
خط 35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی میدارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»
خط 36. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعهای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم) ...
خط 37. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردکها و کبوتران…
خط 38. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور-اِنلیل»(ایم - گور - اِن - لیل) را استوار گردانیدم ...
خط 39.... دیوار آجری خندق شهر را،
خط 40 ... که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛
خط 41. ... به انجام رسانیدم.
خط 42. دروازههایی بزرگ برای آنها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ...
خط 43. ... کتیبهای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش - شور - با - نی - اَپ - لی)
خط 44. ...
خط 45. ... برای همیشه!

بسم الله الرحمن الرحیم
ای اهل کتاب بیایید به سخنی در آییم که میان ما و شما یکسان است تا جز خداوند یکتا را نپرستیم و انبازی (شریکی) برای او نیاوریم و هیچ کدام از ما پروردگارانی را جز خداوند یکتا به خدایی نگیریم .
سوره مبارکه آل عمران – آیه 64
ادیان الهی همه از نژاد ابراهیم خلیل الله هستند و دین یهود و دین مسیح و دین اسلام از دین حنیف ابراهیم است و از آن سرچشمه معرفت یافته است . اقدام غیر انسانی و نفرت انگیز به آتش کشیدن قرآن کریم و توهین گستاخانه به ساحت منور این کتاب آسمانی که به حق چکیده همه اصول انسانی و معرفت ساز بشری است ، قلب همه خدا پرستان عالم را به درد آورد و مایه شرمساری مدعیان حقوق بشری و ارزشهای انسانی گردید . تأسف انگیز تر آنکه کسانی این اهانت نا بخشودنی را مرتکب شده اند که داعیه دار مکتب پیامبر صلح و مهربانی و عطوفت حضرت مسیح علیه السلام هستند و مگر می شود از پیامبری که جز به بزرگی ، پاکی ، مهربانی و صداقت و احترام به ادیان آسمانی ، شهادت کائنات برای اوست که مکتبش همه رأفت و انسانیت بوده است و مادر گرامیش نیز از سلاله پاکان عرش است ، توقع جز این داشت که رهروان دین آسمانی اش به پاکی و عطوفت پیامبر خاتم محمد مصطفی (ص) معتقد باشند و از همه مهمتر مگر غیر از این است که ادیان الهی همه از سرزمین مقدس ذهن انسانی سرچشمه می گیرند و از یک روح جان گرفته اند و آن جان جانان همانا خداوند تبارک و تعالی است ؟
آیا این اهانت بزرگ و عظیم و نابخشودنی جز اهانت به ذات پاک و بلند مرتبه کبریایی است؟
آیا این اهانت وقیحانه اهانت به ساحت پاک پیامبران و انبیاء الهی نیست ؟
تعالیم آسمانی ادیان الهی همه و همه به موحدان و خداپرستان و یکتا پرستان عالم، پرهیز از اهانت به ساحت مقدسات نزد مردمان هر دین و آیین و قوم و ملتی است . آیا با این وصف نباید به ادیان احترام ویژه نمود؟و از توهین و گستاخی پرهیز کرد؟ دست جبار صهیونیسم بین الملل در این اهانت رسوا شده به خوبی مشهود است .تاریخ این قوم گستاخ و سست ایمان بخوبی پرونده مفصلی از جنایت بشری را در خود به ره آورد ، آورده است .
ما ضمن محکوم کردن این اهانت آشکار و نفرت انگیز که تنها نشانه سست ایمانی و ضعف ایمان و درک حقیقت خدا پرستی و یکتا پرستی است ، از همه خدا جویان و پیروان الهی توقع داریم ، ضمن محکوم کردن این اقدام و اعلام انزجار از آن که همانا به درستی دسیسه شیاطین و خائنان به بشریت است ، از ادامه این گونه حرکات جلوگیری نموده و آنرا به شدت تقبیح نمایند. ما از تمام مسلمانان سراسر جهان انتظار داریم ضمن اعتراض و اعلام غیرت دینی ، از دست زدن به اعمال و گفتار خارج از شأن یک مسلمان راستین و پیرو قرآن کریم پرهیز نمایند .
از آزادیخواهان جهان نیز انتظار داریم با اعلام اعتراض و شرکت در مراسم راهپیماییهای مختلف در همه شهرهای جهان این رفتار غیر بشری را محکوم نمایند.

طرح شيطاني تري جونز

با سلام
چند عکاس و فیلمبردار در نیویورک دور یک آمریکایی حلقه زدند تا جنایت او را به تصویر بکشند. این شهروند آمریکایی، فندکی از جبیش بیرون آورد و در مقابل چشم مردم صفحات یک جلد قرآن را آتش زد.
جالب آن که پلیس در لحظات اول مداخلهای نکرد اما بعد از آن که این فرد عمل شنیع خود را انجام داد فقط او را از محل دور کرد.
دهها تصویربردار و عکاس و شهروندان آمریکایی با دوربینهای موبایل خود، صحنه این جنایت را ثبت کردند…

خبرگزاری رویترز نیز با انتشار تصاویری از این اتفاق، عکسهایی را منتشر کرد که در پشت سر این مرد پلاکاردی با عنوان ” Real American Dont Burn Quran ” قرار داشت تا شاید کمی از حساسیت ماجرا کم کند!
این در حالی است که در روزهای قبل کشیش جونز که قصد داشت در ۱۱سپتامبر قرآن را به آتش بکشد، از تصمیم خود عقبنشینی کرده بود.
تصاویر دیگری نیز از قرآنسوزی در آمریکا منتشر شده است از جمله، پاره کردن صفحات قرآن، بنزین ریختن و آتش زدن قرآن و انداختن قرآن در منقل.
به نظر میرسد موضعگیری کشورهای جهان اسلام به این هتاکی شدید باشد.
ضمن عذرخواهی از انتشار این فیلم که فقط برای اطلاع رسانی است این ضایعه را به همه مسلمانان جهان تسلیت میگویم.
دانلود ويدئو با فرمت wmv (با حجم 9 مگابايت و لينک مستقيم)
دانلود ويدئو با فرمت flv (با حجم 7 مگابايت و لينک مستقيم)
توجه: براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.


مقدمه
اصطلاح مجموعه امنيتي منطقهاي (Regionol security complex)، نخستينبار به طور مشخص در دهه شصت در آثار افرادي چون ويليام تامس و گرايد (Graid) به كار رفت.
اين افراد ضمن به كار بردن اين اصطلاح كوشيدند تعريفي از آن ارائه دهند. در تعريف آنها، مجموعه امنيتي منطقهاي، عبارت از مجموعهاي متشكل از دولتهايي است كه حفظ امنيت هريك در گرو حفظ امنيت ديگري و تهديد امنيت يك عضو به منزله تهديد امنيت ساير اعضا تلقي ميشود.
اما اين اصطلاح به طور مبسوط و بارز در نوشتههاي باريبوزان (Barry Buzan) گنجانده شد و به عنوان يك مفهوم كليدي در ادبيات روابط بينالمللي وارد شد.
بوزان با ارائه يك تعريف جامع، مجموعه امنيتي منطقهاي را چنين تعريف ميكند:
«تعدادي از كشورها كه در يك حوزه جغرافيايي مشخص و مرتبط پيرامون هم قرار دارند و حفظ امنيت يكي به منزله حفظ امنيت سايرين بوده و تهديد امنيت يك عضو به مثابه تهديد امنيت ساير اعضا تلقي ميشود.»
در تعريف بوزان از مجموعه امنيتي منطقهاي پارهاي از شاخصهها به چشم ميخورد كه به آنها اشاره ميشود:
1- حوزه جغرافيايي مشترك:
طبق تعريف بوزان يك مجموعه امنيتي منطقهاي، كشورهايي را شامل ميشود كه به لحاظ فيزيكي و جغرافيايي، اشتراك داشته و در محيط يكسان قرار دارند.
2- منافع مشترك:
چنين كشورهايي از منافع يكسان برخوردارند، به نحوي كه تامين منافع هر عضو به منزله تامين منافع اعضاي ديگر است، اين منافع ميتوانند در حوزههاي سياسي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي تعريف شوند.
3- تهديدات مشترك:
آنچنان كه منافع كشورهاي عضو مشترك است. تهديدات وارده از جانب عناصر خارجي نيز ميتواند مشترك باشد. اين تهديدات در اشكال مختلف و فراخور محيط جغرافيايي و ژئوپلتيك، شكل حكومتها و نحوه تعامل آنها با محيط پيراموني و فراموني دامنه مييابند.
اين سه شاخصه، شاكلههاي اصلي تعريف بوزان از يك مجموعه امنيتي منطقهاي هستند. به اين ترتيب ميتوان گفت بوزان در تعريف خود از اين اصطلاح حوزه امنيت را بسيط ساخته است. وي در تعريف امنيت، آن را صرفا امنيت نظامي يا سياسي نميداند و معتقد است اقتصاد و حتي محيطزيست حوزههاي مفهومي امنيت هستند.
از اين رو، اطلاق عنوان مجموعه امنيتي منطقهاي، به مجموعهاي از اعضا، زماني صورت ميگيرد كه اين كشورها خود را به شكل زنجيرهوار و مدور در كنار هم يافته و اجازه نميدهند عنصر يا عناصر خارجي امنيت و منافع ملي آنها را تهديد كنند.
در هر مجموعه امنيتي منطقهاي، طبق نظر بوزان، شاخصههايي وجود دارد كه علل و مسبب نزديكي كشورهاي عضو به يكديگر ميباشند.
اين شاخصهها به غير از سه شاخصه اصلي ياد شده ميتوانند اشكال گوناگوني به خود گيرند. به عنوان مثال، كشورها براساس شاخصههاي خاص محيط جغرافيايي و ژئوپلتيك خود گرد هم ميآيند و ممكن است در حوزه جغرافيايي داراي خصايصي باشد كه حوزه ديگر آن را دارا نيست اما به طور كلي، عناصر شاكله اصلي، يكساناند. با اين فرضيات، بحث راجع به محيطهاي امنيتي پيرامون ايران، آسانتر مينمايد.
براساس مطالعات شناختشناسي، نگارنده، چهار محيط امنيتي در حوزه پيرامون ايران را قابل تعريف ميداند كه با شاخصههاي مطروحه در تعريف بوزان مطابقت داده ميشود.
اين مجموعهها عبارتند از:
1- مجموعه امنيتي منطقهاي شرق
2- مجموعه امنيتي شامات
3- مجموعه امنيتي منطقهاي جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز
4- مجموعه امنيتي منطقهاي كشورهاي حاشيه خليجفارس.
در اين پژوهش، كوشيدهام خصايص هريك از اين مجموعهها را تشريح نمايم. در ادامه، نحوه ارتباط و تعامل ج.ا.ا با هر مجموعه را از نظر گذرانيدهام.
لازم به ذكر است كه بدانيم در بررسي و تنظيم روابط امنيتي، ميبايست ادراك صحيحي از مقوله امنيت و عوامل تهديدكننده آن، داشته باشيم و ابعاد آن را شناسايي كنيم. در اين راستا، پنج بعد نظامي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و زيستمحيطي براي امنيت در نظر گرفته ميشود. بعد نظامي امنيت سنتيترين محور و بعد اساسي آن است و عبارت از ميزان قابليت نيروهاي مسلح يك كشور براي حفاظت از حكومت و ملت در مقابل تهديدات ميباشد.
ابعاد ديگر يعني سياستسازي به عنوان بخش حياتي عنصر امنيت، امنيت اقتصادي به معناي ارتقاي سطح زندگي مردم، بعد فرهنگي به معناي ميزان تحمل، انسجام و همزيستي مسالمتآميز و بالاخره جديدترين جنبه امنيت يعني زيستمحيطي و فقط اكوسيستم فيزيكي، به همراه بعد نظامي آن، سازندگان مقوله امنيت هستند.
با توجه به اين مباحث، شناختشناسي محيط پيراموني امنيتي ايران، صورت ميگيرد. اين محيط با توجه به ابعاد مطروحه امنيت، محيطي ناهمگن و توام با رقابت- همكاري است.
وجود تنوعات قومي، زباني، فرهنگي و مذهبي موجب واگرايي در اين فضا شده است. با اين حال نشانهها و اميدهاي رو به رشدي براي بسط ائتلافهاي امنيتي و تعاملات مبتني بر دفاع مشترك ميان كشورهاي پيراموني ايران وجود دارد كه آينده را براي حركت به سوي ايجاد سيستمهاي امنيت دستهجمعي روشن ميسازد.
1- مجموعه امنيتي منطقهاي شرق:
منظور از مجموعه امنيتي منطقهاي شرق كشورهاي افغانستان، پاكستان، تاجيكستان و ازبكستان است. اين كشورها در شكل يك زنجيره تسلسلگونه حوزه جنوب شرق آسيا را به آسياي مركزي مرتبط ميكنند. در اين مجموعه ويژگيهاي زير به چشم ميخورند:
1- جغرافياي بسيط مشترك؛
در اين مجموعه، كشورهاي عضو در حوزه ژئوپلتيك سياسي قرار دارند كه از چهارسو با چهار منطقه مهم جهان در ارتباط است. از جنوب با حوزه جنوب و جنوب شرق آسيا و شبه قارههند، از شمال و شمالشرق با حوزه آسياي مركزي از شرق با شرق آسيا و از غرب با خاورميانه.
اين ژئوپلتيك بسيط و حساس، اعضاي مجموعه را در تعامل و ارتباط قابلتوجهي قرار داده است.
2- ترانزيت؛
ترانزيت به معناي معبر عبور كالا و كاروانها، اين چهار كشور را در معرض، ايجاد يك پل ارتباطي مشترك قرار داده است.
عبور قانوني و يا غيرقانوني كاروانهاي تجاري و يا حمل اسلحه و موادمخدر، اعضاي مجموعه را نيازمند وضع قوانين ترانزيتي ساخته و در نتيجه، عنصر حفظ امنيت مرزها را پررنگتر مينمايد.
3- سرحدات آسيبپذير؛
مجموعه امنيتي منطقهاي شرق از آسيبپذيري نسبتا بالاي سرحدات برخوردار است. در اين مجموعه، سرحدات به دليل واقع شدن در شاهراههاي اساسي ارتباطي ميان نقاط مختلف جهان، به شدت در معرض تهديدات خارجي و تعرضات قرار دارند و از اين رو تهديد امنيت هر عضو، امنيت ساير اعضا را به مخاطره مياندازد.
در اين مجموعه امنيتي، ايران به دليل همسايگي با دو كشور افغانستان و پاكستان و واقع شدن در نقطه اتصال مجموعه با ساير اعضا جايگاه ويژهاي دارد.
در هر سه مورد ايران، از تعيينكنندگي بسزايي برخوردار است و با توجه به قرابت فرهنگي كه كه با هر چهار كشور دارد، ميتواند به مثابه پاشنه آشيل مجموعه مزبور عمل كند.
ايران به دليل آنكه به آبهاي آزاد دسترسي دارد، حوزههاي نفتي سرشار در اختيار دارد و از قدرت نظامي- تكنولوژي و فناوري برتر تسليحاتي برخوردار است، عضو مهمي در اين مجموعه خواهد بود. در تحليل امكانسنجي حضور ايران در مجموعه امنيتي شرق بايد گفت كه در اين مجموعه ايران منافع و تهديدات مشترك قابل توجهي با اعضا داشته و از اين رو بازيگر و عنصر فعال آن خواهد بود. به خصوص آنكه حفظ امنيت مرزهاي شرقي با توجه به گسترش تهديدات روزافزون وارده از جانب فعالان بينالمللي حمل سلاح و موادمخدر چشمگير ميباشد.
2- مجموعه امنيتي منطقهاي شامات؛
شامات شامل كشورهاي اردن، فلسطين اشغالي، سوريه و لبنان است. اين كشورها، جملگي در حاشيه شرقي درياي مديترانه قرار دارند. اين مجموعه متشكل از چهار كشور عربي است. عناصر عربيسم و ايدئولوژي اسلامي دو عنصر كليدي مرتبطكننده اين كشورها به يكديگر است.
در اين مجموعه فلسطين اشغالي از وضعيت ويژهاي برخوردار است. اشغال اراضي فلسطيني كه قدمتي بيش از نيمقرن دارد، مسائل مجموعه حاضر را به مسائل جهان اسلام مرتبط مينمايد. اعضاي مجموعه در حاشيه شرقي مديترانه قرار دارند با دسترسي به آبهاي اين دريا عملا پايگاههاي دريايي نظامي مشترك خواهند داشت. اين كشورها، در معرض يك نياز مشترك براي تشكيل يك مجموعه امنيتي منطقهاي قرار دارند.
البته نظام سياسي و ساختار حكومتي كشور اردن تاحدودي با سايرين متفاوت بوده و داراي رويكردي متمايل به نظامهاي سياسي غربي است.در كنار اين كشور، سوريه و لبنان به لحاظ اهداف و مقاصد سياسي منطقهاي به يكديگر متمايلتر بوده و از تشابه بيشتري برخوردارند. فلسطين اشغالي نيز منافعي نزديكتر با دو كشور ياد شده دارد.
در مجموعه امنيتي منطقهاي شامات، هر چهار كشور با بحران داخلي مواجهاند و به نحوي در معرض درگيري با گروههاي مخالف قرار دارند و از اين رو پروسه حفظ امنيت و منافع ملي براي آنها محسوس و اساسي است.
ارتباط ايران با مجموعه حاضر بيشتر از آن جهت حائز اهميت و دقتنظر است كه حضور عنصر فلسطيني تعريف جديدي از «مجموعه امنيتي منطقهاي شامات» به دست ميدهد و براي ج.ا.ا از بار ارزشي نيز برخوردار خواهد شد.
استراتژي اتحاد متقابل ايران با سوريه و لبنان، اهرمهاي قدرتمندي را در اختيار ايران قرار خواهد داد كه ميتواند مركزيت و رهبريت مجموعه را به دنبال داشته باشد.
جداي از عنصر عربيسم، فاكتور ديدگاه مشترك هر سه كشور در قبال قضيه فلسطين و تعريف آنها از دشمن مشترك، عامل نزديكي و قرابت سه كشور است.
گرايش ديدگاههاي ايدئولوژيك هر سه كشور به خصوص درباره نحوه تعامل با غرب و آمريكا و اسرائيل ابزاري براي تقويت سيستم دفاع جمعي در مجموعه امنيتي منطقهاي شامات خواهد بود. درحالحاضر ايران با سوريه پيمانهاي همكاري نظامي چندي به امضا رسانيده كه زمينه را براي بسط مناسبات مشترك در آينده فراهم ميكند.
3- مجموعه امنيتي منطقهاي جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز:
فروپاشي نظام كمونيستي شوروي سابق و استقلال جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز، تعريف جديدي از محيط امنيتي پيراموني ايران در اين منطقه ارائه داده است.
به لحاظ سابقه تشكيل سيستمهاي دفاعي- امنيتي در اين منطقه، وجود سازمان گوام، سازمان همكاري شانگهاي با عضويت چين و سازمان همكاري امنيتي مشترك، بيانگر اهميت نياز به سيستم دفاعي مشترك در منطقه مزبور است.
سازمان گوام متشكل از چهار كشور گرجستان، مولداوي، آذربايجان و اوكراين ميباشد. يكي از اهداف سازمان تبادل فناوريهاي نظامي، همكاري امنيتي و كمك به توسعه سيستمهاي تسليحاتي اعضا آورده شده است.
سازمان شانگهاي به ابتكار چين و روسيه و با عضويت تاجيكستان، قرقيزستان و قزاقستان و با هدف پاسخگويي به نيازهاي امنيتي اين كشورها تشكيل گرديد.
سازمان شانگهاي اهداف گستردهاي چون مبارزه با تروريسم و تامين امنيت كشورهاي عضو را دنبال ميكند. با چنين نگرش مبسوط در قبال قضيه تامين امنيت، نزديكي جمهوريها به يكديگر اجتنابناپذير است. اختلافات مرزي و ارضي بازمانده از زمان شوروي كمونيستي، لزوم تقويت يك ائتلاف منطقهاي امنيتي در حوزه آسياي مركزي و قفقاز را تقويت ميكند.
رخدادهاي قرن 21 و حوادث تروريستي كه در اقصي نقاط جهان به وقوع پيوسته، همكاري جمهوريها را تا حد ايجاد سازمانهاي امنيت منطقهاي گسترش بخشيده است. مشكلات منبعث از تجزيهطلبي و تمايلات مرتبط رو به گسترش به عنوان مثال بحران قرهباغ و اختلافات ارضي – مرزي آذربايجان و ارمنستان، مشكل شورشيان چچن، جداييطلبان آبخازيا، همگي از مصاديق تجزيهطلبي در اين جمهوريها است كه لزوم ايجاد، سيستم دفاعجمعي را دو چندان كرده است.
مساله ديگر حضور نظاميان خارجي در آسياي مركزي است. حضور سنگين نظاميان غرب – اروپا، آمريكا- نوعي صفآرايي نظامي را در ميان جمهوريها به وجود آورده كه در قالب مانورهاي نظامي، پيماننامههاي همكاي نظامي و نهايتا تشكيل سازمانهاي دفاعي – امنيتي، نمود يافته است.
تحول در آيين نظامي روسيه و تلاش مسكو براي حفظ و تقويت نفوذ نظامي خود، بر اهميت توانمندي سيستم دفاع امنيتي مشترك در منطقه صحه ميگذارد. مسكو با كنار نهادن سياستهاي ايدهآليستي پيشين به لزوم تامين امنيت خود در جمهوريهاي آسياي مركزي تاكيد ويژهاي دارد.
ويژگيهاي ژئوپلتيكي آسياي مركزي، به لحاظ پهناور بودن و گستردگي حوزه جغرافيايي آن و گسترش مرزهاي منطقه از فراسوي آسياي شرقي تا اروپا و حوزه بالكان، قرابت جغرافيايي و نزديكي منافع و معناي مشترك جمهوريها، عنصر جغرافيا در تشكيل مجموعه امنيتي منطقهاي را تقويت ميكند.
قرار داشتن دو حوزه مهم انرژي جهان – نفت و گاز – در پارهاي از اين جمهوريها و لزوم تامين امنيت خطوط لوله نفت و گاز و ميسر عبور آنها، توسعه فعاليتهاي اقتصادي مشترك را در گرو تامين امنيت منطقهاي قرار داده است. استقرار موشكهاي آمريكا در چك و لهستان و تلاشهاي وافر ناتو، تحرك بيشتري در ميان جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز براي تقويت سيستم دفاع دستهجمعي به وجود آورده است.
با اين وسعت موضوعي و مفهومي، ج.ا.ا نيز به دليل دارا بودن مرزهاي وسيع با آسياي مركزي، و همسايگي با جمهوريهاي ارمنستان، آذربايجان، تركمنستان و نيز دارا بودن ساحل مشترك با روسيه، آذربايجان و ارمنستان ارتباط تنگاتنگ و عميقي با منطقه مزبور پيدا ميكند.
اين ارتباط را از آن جهت ميتوان مهم تلقي كرد كه ايران در ميان دو منطقه مهم ژئوپلتيك جهان يعني خليجفارس و دريايخزر دارد و از جانب افغانستان و عراق به عنوان دو كشور بحرانخيز واقع شده است. حضور در اين گروه منطقهاي، براي ايران به منزله تنظيم روابط متعادل ميان منطقهاي و فرامنطقهاي تلقي ميشود.پ
به لحاظ آنكه ايران، كشوري تعيينكننده در منطقه است، عضويت اين كشور در مجموعه امنيتي منطقهاي جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز، تعامل دو و چندجانبه ميان ايران و جمهوريها ايجاد ميكند كه ميتواند فراتر از اهداف امنيتي و دفاعي دنبال شود.
قرابت فرهنگي و پيشينه تاريخي ايران با كشورهاي آسياي مركزي، برابعاد اين مناسبات ميافزايد و حوزه مفهومي امنيت را گسترش ميدهد. علاوه بر اين منافع ايران در آسياي مركزي، با حضور نظاميان ناتو و آمريكا در جمهوريها، در معرض خدشه و تهديد قرار دارد. براي كاهش خطرات احتمالي وارده از جانب اين عناصر بيگانه، تقويت هيجانهاي دو و چندجانبه ميان ايران و جمهوريها در قالب معاهدات همكاري نظامي، رزمايشهاي مشترك و استفاده از تكنولوژيهاي نظامي برتر اين كشورها، دست ايران را در منطقه بازتر خواهد كرد و حضور آن را توجيه خواهد نمود.
به طور كلي عوامل زير ايران را به محيط امنيتي آسياي مركزي و قفقاز پيوند ميدهد:
1- شرايط امنيتي درياي خزر؛
2- عبور خطوط لولههاي نفت و گاز؛
3- نظامهاي سكولار و غربگرا و تلاش آنها براي مهار اسلامگرايي در منطقه؛
4- ارتباط و پيوند فرهنگي – تاريخي؛
5- حضور نظاميان ناتو در منطقه و تلاش براي خنثي كردن ابعاد منفي اين حضور بر تامين امنيت ايران و جلوگيري از تضعيف موقعيت ايران در تحولات منطقهاي
6- مشاركت در پيمانهاي نظامي منطقه.
اهميت حضور ايران در پيمانهاي نظامي آسياي مركزي از آنجا بيشتر آشكار ميشود كه بدانيم درحالحاضر پيمانهاي نظامي بسياري ميان جمهوريها با يكديگر و روسيه منعقد شده كه ايران براي دستيابي به منافع منطقهاي خود ميبايست در اين فضا قرار بگيرد.
سياست روسيه در ايجاد پيمانهاي امنيتي- نظامي با دولتهاي آسياي مركزي و قفقاز، بيانگر اهميت منطقه به لحاظ استراتژيك و امنيتي است.
عضويت ايران در اردوگاه امنيتي جمهوريهاي آسياي مركزي، اين كشورها را در منطقه امن ايران قرار خواهد داد. از سوي ديگر، اين تعاملات سازنده موجب مهار نفوذ آمريكا و اسرائيل در منطقه ميشود كه خود در تامين ثبات و امنيت ايران تاثير به سزايي خواهد داشت.
اقتدار جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز، قدرت مداخلهگر آمريكا و اسرائيل را مهار ميكند و باعث قطع مداخله آنها ميگردد. بر اين مبنا، تعامل نزديك و به هم پيوسته ايران با آسياي مركزي و قفقاز، به منزله بسترسازي براي ايجاد محيطي امن و آرام و همجواري با منطقه باثبات پيراموني خواهد بود.
تلاشهاي ايران براي تخفيف جنگ داخي تاجيكستان، برگزاري نشستهاي متعدد براي برقراري صلح بين آذربايجان و ارمنستان براي حل مساله ناگورنو- قرهباغ از مصاديق اهميت ثبات منطقه مزبور براي ايران است. علاوه بر اين، عضويت در اين مجموعه باعث كاهش فضاي نظاميگري منبعث از حضور نظاميان خارجي در جمهوريهاي آسياي مركزي خواهد شد.
4- مجموعه امنيتي منطقه كشورهاي حاشيه خليجفارس:
ميتوان به طور مشخص، اين مجموعه را متشكل از كشورهاي عضو GCC (شوراي همكاري خليجفارس) تعريف كرد. GCC در سال 1981 و با عضويت عربستان، قطر، بحرين، كويت، عمان و امارات، تشكيل شد و درحالحاضر با اهداف توسعه همكايهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و امنيتي فعاليت ميكند. در اساسنامه اين شورا بر لزوم تقويت همكاري امنيتي و حفظ امنيت اعضا تاكيد شده ، اما با گذشت بيش از دو دهه از عمر اين شورا هنوز ايده فوق، تحقق كامل نيافته است.
تشكيل نيروهاي سپر جزيره و ائتلاف نظاميان كشورهاي عضو براي ايجاد يك ارتش و گارد نظامي نيرومند راه به جايي نبرد تا جايي كه وليعهد عربستان اعلام نمود كه از اين پس نيروهاي نظامي ملي هر كشور، ميبايست خود عهدهدار امنيت آن باشند.
با اين حال، تلاش براي تقويت سيستم دفاع دستهجمعي در ميان اعضاي شورا ادامه دارد. ناسيوناليسم عربي و فرآيند استقلال اين كشورها به عنوان مسببي براي قرابت آنها در ايجاد يك نهاد منطقهاي امنيتي است.
عنصر ايدئولوژي و اسلامگرايي، عامل ديگر براي تقويت پيوند اعضاي اين گروه است. هر دو عنصر در خدمت توسعه جهان عرب قرار دارند.
درحالحاضر شورا متشكل از 400هزار نفر نيروي نظامي است كه 40درصد آن متعلق به عربستان است. با اين حال، به دليل پارهاي از اختلافات ميان اعضا، هنوز اهداف امنيتي آنها تحقق كامل نيافته است. اختلاف مرزي بحرين و قطر برسر چند جزيره، روابط غيردوستانه عمان و امارات، عربستان با عمان و عربستان با كويت، از جمله دلايل اين امر است. نحوه تعامل با فلسطین اشغالی نيز اختلافبرانگيز است. گشايش چند مركز تجاري تلآويو در عمان و قطر با موجي از مخالفت ساير اعضا مواجه شد.
نكته حائز اهميت آن است كه اعضاي شورا، امنيت خود را بيشتر در خارج از مرزهاي منطقهاي دنبال كردهاند. به عنوان مثال، كويت در سال 2002 قرارداد دفاعي خود را براي دومينبار با آمريكا تمديد كرد. امارات با بريتانيا و قطر نيز با ايالات متحده آمريكا قرارداد دفاعي امضا كردهاند. چنين نگاهي به امنيت، عملا باعث فلج شدن نيروهاي سپر جزيره شد.
به اين ترتيب، نوعي ناهمگوني در ميان كشورهاي عرب حاشيه خليجفارس به چشم ميخورد كه خود راه را براي رسيدن به سيستم دفاعي و امنيت دستهجمعي، پرفراز و نشيب ساخته است. ايران به عنوان كشور مهم حاشيه خليجفارس نقش مهمي در تامين امنيت آن دارد. تاثير تاريخي و اهميت حضور نظامي ايران در خليجفارس قابل انكار نيست.
اين تاثير تاريخي را در دوران جنگ هشتساله- جنگ اول خليجفارس- و جنگ كويت- جنگ دوم خليجفارس به وضوح ميتوان مشاهده كرد.
سهم غيرقابل انكار در تجارت و بازرگاني كشورهاي حاشيه خليجفارس، ورود ايران به مجموعه امنيتي منطقهاي كشورهاي عرب حاشيه خليجفارس را به سمت ايجاد يك نهاد قدرتمند سوق ميدهد. مكانيسم تامين امنيت منطقه به گونهاي است كه بدون حضور يك عضو از اعضا، نميتوان كارآيي و كارآمدي آن را تضمين كرد.
چالشهاي امنيتي و توسعه منطقه به گونهاي است كه در صورت وقوع و تهديد امنيت يك كشور، امنيت ساير كشورها نيز در معرض آسيب و بحران قرار ميگيرد.
لزوم همكايهاي مشترك دفاعي و ارتقاي اين همكايها و ايجاد سپردفاعي مشترك در برابر عوامل تهديد خارجي مهمترين هدف از همكاري امنيتي ايران با GCC است.
با اين حال، به دليل محدوديتهاي ناشي از نوع نگرش كشورهاي عرب حاشيه خليجفارس به امنيت و نگاه آنها به سوي غرب و به ويژه آمريكا، تحقق سيستم دفاع دستهجمعي چالشهاي بيمارگونهاي را پيش رو دارد.
علاوه بر اين عنصر ناسيوناليسم عربي و اختلافات ارضي ايران با امارات بر سر جزاير و موضعگيري قاطع اعراب در قبال ايران، دوستي و پيوند ايران با اين مجموعه را تحتشعاع قرار ميدهد.
بر اين اساس، ايران ميبايست راهكارها و ابزارهاي چانهزني ديپلماتيك را تقويت كند و راه را براي ارائه تعريف جديدي از امنيت منطقهاي هموار كند.
دلايل اهميت عضويت و پيوند ايران در مجموعه امنيتي منطقهاي كشورهاي حاشيه خليجفارس را ميتوان به شرح ذيل فهرست كرد:
1- ايجاد سپر دفاعي مشترك در مقابل آمريكا و غرب؛
2- محوري كردن نقش ايران در محافظت از آبهاي خليجفارس و درياي عمان؛
3- اعطاي نقش ژاندارمري در منطقه به ايران؛
4- بازتر كردن دست ايران در تعيين سياستها و استراتژيهاي راهبردي در منطقه؛
5- مقابله با نفوذ نظاميان خارجي و كاهش نقش آنها.
6- گسترش سطح همكاريها در عرصه نظامي – دفاعي و امنيتي.
با عنايت به ادله مذكور، نقش و وظيفه ايران در قبال تامين ايران دول حاشيهاي خليجفارس قابل ادراك و مسلم است.
نتيجهگيري:
با توجه به آنچه كه تحت عنوان شناختشناسي محيط امنيتي پيراموني ايران صورت گرفت، امكانسنجي ايجاد مجموعههاي امنيتي منطقهاي در محيط پيراموني ايران، آسانتر مينمايد.
پيچيدگي و واگرايي نسبي در محيط پيراموني امنيتي ايران، به شكلي است كه ج.ا.ا را در يك پروسه سعي و خطا قرار ميدهد و تعامل با كشورهاي واقع در اين محيط را تاحدودي مشكل ميسازد.
با توجه به ويژگيها و خصايصي كه براي چهار محيط امنيتي در پيرامون ايران برشمرديم محيط پيراموني امنيتي ايران در حالت كلي از شاخصههاي زير برخوردار است:
1- ناهمگوني و واگرايي در ميان اعضاي هر مجموعه، به طور نسبي مشهور است.
2- اختلافات ارضي – مرزي ميان اعضا، غالباً وجود دارد.
3- تمايلات تجزيه طلبانه اختلافات قومي و زباني، مذهبي- فرهنگي، مشاهده ميشود.
4- ساختارهاي حكومتي كشورها عمدتا اقتدار محور ميباشند.
5- فرآيند دموكراسي در اين كشورها، ضعيف است.
6- امنيت در اين كشورها به طور كلي محسوس به امنيت ديگري گره خورده است.
7- در پروسه تامين امنيت «نگاه به بيرون» وجود دارد و عمدتا كشورها به دنبال يك نيروي خارجي تامينكننده امنيت خود هستند.
8- پيمانهاي دو يا چندجانبه نظامي و دفاع مشترك در ميان اكثر كشورها، شاكله مناسبات امنيتي آنها است.
9- در تعريف مفهوم حوزههاي امنيت، پيچيدگيهايي در ميان اعضا وجود دارد كه قابل اغماض نيست.
10- مجموعههاي امنيتي پيراموني ايران از حساسيت ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك مبسوطي برخوردارند.
11- اين مجموعهها هريك به نحوي درگير يك منازعه داخلي و يا يك جنگ خارجي هستند؛
12- به لحاظ ساختارشناسي هر مجموعه ازيك يا دو قدرت محوري تشكيل شده و بقيه اعضا پيرامون آن قرار دارند.
ملاحظه خصايص برشمرده فوقالذكر آشكار ميكند كه ج.ا.ا در يك محيط امنيتي واقعاً پيچيده قرار دارد كه در هر مجموعه و حتي با هر كشور عضو در هر مجموعه، به گونهاي از مناسبات و تعاملات نيازمند است. ضمن اينكه هرگز نبايد فراموش كرد كه ج.ا.ا. در منطقهاي واقع شده كه از حساسيت و آسيبپذيري بالايي برخوردار است و اين نكته ايران را به سمتوسوي ايجاد پيوندهاي محكم ديپلماتيك با كشورهاي منطقه، ملزم ميسازد. با توجه به تعاريف ارائه شده از مفاهيم «امنيت» و «مجموعه امنيتي منطقهاي»، حقيقت مطلب در اين مقوله گنجانده شده كه حفظ «امنيت» در نظام امنيت منطقهاي و در قالب هر مجموعه پيش گفته، عنصر اساسي دستيابي به يكپارچگي و ائتلاف و در نتيجه افزايش ضريب امنيت مجموعههاي امنيتي منطقهاي خواهد بود.
مقدمه:
به تازگی شبکه ای به نام فارسی 1 از طریق ماهواره هات بیرد قابل دریافت شده است. این شبکه پس از مدتی تبلیغ و در انتظار نگه داشتن مخاطبان فارسی زبان خود بالاخره در روز شنبه 10 مرداد برابر با اول آگوست 2009 برنامه های خود را شروع کرد. برنامه های این شبکه اغلب شامل پخش سریال های خانوادگی و تفریحی کشورهای مختلف از جمله آمریکا و کره به زبان فارسی (دوبله) و نیز موزیک ودیوهای خاص می باشد. متأسفانه بدلیل ناآگاهی مخاطبین از اهداف پیدا و پنهان گردانندگان این شبکه در حال حاضر شبکه فارسی 1 مخاطبین بسیاری را از میان جوانان و بخصوص خانواده ها به خود اختصاص داده است. این می تواند هشدار و زنگ خطری جدی برای متولیان رسانه ملی محسوب شود و رسالت ایشان را در ارتقای کیفی برنامه های تولیدی سیما افزایش دهد.
مدیریت شبکه فارسی 1
از نکات قابل توجه در خصوص شبکه فارسی 1 مدیریت و شیوه اداره این شبکه است. به نظر نگارنده دانستن برخی اطلاعات در این خصوص ضمن اینکه می تواند جالب باشد شاید بتواند در تشریح اهداف و نیات پنهان این شبکه برای مخاطبین موثر واقع شود. شبکه فارسی 1 متعلق به فردی به نام روبرت مرداک امپراطور رسانه ای و چهارمین مرد قدرتمند آسیاست. دفتر مرکزی این شبکه در هنگ کنگ قرار دارد و توسط کمپانی معروف استار متعلق به نیوز کورپریشین واقع در نیویورک و با همکاری شرکت افغانی موبی متعلق به خانواده محسنی اداره می شود.
اما روبرت مرداک کیست؟ روبرت مرداک یهودی استرالیایی الاصلی است که به سلطان شیطانی رسانه ها معروف است او دارای 60 شبکه تلویزیونی به 13 زبان مختلف است که روزانه حداقل 300 میلیون مخاطب را به خود جلب می کند. همینطور مسئولیت 100 روزنامه و مجله معتبر همچون دیلی تلگراف، وال استریت ژورنال، تایمز، ساندی تایمز، نیویورک پست و نیز شبکه های خبری معروفی همچون فاکس، فاکس نیوز و اسکای نیوز و سایت هایی همچون "مای اسپیس" بر عهده این فرد است. روبرت مرداک که از صهیونیست های بسیار با نفوذ در دنیاست بارها شخصاً به دخالت در امور دیگر کشورها از طریق همین شبکه افسانه ای رسانه ای اذعان داشته است که شاید یکی از مهمترین این کارکردها اثرگذاری و هدایت افکار عمومی توسط شبکه فاکس نیوز در جریان جنگ آمریکا علیه عراق باشد.
شخصیت عجیب مرداک بسیار قابل تأمل است او در عین حالی که هدایت بزرگترین بنگاه های خبری را بر عهده دارد بیشترین تمرکز خود را بر برنامه های تفریحی ـ سرگرمی نهاده است. در عین حال پر تیراژ ترین مجله انگلیسی یعنی نیوز آوورلد که یک مجله جنسی است متعلق به اوست و همینطور پر تیراژترین انجیل جهان توسط انتشارات او (واندروان) در آمریکا به چاپ می رسد. همین اندک به خوبی بیانگر آن است که لقب سلطان شیطانی رسانه ها لقب برازنده ای برای مرداک است.
شبکه فارسی 1 با اهدافی هولناک
در حال حاضر شبکه فارسی 1 ظاهراً برنامه های خود را برای مخاطبان فارسی زبان افغان، تاجیک و ایران تهیه و پخش می کند، لیکن به خوبی مشخص است تمرکز اصلی برنامه ها بر روی مخاطبان ایرانی است. برنامه های این شبکه فارسی شامل پخش سریال های تفریحی و خانوادگی صرف با دوبله فارسی و نیز موسقی تصویرهای خاص با محتوای جنسی و خشونت می باشد. از این بابت این شبکه نسبت به دیگر شبکه ها، حتی شبکه 24 ساعته ام بی سی پرشیا که پیش از این پخش فیلم های سینمایی روز هالیوود با زیرنویس فارسی را در ماهواره عرب ست آغاز کرده بود متمایز است.
ویژگی های این شبکه را از دو نظر می توان بررسی کرد:
1- شاخصهای ظاهری
- این شبکه برای اولین بار اقدام به دوبله آثار نمایشی روز اروپا، آمریکا و آسیای جنوب شرقی به زبان فارسی نموده است. اگر چه کیفیت این دوبله ها بسیار ضعیف و غیر قابل مقایسه با دوبله فیلم های خارجی در داخل ایران است لیکن در مقایسه با شیوه زیرنویس فارسی این آثار که در دیگر شبکه ها صورت می گیرد توانسته است نظر مخاطبین خود را به نوعی جلب کند. پیش بینی می شود به تدریج شبکه فارسی 1 تلاش کند این نقیصه را نیز رفع نماید و به کیفیت دوبله آثار پخش شده بیافزاید.
- از ویژگی های دیگر این شبکه پخش سریال های طولانی مدت و دنباله دار خانوادگی و تفریحی معمولی است که مخاطب اصلی آن خانواده ها بوده و با هدف کاملاً تفریحی تهیه و پخش می شوند. بخشی از برنامه های این شبکه هم به پخش موزیک ویدئوهایی اختصاص دارد که غالباً مضامین جنسی و خشونت را به تصویر می کشند.
- استفاده از وله های خاص غالباً با غلبه رنگ های صورتی از ویژگی های دیگر برنامه های این شبکه است. رنگ صورتی خصوصاً آنجا که در کنار رنگ های تیره ( مشکی ) قرار می گیرد از رنگهای ویژه و مورد توجه شبکه های پورنو بوده و به شدت در تولیدات بصری (مجله ها، سایت ها و ...) با موضوعات جنسی به کار می رود. برخی روانشناسان معتقدند رنگ صورتی بخصوص در مجاورت رنگ تیره بر انگیزاننده حس و غریزه جنسی در مخاطب است.
2- شاخص های محتوایی
به هیچ عنوان نمی توان پذیرفت آقای روبرت مرداک یکی از بزرگترین مردان رسانه ای جهان تنها با هدف سرگرم کردن مخاطبان فارسی زبان جهان شرکت های متعددی در دبی، هنگ کنگ و نیویورک فعال کرده باشد و شبکه ای خاص را بر روی یکی از بهترین فرکانس های ماهواره ای هات برد راه اندازی نموده باشد اما هیچ هدف خاصی را پیگیر نباشد. شبکه فارسی 1 اولین شبکه ای است که به طور تخصصی تمام تمرکز خود را بر روی خانواده ها نهاده است و اگر قرار است جوانان را نیز مورد هدف قرار دهد آنها را در کنار خانواده مورد توجه قرار می دهد.
مدیریت شبکه فارسی 1 با دقت و وسواس خاصی برنامه های خود را انتخاب می کند و آنچنان محتوای این سریالها برایشان مهم است که و به طور شتابزده و با دوبله ای نازل اما با سرعت در اختیار بینندگان فارسی زبان قرار می دهد. نگاهی به این سریال ها به خوبی نشان می دهد که تمام آنها در پرداختن به موضوعات ذیل مشترکند و به نظر می رسد قرار است در فارسی 1 به هیچ موضوعی غیر از این پرداخته نشود:
- ترویج خانواده های بی سامان و لجام گسیخته در مقابل ساختار سنتی خانواده
- ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن به همسرر و البته شوهر به زن
- بی اهمیت جلوه دادن احترام به والدین
- عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج تا حد باردار شدن دختر خانواده
- هویت زدایی از مفهوم خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی مستقل و مؤثر
- عادی جلوه دادن سقط جنین برای دختران قبل از ازدواج به عنوان راه حلی طبیعی برای رفع دلهره های احتمالی در روابط جنسی دختر و پسر
- تعصب زدایی از کانون خانواده و ترویج بی تفاوتی نسبت به حریم خانواده
- ترویج مفهوم زندگی با دیگران به جای ازدواج ( جالب است بدانیم این مفهوم سالهاست در برخی تولیدات روتین تلویزیونی خودمان هم تبلیغ می شود).
- ترویج فمینیسم و کم رنگ کردن نقش مرد در جامعه در حد کسی که تنها جهت رفع نیازهای جنسی زن خلق شده است!
- مخدوش نمودن رابطه فرزندان پسر و دختر در خانواده
- افزایش تأثیر پذیری جنسی و خشونت در جوانان و نوجوانان بخصوص از طریق پخش موزیک ویدئوهای خاص
- پی ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در نوجوانان و جوانان
کانون خانواده از مهمترین پایه های جامعه در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران عزیزمان است و به خوبی مشخص است که گردانندگان این شبکه بر اهمیت این پایگاه مقدس در جامعه اسلامی واقفند و با مورد هجوم قرار دادن آن برنامه دراز مدتی را در ذهن طراحی نموده اند.
سخن پایانی
اگر به دقت برنامه های مختلف شبکه های فارسی زبان خارج از کشور را پیگیری کرده باشیم الحق باید بگوییم تنها جای چنین شبکه ای خالی بود!! شبکه فارسی 1 حلقه مفقوده حمله رسانه ای غرب و در رأس آن صهیونیست را علیه ایران اسلامی تکمیل می کند. حلقه ای که مشخصاً خانواده را در کانون توجه خود قرار داده و با هدف منفعل و منحرف نمودن آن، تهیه و پخش می شود.
شبکه فارسی 1 در ادامه همان سناریوی از پیش طراحی شده ای شکل می گیرد که سالها پیش رهبر انقلاب از آن به عنوان تهاجم و شبیخون فرهنگی یاد کردند و امروز بیش از هر روزی نمودهای بارز این تفکر شیطانی را احساس می کنیم اما در این کارزار لازم است از اسباب و ادوات خاص خود برای مقابله و حتی تهاجم بهره جست. این ابزار چیزی نیست جز رسانه.
متأسفانه رسانه ملی در تولید برنامه های ویژه خانواده چندان موفق نبوده. اگر چه در طول سالیان گذشته برنامه های خوب و مخاطب پسند و پر محتوایی تهیه و تولید شده است اما این امر از تداوم لازم برخوردار نبوده و به طور مشخص از استراتژی قوی و از پیش تعیین شده ای متناسب با نیاز روز تبعیت نکرده است. لازم است رسانه ملی در تعریف خود از برنامه های با موضوع خانواده بازنگری جدی به عمل آورد و ضمن شناخت دقیق نیازهای مخاطبین (به خصوص زن خانواده و جوان) به تولید برنامه های روتین و جذاب همت گمارد.
صدا و سیما می تواند با تولید برنامه های مناسب و هدفمند و با بهره گیری از نظرات کارشناسان و منتقدین، رسانه های خارجی را با چالشی جدی مواجه سازد. بی شک بسیاری از مخاطبین به دنبال پر نمودن اوقات فراغت خود به جستجو در کانال های ماهواره ای می پردازند و در این بین است که ناخودآگاه متوجه برنامه هایی می شوند که بر خلاف ظاهری فریبنده به شکار ارزش های متعالیشان خیز برداشته اند اینجاست که رسالت رسانه ملی دو چندان می شود.
به نظر می رسد توجه به راهکارهای ذیل می تواند برای برنامه سازان و برنامه ریزان رسانه ملی مفید باشد:
- توجه به تولید سریال های خانوادگی جذاب و طولانی مدت روتین (به عنوان یکی از نمونه های بارز این سریال ها می توان از مجموعه نرگس نام برد)
- توجه به محتوای برنامه ها با در نظر گرفتن لزوم ارائه غیر مستقیم پیام
- بهره گیری از فرهنگ غنی ایرانی ـ اسلامی در تولید برنامه های جذاب (به عنوان مثال سریال بر بام آسمان ویژه زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی نمونه خوبی از این تولیدات بود)
- توجه ویژه به برنامه های ظنز خصوصاً طنزهای فاخر (بد نیست اشاره کنیم هنگام پخش سریال طنز شبهای برره صدای آمریکا در کنداکتور خود تغییراتی ایجاد می کرد تا برنامه های مهمی در آن ساعت پخش نشود)
- توجه ویژه به پخش موسیقی های اصیل متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی
- توجه ویژه به برنامه هایی با موضوع تفریحی سرگرمی از طریق تولید برنامه هایی در ساختارهای جذاب مسابقه ای
- توجه ویژه به تولید و پخش برنامه های ورزشی جذاب برای جوانان و خانواده ها به غیر از فوتبال
- همچنین لازم است رسانه ملی تولید برنامه هایی را که بتواند در آن واحد پدر، مادر، دختر و پسر یک خانواده را در کنار هم بنشاند نیز همت گمارد.
منبع: تابناک


تحول مهم در روابط ايران و روسيه: نيروگاه اتمي بوشهر در سال جاري هم راهاندازي نميشود.
اين خبر روز دوشنبه توجه بسياري از تحليلگران را به خود جلب کرد، روسها پس از رايزني ديميتري مدودف و همتاي آمريکايي او، باراک اوباما در حاشيه نشست آسيا ـ اقيانوسيه در سنگاپور پيرامون ايران، اعلام کردهاند که تا پايان سالجاري ميلادي نيز نيروگاه اتمي بوشهر به مرحله بهرهبرداي نميرسد.
مدودف و اوباما تاکيد کردند که فرصت ايران براي پذيرفتن پيشنهادهاي مذاکرهکنندگان بينالمللي پيرامون برنامه هستهاي اين کشور در حال به سر رسيدن است. روز بعد از انتشار اين اظهارات، سرگئي شماتکو، وزير انرژي روسيه هم گفت که «برنامه اعلام شده راهاندازي اين نيروگاه تا آخر سال 2009 عملي نخواهد شد»، وي دليل اين تاخير مجدد را همانند گذشته بروز برخي مشکلات و مسايل فني عنوان کرده است.
شايد در ظاهر امر چنين به نظر آيد که طرح مشکلات فني براي تاخير در راهاندازي نيروگاه بوشهر از جانب روسها ديگر بسيار مضحک شده است اما در اصل اين تحليل به منطق نزديک تر است که باور کنيم روسها بهانه مشکلات فني را هر بار مطرح ميکنند تا سياسي بودن اين تاخيرها را نشان دهند.
در واقع مقامات روس در تلاشند با طرح مسائل فني آن هم در مقاطع خاص، تاثير عوامل و پشت صحنههاي سياسي تاخيرها را به تهران يادآوري کنند. درست در زماني که روابط تهران و مسکو تحت تاثير مسائل سياسي داخلي دو کشور يا عامل ثالثي چون ايالات متحد آمريکا قرار ميگيرد، دست اندرکاران روس نيروگاه بوشهر به ياد بروز مشکلات فني در راهاندازي اين نيروگاه افتاده و از به تاخير افتادن زمان افتتاح سخن ميگويند.
|
وعدهها و رويدادها |
زمان |
|
امضاي قرارداد ساخت نيروگاه بوشهر با آلمان |
(1355) |
|
توقف كار ساخت نيروگاه از سوي آلمان |
(1357) |
|
ادامه كار آلمانيها در بوشهر |
(1360) |
|
توقف كار توسط آلمانيها به بهانه حمله موشكي عراق |
(1360) |
|
تدوين توافقنامه همكاري با روسيه در سفر هاشمي رفسنجاني به روسيه |
(1368) |
|
امضاي موافقتنامه با روسيه براي تكميل نيروگاه |
(1371) |
|
تعهد روسيه به اتمام كار نيروگاه تا پايان سال 2000 |
(1374) |
|
وزير انرژي روسيه: راهاندازي نيروگاه بوشهر به دلايل فني يك سال به تاخير ميافتد. |
(مهر 1382) |
|
مشاور رئيس جمهور روسيه: راهاندازي نيروگاه بوشهر تا پايان 2005 انجام ميشود |
(اسفند 1382) |
|
روميانتسف: نيروگاه بوشهر اواسط 2005 به بهرهبرداري ميرسد. |
(فروردين 1383) |
|
روسيه: نيروگاه بوشهر سال آينده به طور آزمايشي راهاندازي ميشود |
(فروردين 1383) |
|
رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه: نيروگاه بوشهر سال 2006 كارش را آغاز ميكند. |
(تير 1383) |
|
مدير پروژه ساخت نيروگاه بوشهر: واحد اول نيروگاه بوشهر اواخر سال 84 به بهرهبرداري ميرسد |
(آذر 1383) |
|
سعيدي: نيروگاه بوشهر سال آينده به بهرهبرداري ميرسد |
(دي 1383) |
|
رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه: سوخت هستهاي نيروگاه بوشهر پايان سال جاري ميلادي يا اوايل سال آينده به ايران تحويل ميشود |
(ارديبهشت 1384) |
|
حدادعادل: ايران و روسيه به راهاندازي نيروگاه هستهاي بوشهر متعهدند |
(آذر 1384) |
|
حسيني: سوخت بوشهر بايد تا ٢ هفته ديگر ارسال شود |
(اسفند 1385) |
|
روسيه: به دليل تاخير در پرداختهاي ايران افتتاح نيروگاه بوشهر با تاخير مواجه ميشود |
(فروردين 1386) |
|
متكي: سوخت نيروگاه بوشهر به زودي به ايران ارسال ميشود |
(شهريور 1386) |
|
پوتين: احداث نيروگاه بوشهر به علت مسائل فناوري آن سخت شده / روسيه به هيچ وجه از ارسال سوخت نيروگاه خودداري نخواهد کرد |
(مهر 1386) |
|
لاريجاني: گفتند نيروگاه بوشهر تا ماه آينده راهاندازي ميشود |
(آذر 1386) |
|
روسيه: نيروگاه بوشهر تا كمتر از يك سال ديگر افتتاح نميشود |
(آذر 1386) |
| اتم استروي اكسپورت: نيروگاه بوشهر تا پيش از پايان سال 2008 راهاندازي نميشود |
(آذر 1386) |
|
متكي: تا تابستان سال آينده نيمي از ظرفيت نيروگاه بوشهر وارد مدار ميشود/ به روسها براي راهاندازي نيروگاه بوشهر اعتماد داريم |
(دي 1386) |
|
نيروگاه بوشهر مهر٨٧ راهاندازي ميشود |
(بهمن 1386) |
|
يك عضو دوماي روسيه: نميتوان تاريخ دقيق راهاندازي اين نيروگاه را تعيين كرد |
(شهريور 1387) |
|
رئيس اتم استروي اکسپورت: راه اندازي نيروگاه بوشهر «ديماه» برگشت ناپذير خواهد بود |
(شهريور 1387) |
|
صالحي: زمان افتتاح نيروگاه بوشهر را نميگويم |
(مهر 1387) |
|
متكي: ابهامي درباره تاريخ بهرهبرداري از نيروگاه بوشهر نداريم |
(آبان 1387) |
|
كرينكو: روسيه كل نيروگاه بوشهر را در سال 2009 تكميل ميكند |
(آذر 1387) |
|
قشقاوي: از مراحل اجرايي كارهاي نيروگاه بوشهر راضي هستيم |
(دي 1387) |
|
روسيه مصمم است نيروگاه را تا پايان امسال تمام كند |
(بهمن 1387) |
|
نيروگاه بوشهر تا سال آينده به طور كامل راهاندازي ميشود |
(بهمن 1387) |
|
مقامات روس + متكي: نيروگاه بوشهر شهريور ماه (سپتامبر) افتتاح ميشود |
(بهمن 1387 + فروردين 1388) |
|
پيش راه اندازي نيروگاه |
اسفند 1387 |
|
سخنگوي اتم استروي اكسپورت: به دليل مشكلات مالي افتتاح نيروگاه با تاخير مواجه ميشود |
(تير 1388) |
|
مدير فني اتم استروي اكسپورت: نيروگاه بوشهر تا آخر 2009 (دي 1388) افتتاح ميشود |
(آبان 1388) |
|
وزير انرژي روسيه: برنامه اعلام شده راهاندازي اين نيروگاه تا آخر سال 2009 عملي نخواهد شد |
(آبان 1388) |
خبر تعويق در راهاندازي بوشهر در حالي گزارش ميشود که هنوز تهران هيچ پاسخ رسمي به پيشنهاد آژانس ارائه نداده و علاوه بر طرفهاي غربي ايران، روسيه نيز به نسبت گذشته واکنشهاي متفاوتي از خود نشان ميدهد. اين کشور علاوه بر تاخير در تحويل سيستم موشکي اس- 300 به ايران، به تازگي از گزينههاي ديگري غير از همکاري و گفت و گو سخن ميگويد که در صورت بي پاسخ ماندن پيشنهاد آژانس از سوي تهران قابل بررسي و اجرا خواهد بود.
اين شرايط نشان ميدهد که علي رغم تمايلي که مسکو به بازي با غرب و بويژه آمريکا بر سر ايران دارد، ادامه شرايط فعلي ميتواند مسير بازي را تغيير دهد و کرملين را به واکنش وا دارد. منافع، حرف نخست را در تصميمگيريهاي کرملين ميزند، اگر اين منافع حکم به نزديکي مقطعي يا دائمي با غرب حكم کند، مقامات روس به اين سمت گرايش مييابند و اگر دوري از آمريکا و غرب، تاکيد بر استقلال راي در تصميمگيري پيرامون مسائل ايران يا حتي نزديکي چشمگير به تهران منافع بيشتري را متوجه روسيه کند، طبعا اين جهتگيري را انتخاب خواهد کرد.
اکنون اين ايران است که با سکوت در مقابل ديپلماسي جامعه جهاني و ابهام آفريني در ابعاد مختلف موضوع هستهاياش، پاي منافع مسکو را در نزديکي به تهران بسته و کرملين را به واکنش ملزم ساخته است.
برخي معتقدند که کرملين از همکاري در فعاليتهاي هستهاي ايران سودي نداشته و با آشکار شدن تاسيسات هستهاي قم حتي در مظان اتهام پنهان کاري قرار گرفته است، عدهاي نيز بي اطلاعي مسکو از تاسيسات جديد قم را زمينه ساز بي اعتمادي روسيه به تهران در روند همکاريهاي هستهاي دو کشور ميدانند.
صرف نظر از دلايلي که مسکو را به بررسي همراهي بيشتر با غرب و سخت گيري بيشتر در قبال ايران وا داشته است، بايد گفت که اکنون رئيس جمهور روسيه بر خلاف تصور مقامات ايران، نگاه مثبتي به روند برنامههاي هستهاي تهران ندارد.
تهران با پاسخ ندادن به پيشنهاد آژانس که البته ابتدا از سوي واشنگتن مطرح شد، فرصت بهرهبرداريهاي سياسي، اقتصادي، فني و حتي نظامي را از مسکو محروم ساخته ضمن آن که باور غرب را درغير صلح آميز بودن فعاليتهاي هستهاي خود تقويت کرده است.
اين شرايط مسکو را به چارهانديشي وا داشته و همکاري با آمريکا ميتواند گزينه مناسبي باشد، البته تاريخ نشان داده که همکاري روسيه و آمريکا ميتواند راهکاري مقطعي براي دو کشور در راستاي منافع بيشتر باشد؛ همان طور که اوباما با به تعليق درآوردن استقرار سيستم دفاع موشکي در اروپاي شرقي زمينه جلب نظر و رضايت مسکو در همراهي بر سر ايران را فراهم ساخت اما بطور کامل اين برنامه را از دستور کار خارج نکرد، اقدام متقابل مسکو در به تعليق درآوردن استقرار سيستم موشکي اسکندر نيز در همين چارچوب قابل بررسي است.
اهميت سخنان جديد روساي جمهور روسيه و آمريکا در مورد ايران اين است که دو طرف از برخورد ايران ناراضياند و گزينههاي ديگري غير از ديپلماسي را قابل بررسي اعلام ميکنند، در اين شريط بعيد نيست که مسکو و واشنگتن در اجراي تصميمي مشترک عليه ايران همراهي جدي و بلند مدت داشته باشند.
با اين اوصاف اين سؤال وجود دارد كه تهران در برابر بدقوليها يا تاخيرهاي مسکو از يک سو و فشاري که براي تغيير مسير هستهاي ايران وارد ميکند از سوي ديگر، چه واکنشي خواهد داشت؟
منبع : هفته نامه میهن
«گریت ویلدرز»، رئيس حزب آزادي و نماينده اسلامستيز پارلمان هلند که کاندیدای مطرح احراز پست نخست وزیری این کشور اروپایی به شمار میرود، مبارزات انتخاباتی خود را با حمله به اسلام و مقدسات آن آغاز کرده و موضعگیریهای شدید علیه مسلمانان اروپا روا داشته است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، روزنامه «الحدیث»، چاپ اردن با بازتاب موضوع بالا نوشت: «گریت ویلدرز» در تبلیغاتش گفته است که اگر حزب ما در انتخابات پیروز شود و آرای ما بر رقبا پیشی بگیرد، موضوع حضور مسلمانان در اروپا را پیگیری و بر استفاده از حجاب مالیات وضع و از تدریس و تلاوت قرآن جلوگیری خواهم کرد.
او که خود را برای مبارزات انتخاباتی در سال 2011 آماده میکند، افزود: آزادیهای مسلمانان را محدود و در قوانین مهاجرت و برخورداری مسلمانان از حقوق اجتماعی در اروپا تجدیدنظر خواهم کرد.

«ویلدرز» در ماه مارس گذشته (فروردین ماه) نیز فیلمی را به نام «فتنه» يا «خطر اسلاميشدن هلند» تهیه کرد و روی شبکههای اینترنتی به نمایش گذاشت. در این فیلم به تعالیم دین اسلام و به شخص نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) اسائه ادب شده بود.
انتشار این فیلم آنقدر زننده بود که «يان پيتر بالكنيدي»، نخستوزير هلند در واكنش به انتشارش گفته بود: من ديدگاه ويلدرز درباره اسلام را كه در فيلمش آمده، رد ميكنم. اين فيلم اسلام و تروريسم را با يكديگر درآمیخته و ما اين برداشت را رد ميكنيم.
هلند در سالهای گذشته، شاهد جسارتهای متعددی از سوی مقامات سیاسی و جریانهای رسانهای موهن علیه مسلمانان اروپا بوده و با شعار آزادی، آشکار و پنهان به مقدسات مسلمانان توهین میکند.
این نوع برخوردها، در حالی انجام میپذیرد که در بسیاری از کشورهای اسلامی اقلیتهای مسیحی زندگی نیز زندگی میکنند؛ اما تاکنون به ندرت شاهد توهین به مقدسات دینی و یا محدودیتهای مذهبی برای پیروان این دین و یا دیگر ادیان آسمانی بودهایم؛ البته این جدای از محدودیتهای قانونی است که در هر جامعهای هست.
شيعيان زيدي ساکن استان صعده و ديگر مناطق يمن، شيعه پنج امامي هستند و معتقد به امامت زيد بن علي زين العابدين بن حسين(ع) بن علي(ع) هستند.
زيد بن علي گرچه خود را امام نمي داند و به خونخواهي مظلومان عاشورا قيام کرد، اما پيروانش وي را به عنوان امام پنجم مي شناسند و به همين دليل زيديه ناميده مي شوند. زيدبن علي که فردي بسيار شجاع و اهل علم و دانش بود، در سال 122 هـ.ق در دوران خلافت هشام بن عبدالملک اموي بر ضد حکومت ظلم و جور امويان در کوفه قيام کرد و با جمع کثيري از يارانش به شهادت رسيد.
عقايد خاص زيدبن علي(ع) از جمله قيام و خروج عليه ظالمان در هر شرايطي، امکان امامت بدون برخورداري از علم غيب و عصمت، سبب شد که علي رغم اينکه خودش مدعي امامت نباشد، اما پيروانش او را امام بدانند و پس از شهادتش در کوفه و عراق، ايران و يمن دست به قيام عليه حکومت هاي وقت بزنند و حکومت هاي زيدي را تشکيل دهند.
«جاروديه»، «سليمانيه» و «صالحيه» از جمله سه فرقه اصلي زيديه است که از آن فرقه هاي ديگري مانند «هادويه» و «قاسميه» در يمن و «ناصريه» در ايران شکل گرفت.
از مهمترين و معروفترين حکومت زيدي ها در ايران که با آمدن يحيي بن عبدالله به ديلم و بعد از شهادت وي توسط عباسيان در سال 250 هـ.ق شکل گرفت، مي توان به قيام حسين بن علي معروف به داعي کبير اشاره کرد.
يحيي بن حسين رهبر فرقه هادويه در سال 284 هـ.ق در صعده يمن توانست با ترويج مذهب هادويه، حکومت زيدي را تشکيل دهد. حکومت زيدي ها بر يمن با افت و خيز تا استيلاي عثمانيان وجود داشت تا اينکه سقوط عثماني ها، زمينه را براي حاکميت مجدد آنها فراهم کرد و تا سال 1964 حکومت در دست زيدي ها بود تا اينکه در اين سال اعلام جمهوري شد.
بدرالدين الحوثي که خود يکي از فقهاي زيديه است و 90سال سن دارد، پدر حسين الحوثي رهبر سابق الحوثي هاست که در سال 2004 در نبرد با ارتش يمن کشته شد.
الحوثي ها در واقع بازوي مسلح شيعيان مظلوم استان شيعي نشين صعده هستند که در برابر تهاجمات دولت مرکزي دفاع مي کنند.
زيدي ها در بسياري از اعتقادات با شيعيان اثني عشري مشترک هستند و مراسم عاشورا و جشن هاي الغدير را به طور گسترده برگزار مي کنند.
الحوثي ها و در راس آنها، عبدالملک الحوثي بر اين موضوع تأکيد دارند که استان شيعه نشين صعده جزئي از خاک يمن است و آنها به هيچ وجه قصد جدايي از آن کشور را ندارند.
عبدالملک الحوثي رهبر فعلي الحوثي ها و برادر حسين الحوثي بارها بر اين موضوع تأکيد کرده است که از سوي هيچ کشوري حتي ايران حمايت نمي شود و خواسته هايي دارد که دولت مرکزي به آن توجه نمي کند.
اختلاف ديدگاه سياسي با حکومت مرکزي در مورد آمريکا و اسرائيل، بي توجهي دولت به وضعيت خاص استان صعده و انجام نشدن اقدامات عمراني از جمله مسائلي است که از سال هاي پس از وحدت يمن تاکنون همواره باعث درگيري الحوثي ها با دولت شده است.
علاوه بر اين، بافت قبيله اي و وضعيت جغرافيايي منطقه به عنوان يک عامل طبيعي باعث شده است که دولت مرکزي يمن نتواند الحوثي ها را به راحتي شکست دهد.
عبدالملک الحوثي رهبر فعلي جنبش الحوثي به دليل دارا بودن شخصيت قوي، پس از کشته شدن برادرش حسين، با وجود برادر بزرگترش يحيي، به رهبري اين جنبش برگزيده شد و از سال 2004 تاکنون توانسته است با کمک برخي از همفکران برادرش در شباب المومن، آن را هدايت و رهبري کند.
وي سخنوري بسيار تواناست و با توجه به نفوذ پدرش بدرالدين که از ائمه مذهب جارودي (فرقه اي از زيديه) است که احترام و نفوذ زيادي در يمن دارد، توانسته است بهره فراواني ببرد. به گفته مخالفان الحوثي ها، تحولات فکري آنها باعث شده است که آنها در افکار و عقايد بسياري با شيعه امامي احساس نزديکي کنند و همين موضوع به عنوان نقطه اتهام آنها به عنوان حمايت فکري ايران ناميده مي شود.
بدرالدين الحوثي در کتابي باعنوان «زيديه در يمن» برخلاف عقيده جاري در بين زيديه مبني بر درست بودن خلافت ابوبکر، عثمان و عمر، به مخالفت برخاسته و همين موضوع باعث شد که بسياري از رهبران زيديه به مخالفت با او برخيزند.
پسرش حسين الحوثي نيز با تأثيرپذيري از افکار پدرش بر موارد مشترک با شيعه دوازده امامي تأکيد کرده بود و اين باعث شد که دشمنان با او به دشمني بپردازند.
تصویر جنایات دولت یمن و حکومت وهابی آل سعود را در اینجا ببینید.
(صحنه ها بسیار دلخراش هستند اگر ناراحتی قلبی دارید از دیدن این تصاویر خودداری فرمایید.)
«جان الن محمد»، 48 ساله به اتهام قتل «دین هارولد مایرز»، یکی از 10 قربانی کشتارها در جریان سه هفته حملاتی که واشنگتن را در وحشت فروبرد، اعدام شد.
به گزارش ايلنا به نقل از بيبيسي، اين اعدام در حالي صورت گرفت كه یک روز پیشتر دیوانعالی آمریکا درخواست وکلای محمد برای تجدیدنظر در حکم اعدام را رد کرده بود. پس از آن در روز سهشنبه «تیموتی کین»، فرماندار ایالت ویرجینیا نیز درخواست عفو او را رد کرد.
«لی بوید مالوو»، همدست نوجوان محمد در آن حملات بهخاطر نقش خود در آن کشتارها حبس ابد گرفته است. مالوو در آن زمان 17 سال داشت.
این دو تن مظنونند که ابتدا در ایالتهای «آلاباما» و «لوئیزیانا» شش تن را کشتند و بعد به مریلند، واشنگتن دیسی و ویرجینیا رفتند و آنجا به کشتارها ادامه دادند. به گفته پلیس، آنها قربانیان را با تک تیر از راه دور از صندوق عقب یک ماشین که حفرهای در آن تعبیه شده بود، هدف قرار میدادند.
مایرز در ایستگاه پمپ بنزین در شهر «مناسس» در ایالت ویرجینیا از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفت.
طبق اين گزارش، جان الن محمد سهشنبه شب با تزریق دارویی مرگبار در زندانی در ویرجینیا اعدام شد. مرگ او ساعت 9 و 15 دقيقه شب به وقت محلی توسط مقامهای زندان اعلام شد.
اين مقامها گفتند که جان الن محمد در پایان عمر چیزی نگفت و صورتش عاری از هرگونه احساسی بود.
وکلای وی در انتقاد از حکم اعدام گفته بودند که او از بیمار شدید روانی رنج می برد.
در ایران اگر نوجوانی محکوم شود صدای کل دنیای در می آید که حقوق بشر در ایران رعایت نمی شود ولی همانطور که در خبر خواندید در امریکا نوجوان 17 ساله را که قاتل هم نبوده است به جرم معاونت قتل به حبس ابد محکو م می کنند و آب از آب تکان نمی خورد.
بزرگترین مانور مشترک نظامی دوجانبه آمریکا-اسرائیل که از تاریخ 21 اکتبر شروع و در تاریخ 3 نوامبر ـ یک هفته قبل ـ با حضور بیش از 2000 نفر از نیروهای دو طرف به پایان رسید، عمده هدف آن مقابله با تهدید موشک های بالستیک ایرانی تعیین شده بوده است.
به گزارش خبرنگار "تابناک"، بر اساس ادعای فرماندهان این مانور مشترک، عملیات "جونیپر کبرا" که در آن پنج نوع مختلف سیستم دفاع موشکی آزمایش شد مشخص نمود که کدامیک از این سیستم ها قابلیت و توانمندی بیشتری در مقابل حملات موشکی ایران دارد.سیستم های یاد شده عبارتند از:
1- سیستم برد بلند "آرو-2 " : این سیستم توسط صنایع هوا فضای رژیم صهیونیستی با همکاری کمپانی "بوئینگ" ساخته شده که تحت نظارت وزارت دفاع رژیم صهیونیستی و پنتاگون فعالیت های ساخت این سیستم انجام شده است.
2- سیستم "تاد" یا ترمینال دفاعی: فراز منطقه ای که برای نابود کردن موشکهای بالستیکی برد کوتاه بوسیله کمپانی آمریکایی "لاکهید مارتین" در بخش سیستم فضایی این کمپانی ساخته شده است.
3- سیستم "پک تری" : با توانایی پیشرفته "پاتریوت 3" ـ که موشک های هدایت شده نامیده می شوند ـ و بردشان سه برابر موشک های نسل اول "پاتریوت" است.
4- موشک های سوار بر کشتی: این موشک ها به سیستم دفاع موشکی بالستیک "ایجس" معروف است که به موشک های استاندارد "اس-ام 3" و سیستم راداری "SPY1/AN " مجهز می باشند که 360 درجه اطراف خود را پوشش می دهد.موشک های "SM-3" که برای ساقط کردن ماهواره های آمریکایی که خارج از مدار خود حرکت می کردند و یکی از این ماهواره ها در فوریه سال 2008 توسط این نوع از موشک ها ساقط شده است کارایی داشته اند. و اکنون اصلاحاتی بر روی این نوع موشکها انجام داده اند که بتواند برروی زمین هم کارایی داشته باشند.
این مانور دریایی، بزرگترین مانور بین نیروهای آمریکایی و اسرائیلی بوده است که تاکنون در تاریخ روابط دو کشور اتفاق افتاده و تاکنون این همه تجهییزات موشکی به همراه هم مورد آزمایش قرار نگرفته بودند.
این مانور دریایی که برای دفاع موشکی از رژیم صهیونیستی در نظر گرفته شده بود و با توجه به اینکه فاصله تل آویو تا تهران 1598 کیلومتر است بنابراین از سیستم راداری با قابلیت ردیابی 2000 مایلی استفاده شده است.
اما آخرین سیستم دفاع موشکی رژیم صهیونیستی که "دفاع موشکی ریتون" نام دارد در قراردادی با سیستم دفاع موشکی پیشرفته "رافائل" ـ که ارزش معاملاتی آن به 100 میلیون دلار می رسد ـ مقرر گردیده که طراحی لازم را برای سیستم "دیوید سلینگ" به انجام برساند.
سیستم دفاع موشکی "DSWS" برنامه مشترک بین آزانس دفاع موشکی و سازمان دفاع موشکی رزیم صهیونیستی است. و این سیستم موشک های بالستیک برد کوتاه و راکت های کالیبر بالا و موشک های "کروز" را رهگیری و سرنگون می کند.
در همین حال، چند هفته قبل دولت آلمان قرارداد دو زیردریایی کلاس "دولفین" مدل "یو-212" را که تا یک سال دیگر تحویل این رژیم می شود را امضاء نمود.
مقامات نظامی رژیم صهیونیستی اعتقاد دارند که این زیردریائی ها بهترین نوع تجهیزات برای دفاع در مقابل تهدیدات موشکی ایران است.
مانور دریایی "جونیپر کبرا" یا "کبرا کوهی" نمونه ای برای برنامه ای است که آنها قصد دارند به همراه ناتو برای برنامه دفاع موشکی خود در اروپا تجهییز کنند و سپر دفاع موشکی اروپا را از این روش بدست آورند.
سیستم راداری که آمریکا در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است ـ که در مانور فوق نیز مورد استفاده قرار گرفته است ـ سیستم "2-AN/TPY" نام دارد که گفته می شود از فاصله 4300 کیلومتری یک هدف به اندازه توپ بیسابال را شناسایی و ره گیری می کند.
این نوع تحرکات نشان می دهد که رزیم صهیونیستی در آماده باش کامل قرار دارد و ضمن ایجاد فضا سازی روانی در تلاش است تا آمادگی خود را برای درگیری احتمالی با کشورهای منطقه و به ویژه ایران حفظ کند.هرچند طی سال های گذشته همواره چنین وضعیتی در سیاست های رژیم صهیونیستی به عنوان یک راهبرد حاکم بوده و آنها در پی بهره برداری های خود از ایجاد چنین فضاهایی هستند اما برای ایران این پیام را دارد که او نیز باید ضمن بالا بردن توان دفاعی خود به هیچ وجه از برنامه های صهیونیست ها غفلت نورزد.
جمعیت:
ایران: 65,875,223 (July 2008 est.)
آمریکا: 303,824,646 (July 2008 est.)
تولید ناخالص ملی:
ایران: 0.75 تریلیون دلار (2007 est.)
آمریکا: 13.8 تریلیون دلار (2007 est.)
بودجه نظامی در سال 2009:
ایران: 7.2 میلیارد دلار
آمریکا: 711 میلیارد دلار
تعداد نیروهای نظامی:
ایران: 895,000 (545,000 active + 350,000 reserve)
آمریکا: 2,580,875 (1,498,157 active + 1,082,718 reserve)
نیروی زمینی
تعداد تانک های میان برد:
ایران: 1613
آمریکا: 8023
ادوات شناسایی:
ایران: 35
آمریکا: 348
جنگنده های زمینی زرهی:
ایران: 610
آمریکا: 6719
نفر بر های زرهی:
ایران: 640
آمریکا: 21242
واحد های توپخانه ای:
ایران: 8196
آمریکا: 8041
هلیکوپتر:
ایران: 311
آمریکا: 5425
نیروی دریایی
زیردریایی:
ایران: 6
آمریکا: 71
ناو های عظیم جنگی:
ایران: 5
آمریکا: 106
شناور های گشتی و ساحلی:
ایران: 320
آمریکا: 157
کشتی های آبی خاکی:
ایران: 21
آمریکا: 490
نیروی هوایی
هواپیماهای جنگنده:
ایران: 286
آمریکا: 3538
هواپیماهای موشک انداز برد زیاد:
ایران: 0
آمریکا: 170
جنگنده ترابری:
ایران: 136
آمریکا: 883
جنگ افزار های هوشمند و الکترونیکی:
ایران: 3
آمریکا: 159
جنگنده های شناسایی:
ایران: 6
آمریکا: 134
جنگنده های گشت روی آب:
ایران: 8
آمریکا: 197
جنگنده های هوایی ضد ناو:
ایران: 0
آمریکا: 58
جنگنده های هوابرد اخطار دهنده:
ایران: 0
آمریکا: 53
هسته ای
کلاهک های هسته ای:
ایران: 0
آمریکا: 5400
«آلبرت اینشتین» فیزیكدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله علمی خود با عنوان Die Erklarung (به معنای بیانیه) كه در سال 1954 در آمریكا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را كاملترین و معقولترین دین دانسته است.
این رساله را پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با كمك یكی از اعضاء شركت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یك عتیقهفروش یهودی خریداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط شناسی رایانهای چك شده و تأیید گشته است.
در سال 1264 هجری قمری، یعنی درست در حدود 166 سال پیش نخستین برنامهی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبلهكوبی میكردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهكوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واكسن بزنند! بهویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله میكوبند.
اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شماری كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهكوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند كه در همهی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله كوبیدهاند.
در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچههایتان آبلهكوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده میشود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.
این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میكردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچهی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشكهایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیدهاند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میكنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند.
عصرایران ، مهندس حمید ثانی : امروزه هر جا سخن از استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه به میان می آید تصویری که در اذهان عامه نقش می بندد این است که در هنگام برقراری تماس ، مکالمات رد و بدل شده توسط دستگاهی واسط ضبط می شود و مورد شنود قرار می گیرد. این نوع استراق سمع اگر چه می تواند مورد استفاده قرار گیرد اما با پیدایش تلفن های همراه و گسترش ارتباطات سیار ، شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع های محیطی به کار گرفته می شود.
هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد. فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.
امروزه یکی از تجارت های پرسود برای شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده میکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این میکروفون های فعال شده می باشد.
این دستگاه ها قابلیت هایی به خریداران آنها می دهد که با استفاده از آن می توانند به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را به راحتی شنود نمایند.
البته این دستگاه های شنود تنها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمی شود و سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز می توانند در صورت داشتن کد های نفوذ به دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص (مانند نوکیا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.
البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.
در صورتی که فرد مهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ، پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو به طیف وسیعی از مشترکان یک شهر ارسال می کند و مشترکان تلفن های همراه نیز پس از خواندن این پیامک ، فرد مهاجم را در جایگذاری این جاسوس کوچک یاری می رسانند.
با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند بسته به حساسیت میکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.
لازم به ذکر است که این سیستم جاسوسی ، تنها محدود به شنود مکالمات محیطی نمی شود بلکه این دستگاه ها قادر به دسترسی به تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.
توصیه هایی برای مقابله با این جاسوسی :
1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.
2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.
3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.
4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.
5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.
6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.
7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.
8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"
روشنترين پيام شهادت سردار شوشتري و سران طوايف بلوچستان، درستي و صحت راه و عملكرد آنها بوده، چه اگر معاندين جندالشيطان احساس خطر نميكردند به اين نشست وحدتآفرين حملهور نميشدند.
وحدت ملي، مذهبي و قومي نقطه آسيب افراد، اشخاص و گروههايي است كه به دليل افراطگرايي خود، خواهان افراط همه هستند.
طرح مردمي كردن امنيت جنوب شرق كشور و پيگيري امور امنيتي از مجاري فرهنگي و تغيير در آرايش نيروهاي نظامي منطقه پيامآور تحولي ژرف در مختصات سياسي و اجتماعي سيستان و بلوچستان است كه مورد غضب بريدگان و راندهشدگان از مردم بلوچ و گروههاي افراطي حامي آنها قرار گرفته است چرا كه در امتداد چنين تحولي، افرادي كه از لوله تفنگ سخن ميگويند به كوهها و صحراها رانده خواهند شد و خردمندان و خردورزاني از همان طايفه و قوم جاي آنان را خواهند گرفت.
”من به آپولون، پزشک آسکلیپوس، هیژیا و پاناکیا سوگند یاد میکنم و تمام خدایان و الههها را گوه میگیریم که در حدود قدرت و بر حسب قضاوت خود مفاد این سوگند نامه و تعهد کتبی را اجرا نمایم. من سوگند نامه و تعهد کتبی را اجرا نمایم. من سوکند یاد میکنم که شخصی را که به من حرفه پزشکی خواهد آموخت مانند والدین خود فرض کنم و در صورتی که محتاج باشد درآمد خود را با وی تقسیم کنم و احتیاجات وی را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتی که بخواهند به تحصیل پزشکی بپردازند بدون مزد یا قراردادی حرفه پزشکی را به آنها بیاموزم.
اصول دستورهای کلی، دروس شفاهی و تمام معلومات پزشکی را جز پسران خود، پسران استادم شاگردانی که طبق قانون پزشکی پذیرفته شده و سوگند یاد کردهاند به دیگری نیاموزم. پرهیز غذایی را بر حسب توانایی و قضاوت خود به نفع بیماران تجویز خواهم کرد نه برای ضرر و زیان آنها و به خواهش اشخاص به هیچ کس داروی کشنده نخواهم داد و مبتکر تلقین چنین فکری نخواهم بود. همچنین وسیله سقط جنین در اختیار هیچ یک از زنان نخواهم گذاشت. با پرهیزگاری و تقدس زندگی وحرفه خودر ا نجات خواهم داد. بیماران سنگ دار را عمل نخواهنم کرد و این عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانهای که باید داخل شوم برای مفید بودن به حال بیماران وارد خواهم شد و از هر کار زشت ارادی و آلوده کننده به خصوص اعمال ناهنجارو با زنان و مردان خواه آزاد و خواه برده باشند اجتناب خواهم کرد. آنچه در حین انجام دادن حرفه خود و حتی خارج ازآن درباره زندگی مردم خواهم دید یا خواهم شنید که نباید فاش شود به هیچ کس نخواهم گفت زیرا این قبیل مطالب را باید به گنجینه اسرار سپرد. اگر تمام این سوگند و نامه را اجرا کنم و به آن افتخار کنم از ثمرات زندگی و حرفه خود برخوردار شوم و همیشه بین مردان مفتخر و سربلند باشم، ولی اگر آن را نقص کنم و به سوگند عمل نکنم از ثمرات زندگی و حرفه خود بهره نبرم و همیشه بین مردان سرافکنده و شرمسار باشم.
سرویس بینالملل «تابناک» ـ حادثه تروریستی روز گذشته در جنوب شرق کشورمان، بازتاب گستردهای در رسانههای منطقه داشت که با تفاسیر و تحلیلهای گوناگون و بعضا مغرضانهای همراه بود.
روزنامه «الشرق الاوسط» که از حمایت مالی مستقیم سعودیها برخوردار است، با انتشار یک کاریکاتور موهن در این زمینه نوشت: «ایران ... بازگشت تروریسم به خانه خود»!
این روزنامه سعودی چاپ لندن در این تحلیل، وقوع اینگونه رخداد در ایران را جبر تاریخی خوانده و حادثه تروریستی روز گذشته در استان سیستان و بلوچستان را نتیجه حمایت ایران از برخی گروههای تروریستی در لبنان، یمن، عراق، فلسطین و عربستان تفسیر کرده است!
در ادامه این تحلیل آمده است: جنگ طایفهای در ایران، نتیجه عملکرد تبعیض آمیز نظام ایران علیه اکثریت سنی در منطقه سیستان و بلوچستان است! و انتظاری بیش از این نمیرود که تبعیض طایفی، سرانجام روزی خود را نشان خواهد داد.
نوع پردازش اخبار و گزارشهای «الشرق الاوسط» درباره این حادثه، ضدیت سعودیها با ایران و حمایتشان از گروههای تروریستی در منطقه جنوب شرق کشورمان را به خوبی نشان میدهد؛ موضوعی که پیش از این از سوی مردم بومی منطقه نیز بر سر زبانها رفته است.
بر پایه این گزارش، «المحیط» نیز به گونه دیگری به بازتاب این خبر پرداخته و در تحلیلی بی پایه و خندهدار نوشته است که حادثه تروریستی دیروز، فراتر از موضوع شیعه و سنی است و بیشتر به موضوع جنگ اصلاحطلبها با دولت ایران ارتباط دارد!
این پایگاه خبری در ادامه افزوده است: آقای جنتی چند روز پیش اعلام کرده بود که در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی (سیزدهم آبان) اقداماتی علیه دولت انجام خواهد شد و به نظر میرسد حادثه روز گذشته، سرآغازی بر این پیشبینی باشد، چرا که در این حادثه هم شیعیان کشته و زخمی شدند و هم سران قبایل اهل سنت؛ بنابراین، حادثه سیستان و بلوچستان نمیتواند به تنهایی کار گروه ریگی باشد، چرا که ریگیها تنها با شیعیان سر جنگ دارند. البته این رسانه عربی اشارهای نکرد که چگونه و از کجا توانسته جنگ اصلاح طلبان با دولت را از دل این حادثه بیرون آورد.
روزنامه عربی «الزمان»، چاپ لندن نیز نوشت: انفجار «سرباز» موضع ایران در گفتوگوهای هستهای امروز ایران و غرب در وین را تحتالشعاع قرار داده و ایران را در موضع پرخاشگرانه قرار خواهد داد، زیرا ایرانیها از نخستین لحظات وقوع این رویداد، عوامل انگلیس و آمریکا را دخیل در آن دانستهاند.


